1. الفاتحة 2. البقرة 3. آل عمران 4. النساء 5. المائدة 6. الأنعام 7. الأعراف 8. الأنفال 9. التوبة 10. يونس 11. هود 12. يوسف 13. الرعد 14. إبراهيم 15. الحجر 16. النحل 17. الإسراء 18. الكهف 19. مريم 20. طه 21. الأنبياء 22. الحج 23. المؤمنون 24. النور 25. الفرقان 26. الشعراء 27. النمل 28. القصص 29. العنكبوت 30. الروم 31. لقمان 32. السجدة 33. الأحزاب 34. سبأ 35. فاطر 36. يس 37. الصافات 38. ص 39. الزمر 40. غافر 41. فصلت 42. الشورى 43. الزخرف 44. الدخان 45. الجاثية 46. الأحقاف 47. محمد 48. الفتح 49. الحجرات 50. ق 51. الذاريات 52. الطور 53. النجم 54. القمر 55. الرحمن 56. الواقعة 57. الحديد 58. المجادلة 59. الحشر 60. الممتحنة 61. الصف 62. الجمعة 63. المنافقون 64. التغابن 65. الطلاق 66. التحريم 67. الملك 68. القلم 69. الحاقة 70. المعارج 71. نوح 72. الجن 73. المزمل 74. المدثر 75. القيامة 76. الإنسان 77. المرسلات 78. النبأ 79. النازعات 80. عبس 81. التكوير 82. الانفطار 83. المطففين 84. الانشقاق 85. البروج 86. الطارق 87. الأعلى 88. الغاشية 89. الفجر 90. البلد 91. الشمس 92. الليل 93. الضحى 94. الشرح 95. التين 96. العلق 97. القدر 98. البينة 99. الزلزلة 100. العاديات 101. القارعة 102. التكاثر 103. العصر 104. الهمزة 105. الفيل 106. قريش 107. الماعون 108. الكوثر 109. الكافرون 110. النصر 111. المسد 112. الإخلاص 113. الفلق 114. الناس
تعداد آیات: 206

تفسير 7. الأعراف آية 155
Number of verses: 206
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيم
وَاخْتَارَ مُوسَىٰ قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِّمِيقَاتِنَا ۖ فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُم مِّن قَبْلُ وَإِيَّايَ ۖ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ مِنَّا ۖ إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَن تَشَاءُ وَتَهْدِي مَن تَشَاءُ ۖ أَنتَ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا ۖ وَأَنتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ 155
موسی از قوم خود، هفتاد تن از مردان را برای میعادگاه ما برگزید؛ و هنگامی که زمین‌لرزه آنها را فرا گرفت (و هلاک شدند)، گفت: «پروردگارا! اگر می‌خواستی، می توانستی آنها و مرا پیش از این نیز هلاک کنی! آیا ما را به آنچه سفیهانمان انجام داده‌اند، (مجازات و) هلاک می‌کنی؟! این، جز آزمایش تو، چیز دیگر نیست؛ که هر کس را بخواهی (و مستحق بدانی)، به وسیله آن گمراه می‌سازی؛ و هر کس را بخواهی (و شایسته ببینی)، هدایت می‌کنی! تو ولیّ مایی، و ما را بیامرز، بر ما رحم کن، و تو بهترین آمرزندگانی!

ترجمه
و موسى براى (آمدن به) میعادگاه ما، از قوم خود هفتاد مرد را برگزید. پس همین كه (در پى درخواست دیدن خدا) زمین لرزه آنان را فرا گرفت گفت: پروردگارا! اگر مى‏خواستى، مى‏توانستى آنها و مرا پیش از این (آمدن به طور) بمیرانى، آیا مارا به خاطر كارهاى بى‏خردان ما هلاك مى‏كنى؟ این صحنه جز آزمایشى از جانب تو نیست كه با آن، هر كه را (سزاوار بدانى و) بخواهى گمراه مى‏كنى و هر كه را بخواهى (و لایق بدانى) هدایت مى‏كنى، تو ولىّ و سرپرست مایى، پس ما را ببخشاى و بر ما رحم كن، كه تو بهترین آمرزندگانى.

نکته ها
در این كه حضرت موسى علیه السلام یك میقات یا چند میقات داشته و مرگ و هلاكت در میقات، به خاطر تقاضاى دیدار خدا بوده یا گوساله‏پرستى مردم، گفتگوهایى است كه در فهم آیه نقشى ندارد و از آن چشم مى‏پوشیم.
یاران موسى علیه السلام با دیدن آن همه معجزات، باز هم تقاضاى دیدن خدا یا شنیدن صداى خدا را داشتند، درحالى كه آن هفتاد نفر، برگزیده‏ى حضرت موسى از میان هفتصد نفر بودند كه به كوه طور رفته و گرفتار قهر الهى شدند، زیرا كسى كه معجزه‏اى دید، نباید بهانه بیاورد.
در عدد «هفتاد» نیز مانند عدد «چهل»، راز و رمزى نهفته است.
وقتى برگزیدگان پیامبرى همچون موسى علیه السلام چنین از كار درآیند، چگونه مى‏توان گفت: مردم عادّى، امام را برگزینند؟! حضرت مهدى علیه السلام در پاسخ كسى كه پرسید چرا مردم حقّ انتخاب امام را ندارند؟ فرمودند: حضرت موسى كه هفتاد نفر را انتخاب كرد معلوم شد لایق نبودند، پس وقتى انتخاب شدگان پیامبرى مثل موسى منحرف شدند، انتخاب‏شدگان مردم چه وضعى خواهند داشت. [285]


285) تفسیر نورالثقلین‏

پيام ها
1- براى حضور در مراكز مهم و مسائل حسّاس، باید گزینش انجام شود و افرادى انتخاب شوند، نه هر كس و در هر سطحى حاضر شود. «واختار موسى»
2- مردن، از تحمّل فشار حرف مردم آسانتر است. «لو شئت أهلكتهم من قبل و ایّاى» (یعنى اى كاش قبل از آمدن مردم همراه من به كوه طور، جان ما را مى‏گرفتى كه تحمّل اینكه بگویند: تو بهترین‏ها را برگزیدى و به قتلگاه بردى و آنان را نابود كردى و... سخت‏تر است.)
3- پیامبران در حركات خود، به ظاهر عمل مى‏كنند نه به علم غیب. از این رو گاهى برگزیدگان انبیا نیز نالایق در مى‏آیند. «بما فعل السفهاء منّا»
4- گاهى آتش قهر الهى چنان فراگیر است كه خشك و تر را با هم مى‏سوزاند. «أتهلكنا بما فعل السفهاء» (خوبان را به خاطر سكوت و بى‏تفاوتى)
5 - بهانه‏گیرى، نشانه‏ى سفاهت است. «السفهاء»
6- بلاها و حوادث، گاهى آزمایش الهى است، «اِن هِىَ الاّ فتنتك...» كه در آن افراد شناخته شده و صف‏ها از هم جدا مى‏شود. «تضلّ... تهدى»
7- ستایش خداوند پیش از دعا، از آداب دعاست. «أنت ولیّنا فاغفرلنا»
8 - تا صفحه‏ى روح از آلودگى گناه پاك نشود، رحمت الهى را جذب نمى‏كند. «اغفر لنا و ارحمنا»
9- آمرزش و عفو الهى، (بر خلاف بخشش مردم كه یا با تأخیر است، یا همراه با منّت و تحقیر،) بهترین بخشایش‏هاست. «خیر الغافرین»

Copyright 2015 almubin.com