بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيم
طه﴿
1﴾

1. Ta Ha.
مَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَىٰ﴿
2﴾

ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که خود را به زحمت بیفکنی!
2. We have sent the Quran only as reminder
إِلَّا تَذْكِرَةً لِّمَن يَخْشَىٰ﴿
3﴾

آن را فقط برای یادآوری کسانی که (از خدا) میترسند نازل ساختیم.
3. for those who have fear (of disobeying God), not to make you, (Muhammad), miserable
تَنزِيلًا مِّمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَالسَّمَاوَاتِ الْعُلَى﴿
4﴾

(این قرآن) از سوی کسی نازل شده که زمین و آسمانهای بلند را آفریده است.
[تفسیر]
4. It is a revelation from the Creator of the earth and the high heavens
الرَّحْمَٰنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَىٰ﴿
5﴾

همان بخشندهای که بر عرش مسلط است.
5. The Beneficent God is dominant over the Throne (of the realm)
لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَىٰ﴿
6﴾

از آن اوست آنچه در آسمانها، و آنچه در زمین، و آنچه میان آن دو، و آنچه در زیر خاک (پنهان) است!
6. To Him belongs all that is in the heavens and the earth, all that lies between them, and lies below the earth.
وَإِن تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَأَخْفَى﴿
7﴾

اگر سخن آشکارا بگویی (یا مخفی کنی)، او اسرار -و حتی پنهانتر از آن- را نیز میداند!
7. Whether or not you express (your thoughts) in words, God certainly knows all unspoken thoughts and all that is even more difficult to find
اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ﴿
8﴾

او خداوندی است که معبودی جز او نیست; و نامهای نیکوتر از آن اوست!
[تفسیر]
8. God is the only Lord and to Him belong all the exalted Names.
وَهَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَىٰ﴿
9﴾

و آیا خبر موسی به تو رسیده است؟
9. (Muhammad), have you heard the story of Moses?
إِذْ رَأَىٰ نَارًا فَقَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَّعَلِّي آتِيكُم مِّنْهَا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدًى﴿
10﴾

هنگامی که (از دور) آتشی مشاهده کرد، و به خانواده خود گفت: «(اندکی) درنگ کنید که من آتشی دیدم! شاید شعلهای از آن برای شما بیاورم; یا بوسیله این آتش راه را پیدا کنم!»
[تفسیر]
10. When he saw the fire, he said to his family, "Wait here for I can see a fire. Perhaps I shall bring you a burning torch or find a way to some fire"
فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِيَ يَا مُوسَىٰ﴿
11﴾

هنگامی که نزد آتش آمد، ندا داده شد که: «ای موسی!
11. When he came near the fire he was called, "Moses,
إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ ۖ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى﴿
12﴾

من پروردگار توام! کفشهایت را بیرون آر، که تو در سرزمین مقدس «طوی» هستی!
[تفسیر]
12. I Am your Lord. Take off your shoes; you are in the holy valley of Tuwa
وَأَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِمَا يُوحَىٰ﴿
13﴾

و من تو را (برای مقام رسالت) برگزیدم; اکنون به آنچه برتو وحی میشود، گوش فراده!
13. I have chosen you as My Messengers. Listen to the revelation
إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي﴿
14﴾

من «الله» هستم; معبودی جز من نیست! مرا بپرست، و نماز را برای یاد من بپادار!
14. I Am the only God. Worship Me and be steadfast in prayer to have My name always in your mind
إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَىٰ كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَىٰ﴿
15﴾

بطور قطع رستاخیز خواهد آمد! میخواهم آن را پنهان کنم، تا هر کس در برابر سعی و کوشش خود، جزا داده شود!
[تفسیر]
15. Although it is certain that the Day of Judgment will come, I prefer to keep it almost a secret so that every soul will receive the recompense for what it has done (on its own)
فَلَا يَصُدَّنَّكَ عَنْهَا مَن لَّا يُؤْمِنُ بِهَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَتَرْدَىٰ﴿
16﴾

پس مبادا کسی که به آن ایمان ندارد و از هوسهای خویش پیروی میکند، تو را از آن بازدارد; که هلاک خواهی شد!
[تفسیر]
16. Let not the unbelievers who follow their vain desires make you forget the Day of Judgment, lest you will perish."
وَمَا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يَا مُوسَىٰ﴿
17﴾

و آن چیست در دست راست تو، ای موسی؟!
17. The Lord asked, "Moses, what is in your right hand?"
قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَىٰ غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَىٰ﴿
18﴾

گفت: «این عصای من است; بر آن تکیه میکنم، برگ درختان را با آن برای گوسفندانم فرومیریزم; و مرا با آن کارها و نیازهای دیگری است.
18. He replied, "It is my staff. I lean on it, bring down leaves for my sheep with it and I need it for other reasons.
قَالَ أَلْقِهَا يَا مُوسَىٰ﴿
19﴾

گفت: «ای موسی! آن را بیفکن.»
19. The Lord said, "Moses, throw it on the ground"
فَأَلْقَاهَا فَإِذَا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعَىٰ﴿
20﴾

پس موسی آن (عصا) را افکند، که ناگهان اژدهایی شد که به هر سو میشتافت.
20. Moses threw it on the ground and suddenly he saw that it was a moving serpent
قَالَ خُذْهَا وَلَا تَخَفْ ۖ سَنُعِيدُهَا سِيرَتَهَا الْأُولَىٰ﴿
21﴾

گفت: «آن را بگیر و نترس، ما آن را به صورت اولش بازمیگردانیم.
[تفسیر]
21. The Lord said, "Hold the serpent and do not be afraid; We will bring it back to its original form."
وَاضْمُمْ يَدَكَ إِلَىٰ جَنَاحِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرَىٰ﴿
22﴾

و دستت را به گریبانت ببر، تا سفید و بیعیب بیرون آید; این نشانه دیگری (از سوی خداوند) است.
22. "Now - as another Sign - place your hand under your arm and it will come out sheer white without harm (or stain)
لِنُرِيَكَ مِنْ آيَاتِنَا الْكُبْرَى﴿
23﴾

تا از نشانههای بزرگ خویش به تو نشان دهیم.
23. This We have done to show you some of Our greater miracles
اذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَىٰ﴿
24﴾

اینک به سوی فرعون برو، که او طغیان کرده است.»
[تفسیر]
24. Go to the Pharaoh; he has become a rebel."
قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي﴿
25﴾

