1. الفاتحة 2. البقرة 3. آل عمران 4. النساء 5. المائدة 6. الأنعام 7. الأعراف 8. الأنفال 9. التوبة 10. يونس 11. هود 12. يوسف 13. الرعد 14. إبراهيم 15. الحجر 16. النحل 17. الإسراء 18. الكهف 19. مريم 20. طه 21. الأنبياء 22. الحج 23. المؤمنون 24. النور 25. الفرقان 26. الشعراء 27. النمل 28. القصص 29. العنكبوت 30. الروم 31. لقمان 32. السجدة 33. الأحزاب 34. سبأ 35. فاطر 36. يس 37. الصافات 38. ص 39. الزمر 40. غافر 41. فصلت 42. الشورى 43. الزخرف 44. الدخان 45. الجاثية 46. الأحقاف 47. محمد 48. الفتح 49. الحجرات 50. ق 51. الذاريات 52. الطور 53. النجم 54. القمر 55. الرحمن 56. الواقعة 57. الحديد 58. المجادلة 59. الحشر 60. الممتحنة 61. الصف 62. الجمعة 63. المنافقون 64. التغابن 65. الطلاق 66. التحريم 67. الملك 68. القلم 69. الحاقة 70. المعارج 71. نوح 72. الجن 73. المزمل 74. المدثر 75. القيامة 76. الإنسان 77. المرسلات 78. النبأ 79. النازعات 80. عبس 81. التكوير 82. الانفطار 83. المطففين 84. الانشقاق 85. البروج 86. الطارق 87. الأعلى 88. الغاشية 89. الفجر 90. البلد 91. الشمس 92. الليل 93. الضحى 94. الشرح 95. التين 96. العلق 97. القدر 98. البينة 99. الزلزلة 100. العاديات 101. القارعة 102. التكاثر 103. العصر 104. الهمزة 105. الفيل 106. قريش 107. الماعون 108. الكوثر 109. الكافرون 110. النصر 111. المسد 112. الإخلاص 113. الفلق 114. الناس
تعداد آیات: 227

تفسير 26. الشعراء آية 69
Number of verses: 227
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيم
وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِيمَ 69
و بر آنان خبر ابراهیم را بخوان،

ترجمه
(اى پیامبر!) سرگذشت ابراهیم را بر مردم بخوان. آن گاه كه به پدرش (عمویش آذر) و قومش گفت: شما چه مى‏پرستید؟ گفتند: بت‏هایى را مى‏پرستیم كه همواره ملازم آنهاییم.
ابراهیم گفت: آیا هر گاه آنها را مى‏خوانید (یا دعا مى‏كنید) سخن شما را مى‏شنوند؟
 یا به شما سود و زیانى مى‏رسانند؟ بت‏پرستان گفتند: (نه) بلكه پدرانمان را یافتیم كه این‏گونه (پرستش) مى‏كردند.
ابراهیم گفت: آیا در آنچه مى‏پرستید  اندیشه و نگاه (عمیق) كرده‏اید؟
شما و پدران پیشین شما (دقّت كرده‏اید)؟

نکته ها
بعد از حضرت موسى كه نامش بیش از 130 مرتبه در قرآن آمده، نام حضرت ابراهیم، بیش از دیگر پیامبران در قرآن آمده است.
بر اساس روایات مراد از كلمه‏ى «أَب» در این آیه، آذر عموى ابراهیم است. زیرا امكان ندارد كه پدرِ پیامبرى همچون ابراهیم كافر باشد. از نظر لغت نیز به مربّى و جدّ و پدر زن نیز «أَب» گفته مى‏شود. در آیه 133 سوره بقره مى‏خوانیم كه فرزندان یعقوب به پدرشان گفتند: «نَعبُد الهك و اله آبائك ابراهیم و اسماعیل و اسحاق» با اینكه یعقوب فرزند اسحاق است، در این آیه هم به جدّ (ابراهیم) و هم به عمو (اسماعیل)، أَب گفته است.
تقلید از اهل علم و دانشمندان، گاهى وسیله‏ى تكامل و رشد و ترقّى است؛ «فسئلوا اهل الذكر»(16) و «فبِهُداهم اقتده...»(17) ولى از عوام وسیله‏ى تحجّر و جمود است. «انّا وَجَدنا آباءنا» زیرا پایبندى بى‏چون و چرا به سنّت‏ها و آداب ملّى و قومى، سبب تخدیر جامعه و سدّ راه فكر و نوآورى و مانع شناخت حقیقت است.
چون حضرت ابراهیم مورد ستایش همه‏ى گروه‏هاى یهودى و مسیحى است، بیان تاریخ او براى اهل‏كتاب زمان پیامبر و همچنین مسلمانان، درس‏آموز خواهد بود.
كلمه‏ى «رأیتم» از ریشه‏ى «رأى» و «رؤیت» است. بنابراین «رأیتم» هم شامل دیدن با چشم مى‏شود و هم نگریستن با عقل.


