1. الفاتحة 2. البقرة 3. آل عمران 4. النساء 5. المائدة 6. الأنعام 7. الأعراف 8. الأنفال 9. التوبة 10. يونس 11. هود 12. يوسف 13. الرعد 14. إبراهيم 15. الحجر 16. النحل 17. الإسراء 18. الكهف 19. مريم 20. طه 21. الأنبياء 22. الحج 23. المؤمنون 24. النور 25. الفرقان 26. الشعراء 27. النمل 28. القصص 29. العنكبوت 30. الروم 31. لقمان 32. السجدة 33. الأحزاب 34. سبأ 35. فاطر 36. يس 37. الصافات 38. ص 39. الزمر 40. غافر 41. فصلت 42. الشورى 43. الزخرف 44. الدخان 45. الجاثية 46. الأحقاف 47. محمد 48. الفتح 49. الحجرات 50. ق 51. الذاريات 52. الطور 53. النجم 54. القمر 55. الرحمن 56. الواقعة 57. الحديد 58. المجادلة 59. الحشر 60. الممتحنة 61. الصف 62. الجمعة 63. المنافقون 64. التغابن 65. الطلاق 66. التحريم 67. الملك 68. القلم 69. الحاقة 70. المعارج 71. نوح 72. الجن 73. المزمل 74. المدثر 75. القيامة 76. الإنسان 77. المرسلات 78. النبأ 79. النازعات 80. عبس 81. التكوير 82. الانفطار 83. المطففين 84. الانشقاق 85. البروج 86. الطارق 87. الأعلى 88. الغاشية 89. الفجر 90. البلد 91. الشمس 92. الليل 93. الضحى 94. الشرح 95. التين 96. العلق 97. القدر 98. البينة 99. الزلزلة 100. العاديات 101. القارعة 102. التكاثر 103. العصر 104. الهمزة 105. الفيل 106. قريش 107. الماعون 108. الكوثر 109. الكافرون 110. النصر 111. المسد 112. الإخلاص 113. الفلق 114. الناس
تعداد آیات: 17

تفسير 86. الطارق آية 11
Number of verses: 17
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيم
وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الرَّجْعِ 11
سوگند به آسمان پرباران،

ترجمه
 سوگند به آسمان باران‏زا.
سوگند به زمین كه (براى خروج گیاهان) برشكافته است.
كه همانا این قرآن سخنى است قاطع.
و هزل و شوخى نیست.
همانا كافران پیوسته نیرنگ مى‏كنند.
و من نیز تدبیر مى‏كنم.
پس كافران را مهلت ده و اندك زمانى آنان را به خود واگذار.

نکته ها
 «رجع» به معناى باران است، شاید به خاطر رجوع بخار آب به زمین به صورت باران. «صَدع» به معناى شكافته شدن زمین براى رویش گیاهان است. «هَزل» به معناى سخن بى‏محتوا است. «كید» یعنى طرح و نقشه مخفیانه و غافلگیرانه.
«مَهّل» و «اَمهِل» به یك معنا هستند و براى تأكید در دو قالب آمده‏اند و هر دو به معناى مهلت دادن است. «رویدا» به معناى مهلت اندك است.
آسمان و زمین براى تولید گیاه، نظیر پدر و مادر براى تولد انسان هستند.
نزول باران و آمادگى زمین، بسترى براى رشد گیاهان است. نزول قرآن و آمادگى انسان نیز زمینه براى رشد انسان‏هاست. نام قرآن در كنار نام باران آمده است.
براى زدودن شك، هم باید منطقى سخن گفت و هم قاطع. سوگندهاى پى در پى خداوند، براى رفع هرگونه شك و تردید از مخالفان و تقویت اعتقاد و باور مؤمنان است.
«لقول فصل» به جاى «لقول فاصل» یعنى قرآن، سراسر فصل است و میان حق و باطل فاصله مى‏اندازد. نظیر اینكه مى‏گوییم: فلانى شكر است، یعنى یك پارچه شیرینى است.
پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمودند: به زودى فتنه‏ها در میان شما ظاهر خواهد شد. پرسیدند راه نجات چیست؟ فرمود: «كتاب اللّه فیه نبأ من قبلكم و خبر ما بعدكم و حكم ما بینكم هو الفصل» قرآن كه اخبار پیشینیان و آیندگان و داورى شما در آن است. آن كلامى است كه حق را از باطل جدا مى‏كند. در ادامه فرمودند: «و من ابتغى‏ الهدى‏ فى غیره اضلّه اللّه» هر كس هدایت را در غیر قرآن جستجو كند، خداوند او را گمراه مى‏كند.(36)


36) تفسیر نمونه.

پيام ها
 1- قیامت، روز بروز و ظهور افكار و كردار آدمیان است. «یوم تبلى السرائر»
 2- انگیزه‏ها وروحیات انسان، در قیامت او اثر دارند. «یوم تبلى السرائر»
 3- قیامت، روز افشاى اسرار و شرمندگى است: «تبلى السرائر» و انسان نیز براى كتمان یا جبران گذشته خود نمى‏تواند كارى بكند. «فما له من قوّة و لا ناصر»
 4- رجعت انسان در قیامت، همچون رجعت آب بخار شده دریا، از آسمان به زمین است. «على رجعه لقادر - و السماء ذات الرجع»
 5 - ارزش هر موجودى وابسته به آثار وبركات آن است. «ذات الرجع - ذات الصدع»
 6- قرآن، فرقان و جداكننده حق از باطل است، نه رمان و غیر واقعى. «انه لقول فصل و ما هو بالهزل»
 7- نیرنگ كفّار، دائمى، سخت و حتمى است، از آن غافل نشوید. «انهم یكیدون كیدا»
 8 - برخورد خداوند با انسان، متناسب با عمل اوست. اگر در راه خیر قدم بردارد، خدا هدایتش مى‏كند: «جاهدوا فینا لنهدینّهم»(37) و اگر به دنبال كید باشد، گرفتار كید الهى مى‏شود. «یكیدون كیدا و اكید كیداً»
 9- قرآن، میزان تشخیص حق از باطل است. «انّه لقول فصل»
 10- كافران با خدا طرفند و تدبیر خداوند سخت است. «یكیدون كیداً و اكید كیداً»
 11- آنان مسلمانان را غافلگیر مى‏كنند ما نیز آنان را غافلگیر مى‏كنیم. «یكیدون... اكید»
 12- در برخورد با دشمن، نه خود عجله كنید و نه از خدا عجله بخواهید. «فمهّل الكافرین»
 13- غفلت از دشمن هرگز، ولى مهلت دادن مانعى ندارد. «امهلهم»
 14- سعه صدر، شرط لازم براى رهبرى است. «امهلهم»
 15- مقدار مهلت به دشمن، به قدرى نباشد كه فرصت را از شما بگیرد. «رویدا»


37) عنكبوت، 69.

Copyright 2015 almubin.com