(موسی) گفت: «پروردگارا! سینهام را گشاده کن;
25. Moses said, "Lord, grant me courage
وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي﴿
26﴾

و کارم رابرایم آسان گردان!
26. Make my task easy
وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي﴿
27﴾

و گره از زبانم بگشای;
27. and my tongue fluent
يَفْقَهُوا قَوْلِي﴿
28﴾

28. so that they may understand me
وَاجْعَل لِّي وَزِيرًا مِّنْ أَهْلِي﴿
29﴾

و وزیری از خاندانم برای من قرار ده...
29. Appoint a deputy (for me) from my own people
هَارُونَ أَخِي﴿
30﴾

برادرم هارون را!
30. Let it be my brother Aaron
اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي﴿
31﴾

با او پشتم را محکم کن;
31. to support me
وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي﴿
32﴾

و او را در کارم شریک ساز;
32. Let him be my partner in this task
كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيرًا﴿
33﴾

تا تو را بسیار تسبیح گوییم;
33. so that we may glorify
وَنَذْكُرَكَ كَثِيرًا﴿
34﴾

34. and remember you often
إِنَّكَ كُنتَ بِنَا بَصِيرًا﴿
35﴾

چرا که تو همیشه از حال ما آگاه بودهای!»
35. You are Well Aware of our situation."
قَالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يَا مُوسَىٰ﴿
36﴾

فرمود: «ای موسی! آنچه را خواستی به تو داده شد!
36. The Lord said, "Moses, your request is granted
وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَيْكَ مَرَّةً أُخْرَىٰ﴿
37﴾

و ما بار دیگر تو را مشمول نعمت خود ساختیم...
[تفسیر]
37. It is the second time that We have bestowed upon you Our favor
إِذْ أَوْحَيْنَا إِلَىٰ أُمِّكَ مَا يُوحَىٰ﴿
38﴾

آن زمان که به مادرت آنچه لازم بود الهام کردیم...
38. Remember when We inspired your mother with a certain inspiration
أَنِ اقْذِفِيهِ فِي التَّابُوتِ فَاقْذِفِيهِ فِي الْيَمِّ فَلْيُلْقِهِ الْيَمُّ بِالسَّاحِلِ يَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِّي وَعَدُوٌّ لَّهُ ۚ وَأَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِّنِّي وَلِتُصْنَعَ عَلَىٰ عَيْنِي﴿
39﴾

که: «او را در صندوقی بیفکن، و آن صندوق را به دریا بینداز، تا دریا آن را به ساحل افکند; و دشمن من و دشمن او، آن را برگیرد!» و من محبتی از خودم بر تو افکندم، تا در برابر دیدگان ( علم) من، ساخته شوی (و پرورش یابی)!
[تفسیر]
39. to lace her child in a chest and throw it into the sea which would hurl it towards the shore. Then an enemy of Mine who was also the enemy of the child would pick it up from there. I made you attractive and loveable so that you would be reared before My own eyes
إِذْ تَمْشِي أُخْتُكَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَىٰ مَن يَكْفُلُهُ ۖ فَرَجَعْنَاكَ إِلَىٰ أُمِّكَ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ ۚ وَقَتَلْتَ نَفْسًا فَنَجَّيْنَاكَ مِنَ الْغَمِّ وَفَتَنَّاكَ فُتُونًا ۚ فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِي أَهْلِ مَدْيَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلَىٰ قَدَرٍ يَا مُوسَىٰ﴿
40﴾

در آن هنگام که خواهرت (در نزدیکی کاخ فرعون) راه میرفت و میگفت: «آیا کسی را به شما نشان دهم که این نوزاد را کفالت میکند (و دایه خوبی برای او خواهد بود)!» پس تو را به مادرت بازگرداندیم، تا چشمش به تو روشن شود; و غمگین نگردد! و تو یکی (از فرعونیان) را کشتی; اما ما تو را از اندوه نجات دادیم! و بارها تو را آزمودیم! پس از آن، سالیانی در میان مردم «مدین; سذللّه توقف نمودی; سپس در زمان مقدر (برای فرمان رسالت) به این جا آمدی، ای موسی!
[تفسیر]
40. Your sister went to them and said, "May I show you someone who will nurse this child?" We returned you to your mother to make her rejoice and forget her grief. You slew a man and We saved you from trouble. We tried you through various trials. Then you stayed some years with the people of Midian (Shu'ayb and his family) and after that you came back to Egypt as was ordained
وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي﴿
41﴾

و من تو را برای خودم ساختم (و پرورش دادم)!
41. I chose you for Myself.
اذْهَبْ أَنتَ وَأَخُوكَ بِآيَاتِي وَلَا تَنِيَا فِي ذِكْرِي﴿
42﴾

(اکنون) تو و برادرت با آیات من بروید، و در یاد من کوتاهی نکنید!
42. "Go with your brother. Take My miracles and do not be reluctant in preaching My message
اذْهَبَا إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَىٰ﴿
43﴾

بسوی فرعون بروید; که طغیان کرده است!
43. Go both of you to the Pharaoh; he has become a rebel
فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّيِّنًا لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَىٰ﴿
44﴾

اما بنرمی با او سخن بگویید; شاید متذکر شود، یا (از خدا) بترسد!
[تفسیر]
44. Both of you must speak with him in a gentle manner so that perhaps he may come to himself or have fear (of God)."
قَالَا رَبَّنَا إِنَّنَا نَخَافُ أَن يَفْرُطَ عَلَيْنَا أَوْ أَن يَطْغَىٰ﴿
45﴾

(موسی و هارون) گفتند: «پروردگارا! از این میترسیم که بر ما پیشی گیرد (و قبل از بیان حق، ما را آزار دهد); یا طغیان کند (و نپذیرد)!»
45. They said, "Lord, we are afraid of his transgression and rebellion against us"
قَالَ لَا تَخَافَا ۖ إِنَّنِي مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَأَرَىٰ﴿
46﴾

فرمود: «نترسید! من با شما هستم; (همه چیز را) میشنوم و میبینم!
[تفسیر]
46. The Lord replied them, "Do not be afraid; I Am with you all the time, listening and seeing."
فَأْتِيَاهُ فَقُولَا إِنَّا رَسُولَا رَبِّكَ فَأَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَا تُعَذِّبْهُمْ ۖ قَدْ جِئْنَاكَ بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكَ ۖ وَالسَّلَامُ عَلَىٰ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَىٰ﴿
47﴾