16) نحل، 43 ؛ انبیاء، 7.
17) انعام، 90.

پيام ها
1- پیامبر اسلام مأمور حفظ تاریخ انبیاى قبل از خود است. «واتلُ علیهم»
 2- سرگذشت حضرت ابراهیم‏علیه السلام مهم و مفید است. («نبأ»، به خبر مهم گویند)
 3- سنّت‏ها و قوانین حاكم برتاریخ، ثابت است. بنابراین تاریخ دیروز مى‏تواند براى امروز درس باشد. «واتلُ علیهم نبأ ابراهیم»
 4- در نهى از منكر، از خودى‏ها شروع كنیم. «لابیه»
 5 - در نهى از منكر، سن شرط نیست. «قال لابیه»
 6- در نهى از منكر، قدرت شرط نیست. «قال لابیه و قومه» (با توجّه به اینكه آن زمان حضرت ابراهیم در شرایطى بود كه عمویش او را طرد كرد.)
 7- در نهى از منكر، از تنهایى نترسید. «قال لابیه و قومه»
 8 - در دفاع از حقّ، مراعات فامیل را نكنید. «قال لابیه»
 9- خداوند با بیان این كه نزدیك‏ترین بستگان ابراهیم بت پرست بودند و از او اطاعت نكردند، پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله را دلدارى مى‏دهد. «لابیه و قومه - نعبد اصناما»
 10- در شیوه‏ى تبلیغ، وجدان‏ها را با سؤال بیدار كنید. «ما تعبدون» (با آنكه ابراهیم‏علیه السلام مى‏دید كه آنها چه چیزهایى را مى‏پرستند، ولى براى اینكه آنان را به تفكّر وادار كند ووجدانشان را بیدار نماید، از آنان پرسش نمود.)
 11- انسان، موجودى است پرستش‏گر، اگر حقّ را پرستش نكند به باطل رو خواهد كرد. «ما تَعبدون - نَعبُد اصناما»
 12- قرآن كریم در نقل تاریخ، نقاط حساس و سازنده را مطرح مى‏كند. «ما تعبدون» (قرآن در مطالبى كه از تاریخ نقل مى‏كند، به تعداد و نام و زمان و مكان اشاره ندارد، بلكه پیام و محتواى عبرت انگیز را بیان مى‏كند.)
 13- در نهى از منكر، از منكرات مهم شروع كنید. «ما تعبدون» (آرى مهم‏ترین منكر، شرك به خداوند است.)
 14- هر عبادتى ارزش ندارد، نوع معبود و مقدار شعور مهم است. «نعبد اصناماً»
 15- پرستش، یك خواست لحظه‏اى نیست، بلكه در عمق جان انسان ریشه دارد. «عاكفین»
 16- بدتر از انحراف، افتخار به انحراف است. «فنظلّ لها عاكفین» («نظلّ» یعنى همیشه بت مى‏پرستیم و «عاكفین» یعنى بر پرستش آن ملازم هستیم.)
 17- استدلال و منطق، اوّلین گام تبلیغ است. «هل یَسمعونكم - او یَنفعونكم»
 18- انگیزه‏ى پرستش، یا خیررسانى است، یا دفع شرّ و بت‏ها هیچ یك را ندارند. «ینفعونكم او یضرّون»
 19- با افراد عادّى، استدلال روشن و قابل فهم داشته باشید. «هل یَسمعونكم اذ تدعون او یَنفعونكم او یَضرّون»
 20- در عقاید، تقلید ممنوع است. «وَجَدنا آبائنا»
 21- گاهى آداب ورسوم نیاكان، مانعى بر راه عقل ومنطق است. «وَجدنا آبائنا»
 22- سابقه، دلیل حقّانیّت نیست. «وَجدنا آبائنا»
 23- بت‏پرستان نیز بى‏اثر بودن بت‏ها را باور دارند، فقط گرفتار نیاكان خود هستند. «بل وَجَدنا آبائنا»
 24- تعصّب و قوم گرایى ممنوع است. «وَجدنا آبائنا»
 25- جهل و ساده‏اندیشى، بستر و زمینه‏ى انحراف است. «أفرأیتم ماكنتم تعبدون» (شرك مبناى علمى و برهانى ندارد)
 26- تدبّر و تعقّل براى انسان، یك ضرورت است. «أفرأیتم ما كنتم تعبدون»
 27- مناظره، بحث واحتجاج، میان افكار گوناگون لازم است. «أفرأیتم ماكنتم...»

Copyright 2015 almubin.com