1. الفاتحة 2. البقرة 3. آل عمران 4. النساء 5. المائدة 6. الأنعام 7. الأعراف 8. الأنفال 9. التوبة 10. يونس 11. هود 12. يوسف 13. الرعد 14. إبراهيم 15. الحجر 16. النحل 17. الإسراء 18. الكهف 19. مريم 20. طه 21. الأنبياء 22. الحج 23. المؤمنون 24. النور 25. الفرقان 26. الشعراء 27. النمل 28. القصص 29. العنكبوت 30. الروم 31. لقمان 32. السجدة 33. الأحزاب 34. سبأ 35. فاطر 36. يس 37. الصافات 38. ص 39. الزمر 40. غافر 41. فصلت 42. الشورى 43. الزخرف 44. الدخان 45. الجاثية 46. الأحقاف 47. محمد 48. الفتح 49. الحجرات 50. ق 51. الذاريات 52. الطور 53. النجم 54. القمر 55. الرحمن 56. الواقعة 57. الحديد 58. المجادلة 59. الحشر 60. الممتحنة 61. الصف 62. الجمعة 63. المنافقون 64. التغابن 65. الطلاق 66. التحريم 67. الملك 68. القلم 69. الحاقة 70. المعارج 71. نوح 72. الجن 73. المزمل 74. المدثر 75. القيامة 76. الإنسان 77. المرسلات 78. النبأ 79. النازعات 80. عبس 81. التكوير 82. الانفطار 83. المطففين 84. الانشقاق 85. البروج 86. الطارق 87. الأعلى 88. الغاشية 89. الفجر 90. البلد 91. الشمس 92. الليل 93. الضحى 94. الشرح 95. التين 96. العلق 97. القدر 98. البينة 99. الزلزلة 100. العاديات 101. القارعة 102. التكاثر 103. العصر 104. الهمزة 105. الفيل 106. قريش 107. الماعون 108. الكوثر 109. الكافرون 110. النصر 111. المسد 112. الإخلاص 113. الفلق 114. الناس
تعداد آیات: 227

تفسير 26. الشعراء آية 21
Number of verses: 227
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيم
فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْمًا وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ 21
پس هنگامی که از شما ترسیدم فرار کردم؛ و پروردگارم به من حکمت و دانش بخشید، و مرا از پیامبران قرار داد!

ترجمه
(موسى) گفت: آن (قتل) را زمانى انجام دادم كه از سرگشتگان بودم.
و چون از شما ترسیدم از نزد شما گریختم، سپس پروردگارم به من حكمت (و دانش) بخشید و مرا از پیامبران قرار داد.

نکته ها
مراد از «حُكم» در آیه؛ یا حكومت و سرپرستى بنى‏اسرائیل است و یا حكمت و دانش.
در این دو آیه، حضرت موسى‏علیه السلام ایرادهاى فرعون را كه در آیه قبل گفتیم، پاسخ مى‏دهد.
چنانكه گذشت حضرت موسى به خاطر طرفدارى از یكى از یاران خود، مشتى به مخالف او زد و شخص مخالف با همان ضربه مُرد. این قتل نه از روى عمد بود و نه با آلت قتل انجام گرفت، بلكه یك حادثه‏ى ناخواسته و یك لغزش عملى بدون سوء نیّت بود كه قبل از نبوّت موسى آن هم به خاطر طرفدارى از یك مظلوم اتّفاق افتاده بود. بنابراین، «ضالّ» در آیه‏ى مذكور، یك انحراف عملى بدون قصد است كه ضربه‏اى به عصمت نمى‏زند و یا به معناى تحیّر است، نظیر آیه‏ى 7 سوره‏ى ضُحى: «و وَجَدك ضالاً فَهَدى».
از امیرالمؤمنین على علیه السلام پرسیدند: چرا بعد از پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله حقّ خود را با شمشیر نگرفتید، و چرا همان گونه كه با طلحه و زبیر و معاویه جنگ كردید با خلفاى پیش از خود جنگ نكردید؟ حضرت فرمود: گاهى سكوت لازم است. مگر ابراهیم به مردم نفرمود: من از شما كناره مى‏گیرم: «و اعتزلُكم و ما تَدعون من دون اللّه»(4) مگر هارون نفرمود: «اِنّ القوم استضعَفونى و كادوا یَقتلونَنى»(5) مردم مرا به ضعف كشاندند و نزدیك بود مرا بكشند؟ مگر یوسف نفرمود: «ربّ السِجنُ اَحبّ الىّ»(6) پروردگارا! زندان براى من بهتر از استجابت تقاضاى آنهاست؟ مگر پیامبر اكرم در غار نرفت و من جاى او نخوابیدم؟ مگر موسى نفرمود: «ففَررتُ منكم لما خِفتكم» همین كه ترسیدم فرار كردم، و مگر حضرت لوطعلیه السلام در برابر تقاضاى گنهكاران نفرمود: «لو اَنّ لى بكم قُوّة او آوى الى رُكنٍ شدید»(7) اى كاش قدرتى داشتم (تا شما را از این عمل ننگین باز مى‏داشتم) و یا به جایگاه محكم و أمن پناه مى‏بردم (و از شرّ شما درامان بودم).(8) بنابراین سایر اولیاى خدا نیز گاهى در شرایطى مجبور به سكوت و انزوا مى‏شدند.


4) مریم، 48.
5) اعراف، 150.
6) یوسف، 33.
7) هود، 83.
8) تفسیر نورالثقلین.

پيام ها
1- گاهى اقرار، یك ارزش است. «قال فَعَلتُها»
 2- فرار از طاغوت، مقدّمه‏ى دریافت الطاف الهى است. «ففررت منكم... فوهب»
 3- انبیا از الطاف خاصّ خداوند برخوردارند. «فَوَهبَ لى - و جَعَلنى»
 4- نبوّت، یك جریان در طول تاریخ است، انبیاى بسیارى قبل از موسى بوده‏اند پس تعجّب فرعون نابجاست. «من المرسلین»

Copyright 2015 almubin.com