به سراغ او بروید و بگویید: «ما فرستادگان پروردگار توئیم! بنی اسرائیل را با ما بفرست; و آنان را شکنجه و آزار مکن! ما نشانه روشنی از سوی پروردگارت برای تو آوردهایم! و درود بر آن کس باد که از هدایت پیروی میکند!
47. They came to the Pharaoh and told him that they were the Messengerss of his Lord and that they wanted him to let the Israelites go with them and stop afflicting the Israelites with torment. They told the Pharaoh, "We have brought miracles from Our Creator. Peace be with those who follow the right guidance
إِنَّا قَدْ أُوحِيَ إِلَيْنَا أَنَّ الْعَذَابَ عَلَىٰ مَن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ﴿
48﴾

به ما وحی شده که عذاب بر کسی است که (آیات الهی را) تکذیب کند و سرپیچی نماید!»
[تفسیر]
48. It is revealed to us that those who call our message a lie or turn away from it will face the torment."
قَالَ فَمَن رَّبُّكُمَا يَا مُوسَىٰ﴿
49﴾

(فرعون) گفت: «پروردگار شما کیست، ای موسی؟!»
49. The Pharaoh asked them, "Who is your Lord?"
قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَىٰ كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَىٰ﴿
50﴾

گفت: «پروردگار ما همان کسی است که به هر موجودی، آنچه را لازمه آفرینش او بوده داده; سپس هدایت کرده است!»
50. They replied, "Our Lord is the One Who has created all things and has given guidance"
قَالَ فَمَا بَالُ الْقُرُونِ الْأُولَىٰ﴿
51﴾

گفت: «پس تکلیف نسلهای گذشته (که به اینها ایمان نداشتند) چه خواهد شد؟!»
[تفسیر]
51. He then asked, "What do you know about the past generations?"
قَالَ عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي فِي كِتَابٍ ۖ لَّا يَضِلُّ رَبِّي وَلَا يَنسَى﴿
52﴾

گفت: «آگاهی مربوط به آنها، نزد پروردگارم در کتابی ثبت است; پروردگارم هرگز گمراه نمیشود، و فراموش نمیکند (و آنچه شایسته آنهاست به ایشان میدهد)!
[تفسیر]
52. Moses replied, "The knowledge about it is with my Lord in the Book. My Lord is free from error and forgetfulness
الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَسَلَكَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّن نَّبَاتٍ شَتَّىٰ﴿
53﴾

همان خداوندی که زمین را برای شما محل آسایش قرار داد; و راههایی در آن ایجاد کرد; و از آسمان، آبی فرستاد!» که با آن، انواع گوناگون گیاهان را (از خاک تیره) برآوردیم.
[تفسیر]
53. It is God who has made the earth as a cradle for you with roads for you to travel. He has sent water from the sky to produce various pairs of plants
كُلُوا وَارْعَوْا أَنْعَامَكُمْ ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّأُولِي النُّهَىٰ﴿
54﴾

هم خودتان بخورید; و هم چهارپایانتان را در آن به چرا برید! مسلما در اینها نشانههای روشنی برای خردمندان است!
54. Consume them as food or for grazing your cattle. In this there is evidence (of the existence of God) for the people of reason"
مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَىٰ﴿
55﴾

ما شما را از آن ( زمین) آفریدیم; و در آن بازمیگردانیم; و بار دیگر (در قیامت) شما را از آن بیرون میآوریم!
[تفسیر]
55. We have created you from the earth to which We will return you and will bring you back to life again
وَلَقَدْ أَرَيْنَاهُ آيَاتِنَا كُلَّهَا فَكَذَّبَ وَأَبَىٰ﴿
56﴾

ما همه آیات خود را به او نشان دادیم; اما او تکذیب کرد و سرباز زد!
56. We showed the Pharaoh all of Our miracles, but he called them lies and turned away from them.
قَالَ أَجِئْتَنَا لِتُخْرِجَنَا مِنْ أَرْضِنَا بِسِحْرِكَ يَا مُوسَىٰ﴿
57﴾

گفت: «ای موسی! آیا آمدهای که با سحر خود، ما را از سرزمینمان بیرون کنی؟!
[تفسیر]
57. He said to Moses, "Have you come to expel us from our land through your magic?
فَلَنَأْتِيَنَّكَ بِسِحْرٍ مِّثْلِهِ فَاجْعَلْ بَيْنَنَا وَبَيْنَكَ مَوْعِدًا لَّا نُخْلِفُهُ نَحْنُ وَلَا أَنتَ مَكَانًا سُوًى﴿
58﴾

قطعا ما هم سحری همانند آن برای تو خواهیم آورد! هم اکنون (تاریخش را تعیین کن، و) موعدی میان ما و خودت قرار ده که نه ما و نه تو، از آن تخلف نکنیم; آن هم در مکانی که نسبت به همه یکسان باشد!»
58. We shall also answer you by magic. Let us make an appointment for a contest among us and let each of us be present at a certain time in the appointed place"
قَالَ مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ وَأَن يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى﴿
59﴾

گفت: «میعاد ما و شما روز زینت ( روز عید) است; به شرط اینکه همه مردم ، هنگامی که روز، بالا میآید، جمع شوند!»
59. Moses said, "Let the contest take place on the Day of Feast so that all the people can come together during the brightness of the day."
فَتَوَلَّىٰ فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ كَيْدَهُ ثُمَّ أَتَىٰ﴿
60﴾

فرعون آن مجلس را ترک گفت; و تمام مکر و فریب خود را جمع کرد; و سپس همه را (در روز موعود) آورد.
[تفسیر]
60. The Pharaoh returned to organize his plans and then attended the appointment
قَالَ لَهُم مُّوسَىٰ وَيْلَكُمْ لَا تَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَيُسْحِتَكُم بِعَذَابٍ ۖ وَقَدْ خَابَ مَنِ افْتَرَىٰ﴿
61﴾

موسی به آنان گفت: «وای بر شما! دروغ بر خدا نبندید، که شما را با عذابی نابود میسازد! و هر کس که (بر خدا) دروغ ببندد، نومید (و شکست خورده) میشود!»
61. Moses told them, (the magicians) "Woe to you if you invent falsehood against God; you will be destroyed by the torment. Whoever invents falsehood against God will certainly be lost."
فَتَنَازَعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ وَأَسَرُّوا النَّجْوَىٰ﴿
62﴾

