1. الفاتحة 2. البقرة 3. آل عمران 4. النساء 5. المائدة 6. الأنعام 7. الأعراف 8. الأنفال 9. التوبة 10. يونس 11. هود 12. يوسف 13. الرعد 14. إبراهيم 15. الحجر 16. النحل 17. الإسراء 18. الكهف 19. مريم 20. طه 21. الأنبياء 22. الحج 23. المؤمنون 24. النور 25. الفرقان 26. الشعراء 27. النمل 28. القصص 29. العنكبوت 30. الروم 31. لقمان 32. السجدة 33. الأحزاب 34. سبأ 35. فاطر 36. يس 37. الصافات 38. ص 39. الزمر 40. غافر 41. فصلت 42. الشورى 43. الزخرف 44. الدخان 45. الجاثية 46. الأحقاف 47. محمد 48. الفتح 49. الحجرات 50. ق 51. الذاريات 52. الطور 53. النجم 54. القمر 55. الرحمن 56. الواقعة 57. الحديد 58. المجادلة 59. الحشر 60. الممتحنة 61. الصف 62. الجمعة 63. المنافقون 64. التغابن 65. الطلاق 66. التحريم 67. الملك 68. القلم 69. الحاقة 70. المعارج 71. نوح 72. الجن 73. المزمل 74. المدثر 75. القيامة 76. الإنسان 77. المرسلات 78. النبأ 79. النازعات 80. عبس 81. التكوير 82. الانفطار 83. المطففين 84. الانشقاق 85. البروج 86. الطارق 87. الأعلى 88. الغاشية 89. الفجر 90. البلد 91. الشمس 92. الليل 93. الضحى 94. الشرح 95. التين 96. العلق 97. القدر 98. البينة 99. الزلزلة 100. العاديات 101. القارعة 102. التكاثر 103. العصر 104. الهمزة 105. الفيل 106. قريش 107. الماعون 108. الكوثر 109. الكافرون 110. النصر 111. المسد 112. الإخلاص 113. الفلق 114. الناس
تعداد آیات: 176

تفسير 4. النساء آية 148
Number of verses: 176
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيم
۞ لَّا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَن ظُلِمَ ۚ وَكَانَ اللَّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا 148
خداوند دوست ندارد کسی با سخنان خود، بدیها (ی دیگران) را اظهار کند؛ مگر آن کس که مورد ستم واقع شده باشد. خداوند، شنوا و داناست.

ترجمه
خداوند، آشكار كردن گفتار بد را دوست نمى‏دارد، مگر از كسى كه به او ستم شده باشد و خداوند، شنواى داناست.

نکته ها
این آیه به مظلوم، اجازه دادخواهى و فریاد مى‏دهد، نظیر آیه‏ى 41 سوره شورى كه مى‏فرماید: «و لِمَن انتَصر بعد ظلمِه فَاولئك ما عَلیهم مِن سبیل» و هركس پس از ستم دیدن، یارى جوید و انتقام گیرد، راه نكوهشى بر او نیست.
افشاى زشتى‏ها را بارها قرآن منع كرده واز گناهان كبیره شمرده و وعده عذاب داده است. از جمله آیه 19 سوره نور كه علاقه به افشاى زشتى‏هاى مؤمنان را گناه مى‏داند: «انّ الذین یحبّون ان‏تشیع الفاحشة فى‏الّذین آمنوالهم عذاب‏الیم فى‏الدنیا والاخرة»
در تعبیر «من ظُلم» چند احتمال است:
1- به معناى «ممن ظلم» باشد، یعنى فریاد كسى‏كه مورد ظلم قرارگرفته، جایز است.
2- به معناى «لمن ظلم»، یعنى فریاد به نفع مظلوم، هر چند خودش مظلوم نباشد.
3- به معناى «على من ظلم»، یعنى فریاد اعتراض‏آمیز به مظلومى كه ساكت نشسته و ذلّت مى‏پذیرد. البتّه احتمال اوّل، نزدیك‏ترین وجوه است.
آنچه حرام است، افشاى عیوب مردم در برابر دیگران است، نه بازگویى عیوب افراد به خود آنان. چون پیامبر خدا فرموده است: مؤمن، آیینه‏ى مؤمن است.[407]
امام صادق‏علیه السلام درباره‏ى این آیه فرمودند: كسى كه افرادى را مهمان كند، ولى از آنان به صورت ناشایست پذیرائى كند، از كسانى است كه ستم كرده و بر مهمان باكى نیست كه درباره او چیزى بگویند.[408]


407) بحار، ج‏74، ص‏233.
408) وسائل، ج‏12، ص 289.

پيام ها
1- قانون كلّى و اصلى، حرمت افشاگرى و بیان عیوب مردم است، مگر در موارد خاص. «لایحبّ اللّه الجهر بالسوء»
2- افشاى عیوب مردم، به هر نحو باشد حرام است. (با شعر، طنز، تصریح، تلویح، حكایت، شكایت و ...) «لایحب الله الجهر بالسوء من القول»
3- نشانه‏ى جامعه اسلامى آن است كه مظلوم بتواند با آزادى كامل، علیه ظالم فریاد بزند. «الجهر بالسوء من القول الا من ظُلم»
4- غیبت مظلوم از ظالم جایز است. «الجهر بالسوء من القول الا من ظُلم»
5 - اسلام، حامى ستمدیدگان است. «الاّ من ظُلم»
6- سوء استفاده از قانون ممنوع است. ستمگران بدانند كه حرمت غیبت، راه ستمگرى را برایشان نمى‏گشاید. «الا من ظُلم»
7- تنها مظلوم، اجازه‏ى غیبت از ظالم را دارد، آن هم در مورد ظلم او، نه عیوب دیگرش.[409] «الاّ من ظُلم»
8 - ظالم، در جامعه‏ى اسلامى احترام ندارد، باید محكوم و به مردم معرفى شود. «لایحبّ الله الجهر بالسوء... الا من ظُلم»
9- در تزاحم ارزش‏هاى انسانى، باید اهم و مهم رعایت شود. ارزش دفاع از مظلوم، بیش از ارزش حیا وسكوت است. «لایحبّ‏الله‏الجهربالسوء... الاّ من ظُلم»
10- در موارد جواز افشاى عیوب، از مرز حقّ تجاوز نكنید، چون خداوند شنوا و داناست. «سمیعاً علیماً»


409) تفسیر المیزان.

Copyright 2015 almubin.com