1. الفاتحة 2. البقرة 3. آل عمران 4. النساء 5. المائدة 6. الأنعام 7. الأعراف 8. الأنفال 9. التوبة 10. يونس 11. هود 12. يوسف 13. الرعد 14. إبراهيم 15. الحجر 16. النحل 17. الإسراء 18. الكهف 19. مريم 20. طه 21. الأنبياء 22. الحج 23. المؤمنون 24. النور 25. الفرقان 26. الشعراء 27. النمل 28. القصص 29. العنكبوت 30. الروم 31. لقمان 32. السجدة 33. الأحزاب 34. سبأ 35. فاطر 36. يس 37. الصافات 38. ص 39. الزمر 40. غافر 41. فصلت 42. الشورى 43. الزخرف 44. الدخان 45. الجاثية 46. الأحقاف 47. محمد 48. الفتح 49. الحجرات 50. ق 51. الذاريات 52. الطور 53. النجم 54. القمر 55. الرحمن 56. الواقعة 57. الحديد 58. المجادلة 59. الحشر 60. الممتحنة 61. الصف 62. الجمعة 63. المنافقون 64. التغابن 65. الطلاق 66. التحريم 67. الملك 68. القلم 69. الحاقة 70. المعارج 71. نوح 72. الجن 73. المزمل 74. المدثر 75. القيامة 76. الإنسان 77. المرسلات 78. النبأ 79. النازعات 80. عبس 81. التكوير 82. الانفطار 83. المطففين 84. الانشقاق 85. البروج 86. الطارق 87. الأعلى 88. الغاشية 89. الفجر 90. البلد 91. الشمس 92. الليل 93. الضحى 94. الشرح 95. التين 96. العلق 97. القدر 98. البينة 99. الزلزلة 100. العاديات 101. القارعة 102. التكاثر 103. العصر 104. الهمزة 105. الفيل 106. قريش 107. الماعون 108. الكوثر 109. الكافرون 110. النصر 111. المسد 112. الإخلاص 113. الفلق 114. الناس
تعداد آیات: 44

تفسير 70. المعارج آية 10
Number of verses: 44
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيم
وَلَا يَسْأَلُ حَمِيمٌ حَمِيمًا 10
و هیچ دوست صمیمی سراغ دوستش را نمی‌گیرد!

ترجمه
و هیچ دوستى از دوستش احوالى نپرسد.
به یكدیگر نمایانده مى‏شوند. در آن روز مجرم دوست دارد فرزندان خود را براى دفع عذاب فدیه دهد و فداى خود كند.
و همچنین همسر و برادرش را.
و بستگان و قبیله‏اش را كه همیشه به او پناه دادند.
(بلكه آرزو دارد) تمام مردم روى زمین را فدا كند تا او را نجات دهند.
چنین نیست، همانا آن آتش شعله‏ور است.
كه پوست بدن را به شدّت جدا مى‏كند.
(این آتش) هر كس را كه (به حق) پشت كرده و روى برتافته، فرامى‏خواند.
و (نیز كسى كه مال) جمع كرده و ذخیره ساخته است.

نکته ها
«یَفتدى» به معناى فدیه و عوض دادن براى رهایى و نجات است. «فَصیلة» به معناى فامیلى است كه انسان از آن جدا شده است. «تؤیه‏» از «مأوى‏» به معناى پناه دادن است. «لَظى‏» شعله خالص آتش است. «اَوعى‏» از «وعاء» به معناى ظرف است و مراد از آن، ذخیره كردن چیزى در ظرف است. «شَوى‏» به پوست اطراف بدن گویند.
مجرم در قیامت سه آرزو مى‏كند:
الف) با خاك یكسان شود. «لو تُسوّى‏ بهم الارض»(5)
ب) از اعمالش دور شود. «امداً بعیداً»(6)
ج) با فدیه دادن رها شود. «یوم یودّ المجرم لو یفتدى...»
مجرم براى فدیه دادن و نجات یافتن، فرد یا گروهى را انتخاب نمى‏كند، بلكه مى‏گوید: همه را بگیرید و مرا آزاد كنید؛ فرزند، همسر، برادر، فامیل و همه مردم زمین. (كلمات با حرف واو عطف شده نه با حرف «اَوْ»)
در آن روز، عاطفه فرزندى، غیرت همسرى، محبّت برادرى و حمایت فامیلى و آشنایى مردمى همه فدا مى‏شود، ولى چه سود؟!
بر اساس این آیات، عوامل دوزخى شدن چهار چیز است: فرد در ظاهر به حق پشت مى‏كند: «ادبر» در قلب تنفّر دارد و روى بر مى‏تابد: «تولّى‏» ثروت اندوزى مى‏كند: «جمع» و به دیگران نمى‏دهد. «فاوعى‏»


5) نساء، 42.
6) آل عمران، 30.

پيام ها
 1- به دوستى‏ها و روابط گرم دنیوى دل نبندید كه در آخرت به كار نیاید. «لا یسئل حمیم حمیماً»
 2- در قیامت، شكنجه روحى وجسمى با هم است. نشان دادن خویشان ودوستان صمیمى به انسان و بالعكس، بالاترین شكنجه روحى است. «یبصّرونهم»
 3- مجرم در آن روز، نجات خود را از عذاب، به قیمت نابودى همه مى‏خواهد. «یودّ المجرم لو یفتدى... ببنیه و صاحبته و اخیه... و من فى الارض جمیعاً ثمّ ینجیه»
 4- مراقب باشیم كه در دنیا به خاطر رفاه همسر و فرزندان و جلب رضایت دوستان و خویشان، خود را دوزخى نكنیم. زیرا در آن روز هیچ یك از آنها به داد ما نمى‏رسند و به درد ما نمى‏خورند. «لو یفتدى... ببنیه و صاحبته و اخیه»
 5 - غریزه حبّ ذات، بالاترین غرایز است. «لو یفتدى... من فى الارض جمیعاً ثمّ ینجیه»
 6- آتش دوزخ شعور دارد و مجرم شناس است. «تدعوا من ادبر و تولّى‏»

Copyright 2015 almubin.com