آنها در میان خود، در مورد ادامه راهشان به نزاع برخاستند; و مخفیانه و درگوشی با هم سخن گفتند.
[تفسیر]
62. They started arguing and whispering to each other
قَالُوا إِنْ هَٰذَانِ لَسَاحِرَانِ يُرِيدَانِ أَن يُخْرِجَاكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِمَا وَيَذْهَبَا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلَىٰ﴿
63﴾

گفتند: «این دو (نفر) مسلما ساحرند! میخواهند با سحرشان شما را از سرزمینتان بیرون کنند و راه و رسم نمونه شما را از بین ببرند!
63. and said, "These two people are magicians. They want to expel you from your land through their magic and to destroy your own tradition
فَأَجْمِعُوا كَيْدَكُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا ۚ وَقَدْ أَفْلَحَ الْيَوْمَ مَنِ اسْتَعْلَىٰ﴿
64﴾

اکنون که چنین است، تمام نیرو و نقشه خود را جمع کنید، و در یک صف (به میدان مبارزه) بیایید; امروز رستگاری از آن کسی است که برتری خود را اثبات کند!
[تفسیر]
64. Bring together your devices and come forward in ranks; the winner will, certainly, have great happiness"
قَالُوا يَا مُوسَىٰ إِمَّا أَن تُلْقِيَ وَإِمَّا أَن نَّكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقَىٰ﴿
65﴾

(ساحران) گفتند: «ای موسی! آیا تو اول (عصای خود را) میافکنی، یا ما کسانی باشیم که اول بیفکنیم؟!»
65. They said, "Moses, would you be the first to show your skill or should we be the first to throw down our devices?"
قَالَ بَلْ أَلْقُوا ۖ فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِن سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَىٰ﴿
66﴾

گفت: «شما اول بیفکنید!» در این هنگام طنابها و عصاهای آنان بر اثر سحرشان چنان به نظر میرسید که حرکت میکند!
66. Moses said, "You throw first." When they did, their ropes and staffs through their magic seemed to be moving
فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُّوسَىٰ﴿
67﴾

موسی ترس خفیفی در دل احساس کرد (مبادا مردم گمراه شوند)!
[تفسیر]
67. Moses felt afraid within himself
قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّكَ أَنتَ الْأَعْلَىٰ﴿
68﴾

گفتیم: «نترس! تو مسلما (پیروز و) برتری!
68. We told him, "Do not be afraid for you will be the winner
وَأَلْقِ مَا فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا ۖ إِنَّمَا صَنَعُوا كَيْدُ سَاحِرٍ ۖ وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَىٰ﴿
69﴾

و آنچه را در دست راست داری بیفکن، تمام آنچه را ساختهاند میبلعد! آنچه ساختهاند تنها مکر ساحر است; و ساحر هر جا رود رستگار نخواهد شد!»
69. Throw down what is in your right hand and it will swallow up all that they have performed; theirs is only a magical performance. Magicians can find no happiness in whatever they do."
فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سُجَّدًا قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هَارُونَ وَمُوسَىٰ﴿
70﴾

(موسی عصای خود را افکند، و آنچه را که آنها ساخته بودند بلعید.) ساحران همگی به سجده افتادند و گفتند: «ما به پروردگار هارون و موسی ایمان آوردیم!»
[تفسیر]
70. The magicians bowed down in prostration saying, "We believe in the Lord of Moses and Aaron"
قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ ۖ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ ۖ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ وَلَتَعْلَمُنَّ أَيُّنَا أَشَدُّ عَذَابًا وَأَبْقَىٰ﴿
71﴾

(فرعون) گفت: «آیا پیش از آنکه به شما اذن دهم به او ایمان آوردید؟! مسلما او بزرگ شماست که به شما سحر آموخته است! به یقین دستها و پاهایتان را بطور مخالف قطع میکنم; و شما را از تنههای نخل به دار میآویزم; و خواهید دانست مجازات کدام یک از ما دردناکتر و پایدارتر است!»
[تفسیر]
71. The Pharaoh said, "Since you believed in him without my permission, then Moses certainly must be your chief who has taught you magic. I shall cut your hands and feet on alternate sides and crucify you on the trunk of the palm-tree. You shall certainly find which among us can afflict a more severe and lasting punishment"
قَالُوا لَن نُّؤْثِرَكَ عَلَىٰ مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا ۖ فَاقْضِ مَا أَنتَ قَاضٍ ۖ إِنَّمَا تَقْضِي هَٰذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا﴿
72﴾

گفتند: «سوگند به آن کسی که ما را آفریده، هرگز تو را بر دلایل روشنی که برای ما آمده، مقدم نخواهیم داشت! هر حکمی میخواهی بکن; تو تنها در این زندگی دنیا میتوانی حکم کنی!
72. They (the magicians) said, "We would never prefer you to the miracles that we have seen or to our Creator. Do what you want. This life is only for a short time
إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنَا لِيَغْفِرَ لَنَا خَطَايَانَا وَمَا أَكْرَهْتَنَا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ ۗ وَاللَّهُ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ﴿
73﴾

ما به پروردگارمان ایمان آوردیم تا گناهانمان و آنچه را از سحر بر ما تحمیل کردی ببخشاید; و خدا بهتر و پایدارتر است!»
[تفسیر]
73. We have faith in our Lord so that He will forgive our sins and our magical performances that you forced us to show. God is better than all things and His rewards last longer."
إِنَّهُ مَن يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَىٰ﴿
74﴾

هر کس در محضر پروردگارش خطاکار حاضر شود، آتش دوزخ برای اوست; در آن جا، نه میمیرد و نه زندگی میکند!
74. The dwelling place of one who comes into the presence of his Lord as a criminal will be hell wherein he will never die nor enjoy his life
وَمَن يَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُولَٰئِكَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَىٰ﴿
75﴾

و هر کس با ایمان نزد او آید، و اعمال صالح انجام داده باشد، چنین کسانی درجات عالی دارند.. .
75. One who comes into the presence of his Lord with faith and righteous deeds
جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ وَذَٰلِكَ جَزَاءُ مَن تَزَكَّىٰ﴿
76﴾

باغهای جاویدان بهشت، که نهرها از زیر درختانش جاری است، در حالی که همیشه در آن خواهند بود; این است پاداش کسی که خود را پاک نماید!
[تفسیر]
76. will be rewarded by high status in the gardens of Eden wherein streams flow. Such will be the reward of those who purify themselves.
وَلَقَدْ أَوْحَيْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقًا فِي الْبَحْرِ يَبَسًا لَّا تَخَافُ دَرَكًا وَلَا تَخْشَىٰ﴿
77﴾

ما به موسی وحی فرستادیم که: «شبانه بندگانم را (از مصر) با خود ببر; و برای آنها راهی خشک در دریا بگشا; که نه از تعقیب (فرعونیان) خواهی ترسید، و نه از غرق شدن در دریا! سذللّه
77. We sent revelations to Moses telling him, "Travel with My servants during the night and strike a dry road across the sea (for them).
Have no fear of being overtaken (by the Pharaoh) nor of anything else"
فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِيَهُم مِّنَ الْيَمِّ مَا غَشِيَهُمْ﴿
78﴾

(به این ترتیب) فرعون با لشکریانش آنها را دنبال کردند; و دریا آنان را (در میان امواج خروشان خود) بطور کامل پوشانید!
78. The Pharaoh and his army chased Moses and his people but were drowned by the sea
وَأَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ وَمَا هَدَىٰ﴿
79﴾

فرعون قوم خود را گمراه ساخت; و هرگز هدایت نکرد!
[تفسیر]
79. The Pharaoh and his people had gone away from guidance.
يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ قَدْ أَنجَيْنَاكُم مِّنْ عَدُوِّكُمْ وَوَاعَدْنَاكُمْ جَانِبَ الطُّورِ الْأَيْمَنَ وَنَزَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَىٰ﴿
80﴾

ای بنی اسرائیل! ما شما را از چنگال دشمنتان نجات دادیم; و در طرف راست کوه طور، با شما وعده گذاردیم; و «من» و «سلوی» بر شما نازل کردیم!
[تفسیر]
80. Children of Israel, We saved you from your enemy and promised to settle you on the right side of the peaceful Mount Tur (Sinai)
كُلُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَلَا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي ۖ وَمَن يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَىٰ﴿
81﴾

بخوریداز روزیهای پاکیزهای که به شما دادهایم; و در آن طغیان نکنید، که غضب من بر شما وارد شود و هر کس غضبم بر او وارد شود، سقوب میکند!
[تفسیر]
81. and We sent you manna and quails
وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِّمَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَىٰ﴿
82﴾

و من هر که را توبه کند، و ایمان آورد، و عمل صالح انجام دهد، سپس هدایت شود، میآمرزم!
[تفسیر]
82. I allowed you to consume the pure sustenance which We had given you but not to become rebels, lest you become subject to My wrath. Whoever becomes subject to My wrath will certainly be destroyed. I am All-forgiving to the righteously striving believers who repent and follow the right guidance.
وَمَا أَعْجَلَكَ عَن قَوْمِكَ يَا مُوسَىٰ﴿
83﴾

ای موسی! چه چیز سبب شد که از قومت پیشی گیری، و (برای آمدن به کوه طور)عجله کنی؟!
83. The Lord asked, "Moses, what made you attend your appointment with Me before your people?"
قَالَ هُمْ أُولَاءِ عَلَىٰ أَثَرِي وَعَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضَىٰ﴿
84﴾

عرض کرد: «پروردگارا! آنان در پی منند; و من به سوی تو شتاب کردم، تا از من خشنود شوی! سذللّه
84. Moses replied, "They are just behind me. I came earlier to seek Your pleasure"
قَالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِن بَعْدِكَ وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ﴿
85﴾

فرمود: «ما قوم تو را بعد از تو، آزمودیم و سامری آنها را گمراه ساخت!»
[تفسیر]
85. The Lord said, "We tested your people after you left them and the Samiri made them go astray."
فَرَجَعَ مُوسَىٰ إِلَىٰ قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا ۚ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْدًا حَسَنًا ۚ أَفَطَالَ عَلَيْكُمُ الْعَهْدُ أَمْ أَرَدتُّمْ أَن يَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبٌ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَخْلَفْتُم مَّوْعِدِي﴿
86﴾

موسی خشمگین و اندوهناک به سوی قوم خود بازگشت و گفت: «ای قوم من! مگر پروردگارتان وعده نیکویی به شما نداد؟! آیا مدت جدایی من از شما به طول انجامید، یا میخواستید غضب پروردگارتان بر شما نازل شود که با وعده من مخالفت کردید؟!»
[تفسیر]
86. Moses, sad and angry, returned to his people saying, "My people, did not the Lord make you a gracious promise? Why did you disregard your appointment with me? Was it because of the long time or did you want to become subject to the wrath of your Lord?"
قَالُوا مَا أَخْلَفْنَا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنَا وَلَٰكِنَّا حُمِّلْنَا أَوْزَارًا مِّن زِينَةِ الْقَوْمِ فَقَذَفْنَاهَا فَكَذَٰلِكَ أَلْقَى السَّامِرِيُّ﴿
87﴾

گفتند: «ما به میل و اراده خود از وعده تو تخلف نکردیم; بلکه مقداری از زیورهای قوم را که با خود داشتیم افکندیم!» و سامری اینچنین القا کرد...
[تفسیر]
87. They replied, "We did not go against our promise with you out of our own accord. We were forced to carry people's ornaments. We threw them away and so did the Samiri
فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَدًا لَّهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَٰذَا إِلَٰهُكُمْ وَإِلَٰهُ مُوسَىٰ فَنَسِيَ﴿
88﴾

و برای آنان مجسمه گوسالهای که صدایی همچون صدای گوساله (واقعی) داشت پدید آورد; و (به یکدیگر) گفتند: «این خدای شما، و خدای موسی است!» و او فراموش کرد (پیمانی را که با خدا بسته بود)!
88. Then the Samiri forged the body of a motionless calf which gave out a hollow sound." The people said, "This is your Lord and the Lord of Moses whom he (Moses) forgot to mention"
أَفَلَا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًا وَلَا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا﴿
89﴾

آیا نمیبینند که (این گوساله) هیچ پاسخی به آنان نمیدهد، و مالک هیچ گونه سود و زیانی برای آنها نیست؟!
[تفسیر]
89. Did they not consider that the calf could not give them any answer, nor it could harm or benefit them?
وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِن قَبْلُ يَا قَوْمِ إِنَّمَا فُتِنتُم بِهِ ۖ وَإِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمَٰنُ فَاتَّبِعُونِي وَأَطِيعُوا أَمْرِي﴿
90﴾

و پیش از آن، هارون به آنها گفته بود: «ای قوم من! شما به این وسیله مورد آزمایش قرار گرفتهاید! پروردگار شما خداوند رحمان است! پس، از من پیروی کنید، و فرمانم را اطاعت نمایید!»
90. Aaron had told them before, "My people, you are deceived by the calf. Your Lord is the Beneficent God. Follow me and obey my orders"
قَالُوا لَن نَّبْرَحَ عَلَيْهِ عَاكِفِينَ حَتَّىٰ يَرْجِعَ إِلَيْنَا مُوسَىٰ﴿
91﴾

ولی آنها گفتند: «ما همچنان گرد آن میگردیم (و به پرستش گوساله ادامه میدهیم) تا موسی به سوی ما بازگردد!»
[تفسیر]
91. They said, "We shall continue worshipping the calf until Moses comes back."
قَالَ يَا هَارُونُ مَا مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا﴿
92﴾

(موسی) گفت: «ای هارون! چرا هنگامی که دیدی آنها گمراه شدند...
92. Then Moses asked Aaron, "What made you not follow me when you saw them in error?
أَلَّا تَتَّبِعَنِ ۖ أَفَعَصَيْتَ أَمْرِي﴿
93﴾

از من پیروی نکردی؟! آیا فرمان مرا عصیان نمودی؟!»
93. Did you disobey my orders?"
قَالَ يَا ابْنَ أُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَلَا بِرَأْسِي ۖ إِنِّي خَشِيتُ أَن تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي﴿
94﴾

(هارون) گفت: «ای فرزند مادرم! ( ای برادر!) ریش و سر مرا مگیر! من ترسیدم بگویی تو میان بنی اسرائیل تفرقه انداختی، و سفارش مرا به کار نبستی!»
[تفسیر]
94. Aaron replied, "Son of my mother, do not seize me by my beard or head. I was afraid that you might consider me responsible for causing discord among the children of Israel and would not pay attention to my words."
قَالَ فَمَا خَطْبُكَ يَا سَامِرِيُّ﴿
95﴾

(موسی رو به سامری کرد و) گفت: «تو چرا این کار را کردی، ای سامری؟!»
95. Moses asked, "Samiri, what were your motives?"
قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِّنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَكَذَٰلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي﴿
96﴾

گفت: «من چیزی دیدم که آنها ندیدند; من قسمتی از آثار رسول (و فرستاده خدا) را گرفتم، سپس آن را افکندم، و اینچنین (هوای) نفس من این کار را در نظرم جلوه داد!»
[تفسیر]
96. He replied, "I had the skill (of carving) which they did not have. I followed some of the Messengers's (Moses) tradition, but I then ignored it. Thus, my soul prompted me (to carve a golden calf with an artificial hollow sound)
قَالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَيَاةِ أَن تَقُولَ لَا مِسَاسَ ۖ وَإِنَّ لَكَ مَوْعِدًا لَّن تُخْلَفَهُ ۖ وَانظُرْ إِلَىٰ إِلَٰهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عَاكِفًا ۖ لَّنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفًا﴿
97﴾

(موسی) گفت: «برو، که بهره تو در زندگی دنیا این است که (هر کس با تو نزدیک شود) بگوئی سخللّهبا من تماس نگیر!» و تو میعادی (از عذاب خدا) داری، که هرگز تخلف نخواهد شد! (اکنون) بنگر به این معبودت که پیوسته آن را پرستش میکردی! و ببین ما آن را نخست میسوزانیم; سپس ذرات آن را به دریا میپاشیم!
97. Moses said, "Go away! Throughout your life you will not be able to let anyone touch you. This will be your punishment in this life. The time for your final punishment is inevitable. You will never be able to avoid it. Look at your god which you have been worshipping. We will burn it in the fire and scatter its ashes into the sea."
إِنَّمَا إِلَٰهُكُمُ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا﴿
98﴾

معبود شما تنها خداوندی است که جز او معبودی نیست; و علم او همه چیز را فرا گرفته است! سذللّه
[تفسیر]
98. Your Lord is the One who is the only God and He has the knowledge of all things.
كَذَٰلِكَ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَاءِ مَا قَدْ سَبَقَ ۚ وَقَدْ آتَيْنَاكَ مِن لَّدُنَّا ذِكْرًا﴿
99﴾

این گونه بخشی از اخبار پیشین را برای تو بازگو میکنیم; و ما از نزد خود، ذکر (و قرآنی) به تو دادیم!
[تفسیر]
99. Thus We tell you, (Muhammad), the stories of the past and We have given you the Quran
مَّنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ يَحْمِلُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وِزْرًا﴿
100﴾

هر کس از آن روی گردان شود، روز قیامت بار سنگینی (از گناه و مسؤولیت) بر دوش خواهد داشت!
100. Whoever disregards (the Quran) will be heavily burdened with sin on the Day of Judgment
خَالِدِينَ فِيهِ ۖ وَسَاءَ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حِمْلًا﴿
101﴾

در حالی که جاودانه در آن خواهند ماند; و بد باری است برای آنها در روز قیامت!
101. with which he will live forever. On the Day of Judgment it will be a terrible load for him to carry
يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ ۚ وَنَحْشُرُ الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ زُرْقًا﴿
102﴾

همان روزی که در «صور» دمیده میشود; و مجرمان را با بدنهای کبود، در آن روز جمع میکنیم!
102. On the day when the trumpet will be sounded We will raise the criminals from their graves and their eyes will be turned blue and blind.
يَتَخَافَتُونَ بَيْنَهُمْ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا عَشْرًا﴿
103﴾

آنها آهسته با هم گفتگو میکنند; (بعضی میگویند:) شما فقط ده (شبانه روز در عالم برزخ) توقف کردید! (و نمیدانند چقدر طولانی بوده است!)
[تفسیر]
103. They will slowly talk to each other and say, "Our life on earth was as short as ten days"
نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ إِذْ يَقُولُ أَمْثَلُهُمْ طَرِيقَةً إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا يَوْمًا﴿
104﴾

ما به آنچه آنها میگویند آگاهتریم، هنگامی که نیکوروشترین آنها میگوید:«شما تنها یک روز درنگ کردید!»
[تفسیر]
104. We know best what they say. The moderate ones among them will say, "You did not live on earth for more than a day."
وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْجِبَالِ فَقُلْ يَنسِفُهَا رَبِّي نَسْفًا﴿
105﴾

و از تو درباره کوهها سؤال میکنند; بگو: «پروردگارم آنها را (متلاشی کرده) برباد میدهد!
105. (Muhammad), they will ask you about the mountains. Tell them, "My Lord will grind them to powder
فَيَذَرُهَا قَاعًا صَفْصَفًا﴿
106﴾

سپس زمین را صاف و هموار و بیآب و گیاه رها میسازد...
106. and leave them so smoothly levelled
لَّا تَرَىٰ فِيهَا عِوَجًا وَلَا أَمْتًا﴿
107﴾

به گونهای که در آن، هیچ پستی و بلندی نمیبینی!»
[تفسیر]
107. that you will see no depression or elevation in it"
يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُ ۖ وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَٰنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا﴿
108﴾

در آن روز، همه از دعوت کننده الهی پیروی نموده، و قدرت بر مخالفت او نخواهند داشت (و همگی از قبرها برمیخیزند); و همه صداها در برابر (عظمت) خداوند رحمان، خاضع میشود; و جز صدای آهسته چیزی نمیشنوی!
[تفسیر]
108. On that day they will follow their caller without deviation. Their voices will be low in the presence of the Beneficent God. You will hear nothing but the tread of the marching feet
يَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَٰنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا﴿
109﴾

در آن روز، شفاعت هیچ کس سودی نمیبخشد، جز کسی که خداوند رحمان به او اجازه داده، و به گفتار او راضی است.
[تفسیر]
109. On that day no one's intercession will be of any benefit unless he has received permission from the Beneficent God and whose word is acceptable to Him.
يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْمًا﴿
110﴾

آنچه را پیش رو دارند، و آنچه را (در دنیا) پشت سرگذاشتهاند میداند; ولی آنها به (علم) او احاطه ندارند!
110. God knows all that is in front of them and behind them and they can not encompass His knowledge
وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ ۖ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًا﴿
111﴾

و (در آن روز) همه چهرهها در برابر خداوند حی قیوم، خاضع میشود; و مایوس (و زیانکار) است آن که بار ستمی بر دوش دارد!
[تفسیر]
111. Faces will be humble before the Everlasting and the Self-existing God. Despair will strike those who are loaded with the burden of injustice
وَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا يَخَافُ ظُلْمًا وَلَا هَضْمًا﴿
112﴾

(اما) آن کس که کارهای شایسته انجام دهد، در حالی که مؤمن باشد، نه از ظلمی میترسد، و نه از نقصان حقش.
[تفسیر]
112. The righteously striving believers should have no fear of being treated with injustice or inequity.
وَكَذَٰلِكَ أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا وَصَرَّفْنَا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْرًا﴿
113﴾

و این گونه آن را قرآنی عربی ( فصیح و گویا) نازل کردیم، و انواع وعیدها (و انذارها) را در آن بازگو نمودیم، شاید تقوا پیشه کنند; یا برای آنان تذکری پدید آورد!
[تفسیر]
113. We have revealed the Quran in the Arabic language containing various warnings so that it may cause them to have fear (of God) or take heed
فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ ۗ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَىٰ إِلَيْكَ وَحْيُهُ ۖ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا﴿
114﴾

پس بلندمرتبه است خداوندی که سلطان حق است! پس نسبت به (تلاوت) قرآن عجله مکن، پیش از آنکه وحی آن بر تو تمام شود; و بگو: «پروردگارا! علم مرا افزون کن!»
[تفسیر]
114. God is the Most High and the True King. (Muhammad), do not be hasty in reading the Quran to the people before the revelation has been completed. "Say, My Lord, grant me more knowledge."
وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَىٰ آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا﴿
115﴾

پیش از این، از آدم پیمان گرفته بودیم; اما او فراموش کرد; و عزم استواری برای او نیافتیم!
115. We had commanded Adam (certain matters).
He forgot Our commandment and We did not find in him the determination to fulfil Our commandments
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ﴿
116﴾

و به یاد آور هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» همگی سجده کردند; جز ابلیس که سرباز زد (و سجده نکرد)!
[تفسیر]
116. When We told the angels to prostrate before Adam they all obeyed except Iblis (satan) who refused
فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ﴿
117﴾

پس گفتیم: «ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و (دشمن) همسر توست! مبادا شما را از بهشت بیرون کند; که به زحمت و رنج خواهی افتاد!
117. We said, "Adam, this (satan) is your enemy and the enemy of your spouse. Let him not expel you and your spouse from Paradise lest you plunge into misery
إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَىٰ﴿
118﴾

(اما تو در بهشت راحت هستی! و مزیتش) برای تو این است که در آن گرسنه و برهنه نخواهی شد;
118. In Paradise you will experience no hunger, nakedness,
وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَىٰ﴿
119﴾

و در آن تشنه نمیشوی، و حرارت آفتاب آزارت نمیدهد!»
[تفسیر]
119. thirst, or exposure to the hot Sun."
فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا يَبْلَىٰ﴿
120﴾

ولی شیطان او را وسوسه کرد و گفت: «ای آدم! آیا میخواهی تو را به درخت زندگی جاوید، و ملکی بیزوال راهنمایی کنم؟!»
120. Satan, trying to seduce him, said, "Adam, do you want me to show you the Tree of Eternity and the Everlasting Kingdom?"
فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ ۚ وَعَصَىٰ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَىٰ﴿
121﴾

سرانجام هر دو از آن خوردند، (و لباس بهشتیشان فرو ریخت،) و عورتشان آشکار گشت و برای پوشاندن خود، از برگهای (درختان) بهشتی جامه دوختند! (آری) آدم پروردگارش را نافرمانی کرد، و از پاداش او محروم شد!
[تفسیر]
121. Adam and his wife ate (fruits) from the tree and found themselves naked. Then they started to cover themselves with the leaves from the garden. Adam disobeyed his Lord and went astray
ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَىٰ﴿
122﴾

سپس پروردگارش او را برگزید، و توبهاش را پذیرفت، و هدایتش نمود.
122. His Lord forgave him, accepted his repentance, and gave him guidance.
قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا ۖ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَىٰ﴿
123﴾

(خداوند) فرمود: «هر دو از آن (بهشت) فرود آیید، در حالی که دشمن یکدیگر خواهید بود! ولی هرگاه هدایت من به سراغ شما آید، هر کس از هدایت من پیروی کند، نه گمراه میشود، و نه در رنج خواهد بود!
[تفسیر]
123. God then told them, "Get out of here all of you; you are each other's enemies. When My guidance comes to you, those who follow it will not go astray nor will they endure any misery
وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ﴿
124﴾

و هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت; و روز قیامت، او را نابینا محشور میکنیم!»
124. Whoever ignores My guidance will live a woeful life and will be brought in Our presence blind on the Day of Judgment
قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَىٰ وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا﴿
125﴾

میگوید: «پروردگارا! چرا نابینا محشورم کردی؟! من که بینا بودم!»
[تفسیر]
125. He will say, "My Lord, why have you brought me back to life blind; before I could see?"
قَالَ كَذَٰلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا ۖ وَكَذَٰلِكَ الْيَوْمَ تُنسَىٰ﴿
126﴾

میفرماید: «آن گونه که آیات من برای تو آمد، و تو آنها را فراموش کردی; امروز نیز تو فراموش خواهی شد!»
126. The Lord will say, "This is true. But just as you forgot Our revelations that had come to you, so, too, are you forgotten on this day."
وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ يُؤْمِن بِآيَاتِ رَبِّهِ ۚ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَىٰ﴿
127﴾

و این گونه جزا میدهیم کسی را که اسراف کند، و به آیات پروردگارش ایمان نیاورد! و عذاب آخرت، شدیدتر و پایدارتر است!
[تفسیر]
127. Thus We recompense those who are unjust and have no faith in Our revelations. The torment in the life to come will be more severe and last longer.
أَفَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ يَمْشُونَ فِي مَسَاكِنِهِمْ ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّأُولِي النُّهَىٰ﴿
128﴾

آیا برای هدایت آنان کافی نیست که بسیاری از نسلهای پیشین را (که طغیان و فساد کردند) هلاک نمودیم، و اینها در مسکنهای (ویران شده) آنان راه میروند! مسلما در این امر، نشانههای روشنی برای خردمندان است.
128. Is it not a warning for them to see how many generations living before them We destroyed and how they are now walking in their ruins? In this there is the evidence (of the Truth) for the people of reason.
وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَكَانَ لِزَامًا وَأَجَلٌ مُّسَمًّى﴿
129﴾

و اگر سنت و تقدیر پروردگارت و ملاحظه زمان مقرر نبود، عذاب الهی بزودی دامان آنان را میگرفت!
[تفسیر]
129. Had not the word of your Lord been decreed (otherwise), the unbelievers deserved immediate punishment. The appointed time for their punishment will inevitably come.
فَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا ۖ وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَىٰ﴿
130﴾

پس در برابر آنچه میگویند، صبر کن! و پیش از طلوع آفتاب، و قبل از غروب آن; تسبیح و حمد پروردگارت را بجا آور; و همچنین (برخی) از ساعات شب و اطراف روز (پروردگارت را) تسبیح گوی; باشد که (از الطاف الهی) خشنود شوی!
[تفسیر]
130. (Muhammad), have patience with what they say, glorify your Lord, and always praise Him before sunrise, sunset, in some hours of the night and at both the beginning and end of the day, so that perhaps you will please your Lord
وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ ۚ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ﴿
131﴾

و هرگز چشمان خود را به نعمتهای مادی، که به گروههایی از آنان دادهایم، میفکن! اینها شکوفههای زندگی دنیاست; تا آنان را در آن بیازماییم; و روزی پروردگارت بهتر و پایدارتر است!
[تفسیر]
131. Do not be envious of what We have given to some people as means of enjoyment and worldly delight. Such means are a trial for them, but the reward that you will receive from your Lord will be far better and everlasting
وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا ۖ لَا نَسْأَلُكَ رِزْقًا ۖ نَّحْنُ نَرْزُقُكَ ۗ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَىٰ﴿
132﴾

خانواده خود را به نماز فرمان ده; و بر انجام آن شکیبا باش! از تو روزی نمیخواهیم; (بلکه) ما به تو روزی میدهیم; و عاقبت نیک برای تقواست!
[تفسیر]
132. Instruct your family to pray and to be steadfast in their worship. We do not ask any sustenance from you; it is We who give you sustenance. Know that piety will have a happy end.
وَقَالُوا لَوْلَا يَأْتِينَا بِآيَةٍ مِّن رَّبِّهِ ۚ أَوَلَمْ تَأْتِهِم بَيِّنَةُ مَا فِي الصُّحُفِ الْأُولَىٰ﴿
133﴾

گفتند: «چرا (پیامبر) معجزه و نشانهای از سوی پروردگارش برای ما نمیآورد؟! (بگو:) آیا خبرهای روشنی که در کتابهای (آسمانی) نخستین بوده، برای آنها نیامد؟!
[تفسیر]
133. They have said, "Why has he, (Muhammad), not brought some miracle from his Lord?" Have they not received the previously revealed heavenly Books as the evidence of the Truth
وَلَوْ أَنَّا أَهْلَكْنَاهُم بِعَذَابٍ مِّن قَبْلِهِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ مِن قَبْلِ أَن نَّذِلَّ وَنَخْزَىٰ﴿
134﴾

اگر ما آنان را پیش از آن (که قرآن نازل شود) با عذابی هلاک میکردیم، (در قیامت) میگفتند: «پروردگارا! چرا پیامبری برای ما نفرستادی تا از آیات تو پیروی کنیم، پیش از آنکهذلیل و رسوا شویم!»
[تفسیر]
134. Had We destroyed them with a torment before the coming of Muhammad they would have said, "Lord, would that you had sent us a Messengers so that we could have followed Your revelations before being humiliated and disgraced."
قُلْ كُلٌّ مُّتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا ۖ فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَىٰ﴿
135﴾

بگو: «همه (ما و شما) در انتظاریم! (ما در انتظار وعده پیروزی، و شما در انتظار شکست ما!) حال که چنین است، انتظار بکشید! اما بزودی میدانید چه کسی از اصحاب صراط مستقیم، و چه کسی هدایت یافته است!
[تفسیر]
135. (Muhammad), tell them, "Everyone is waiting. Wait and you shall know very soon who will be the followers of the right path with the right guidance."