بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيم
طسم﴿
1﴾

1. Ta. Sin. Mim.
تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ﴿
2﴾

اینها از آیات کتاب مبین است!
2. These are the verses of the illustrious Book.
نَتْلُو عَلَيْكَ مِن نَّبَإِ مُوسَىٰ وَفِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ﴿
3﴾

ما از داستان موسی و فرعون بحق بر تو میخوانیم، برای گروهی که (طالب حقند و) ایمان میآورند!
[تفسیر]
3. We recite to you some of the story of Moses and the Pharaoh for a genuine purpose, and for the benefit of the believing people.
إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ ۚ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ﴿
4﴾

فرعون در زمین برتریجویی کرد، و اهل آن را به گروههای مختلفی تقسیم نمود; گروهی را به ضعف و ناتوانی میکشاند، پسرانشان را سر میبرید و زنانشان را (برای کنیزی و خدمت) زنده نگه میداشت; او به یقین از مفسدان بود!
[تفسیر]
4. The Pharaoh dominated the land and divided its inhabitants into different groups, suppressing one group by killing their sons and keeping their women alive. He was certainly an evil-doer.
وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ﴿
5﴾

ما میخواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم!
[تفسیر]
5. But We have decided to grant a favor to the suppressed ones by appointing them leaders and heirs of the land,
وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَنُرِيَ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا كَانُوا يَحْذَرُونَ﴿
6﴾

و حکومتشان را در زمین پابرجا سازیم; و به فرعون و هامان و لشکریانشان، آنچه را از آنها ( بنی اسرائیل) بیم داشتند نشان دهیم!
[تفسیر]
6. give them power in the land and make the Pharaoh, Haman (his Minister), and their armies to experience from their victims what they feared most.
وَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ أُمِّ مُوسَىٰ أَنْ أَرْضِعِيهِ ۖ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي ۖ إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ﴿
7﴾

ما به مادر موسی الهام کردیم که: «او را شیر ده; و هنگامی که بر او ترسیدی، وی را در دریا(ی نیل) بیفکن; و نترس و غمگین مباش، که ما او را به تو بازمیگردانیم، و او را از رسولان قرار میدهیم!»
7. We inspired Moses'mother saying, "Breast-feed your son. When you become afraid for his life, throw him into the sea. Do not be afraid or grieved for We shall return him to you and make him a Messenger."
فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَحَزَنًا ۗ إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا كَانُوا خَاطِئِينَ﴿
8﴾

(هنگامی که مادر بفرمان خدا او را به دریا افکند) خاندان فرعون او را از آب گرفتند، تا سرانجام دشمن آنان و مایه اندوهشان گردد! مسلما فرعون و هامان و لشکریانشان خطاکار بودند.
[تفسیر]
8. The people of the Pharaoh picked him up (without realizing) that he would become their enemy and a source of their sorrow. The Pharaoh, Haman, and their army were sinful people
وَقَالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِّي وَلَكَ ۖ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَىٰ أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ﴿
9﴾

همسر فرعون (چون دید آنها قصد کشتن کودک را دارند) گفت: «نور چشم من و توست! او را نکشید شاید برای ما مفید باشد، یا او را بعنوان پسر خود برگزینیم!» و آنها نمیفهمیدند (که دشمن اصلی خود را در آغوش خویش میپرورانند)!
[تفسیر]
9. The Pharaoh's wife said, "He, (Moses), is the delight of our eyes. Do not kill him. Perhaps he will benefit us or we may adopt him." They were unaware of the future.
وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَىٰ فَارِغًا ۖ إِن كَادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْلَا أَن رَّبَطْنَا عَلَىٰ قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ﴿
10﴾

(سرانجام) قلب مادر موسی از همه چیز (جز یاد فرزندش) تهی گشت; و اگر دل او را (بوسیله ایمان و امید) محکم نکرده بودیم، نزدیک بود مطلب را افشا کند!
10. The heart of Moses'mother was relieved and confident. But she would almost have made the whole matter public had We not strengthened her heart with faith
وَقَالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ ۖ فَبَصُرَتْ بِهِ عَن جُنُبٍ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ﴿
11﴾

و (مادر موسی) به خواهر او گفت: «وضع حال او را پیگیری کن!» او نیز از دور ماجرا را مشاهده کرد در حالی که آنان بیخبر بودند.
[تفسیر]
11. She told Moses'sister to follow her brother. His sister watched him from one side and the people of the Pharaoh did not notice her presence.
وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ الْمَرَاضِعَ مِن قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَىٰ أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ﴿
12﴾

ما همه زنان شیرده را از پیش بر او حرام کردیم (تا تنها به آغوش مادر بازگردد); و خواهرش (که بیتابی ماموران را برای پیدا کردن دایه مشاهده کرد) گفت: «آیا شما را به خانوادهای راهنمایی کنم که میتوانند این نوزاد را برای شما کفالت کنند و خیرخواه او باشند؟!»
[تفسیر]
12. We had decreed that the infant must not be breast-fed by any nurse besides his mother. His sister said to the people of the Pharaoh, "May I show you a family who can nurse him for you with kindness?"
فَرَدَدْنَاهُ إِلَىٰ أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ﴿
13﴾

ما او را به مادرش بازگرداندیم تا چشمش روشن شود و غمگین نباشد و بداند که وعده الهی حق است; ولی بیشتر آنان نمیدانند!
[تفسیر]
13. Thus did We return Moses to his mother that We would delight her eyes, relieve her sorrows, and let her know that the promise of God was true, but many people do not know.
وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَىٰ آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا ۚ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ﴿
14﴾

و هنگامی که (موسی) نیرومند و کامل شد، حکمت و دانش به او دادیم; و این گونه نیکوکاران را جزا میدهیم!
[تفسیر]
14. When he become matured and grow to manhood, We granted him wisdom and knowledge. Thus do We reward the righteous ones.
وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلَىٰ حِينِ غَفْلَةٍ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلَانِ هَٰذَا مِن شِيعَتِهِ وَهَٰذَا مِنْ عَدُوِّهِ ۖ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِن شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَىٰ فَقَضَىٰ عَلَيْهِ ۖ قَالَ هَٰذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ ۖ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُّضِلٌّ مُّبِينٌ﴿
15﴾

او به هنگامی که اهل شهر در غفلت بودند وارد شهر شد; ناگهان دو مرد را دید که به جنگ و نزاع مشغولند; یکی از پیروان او بود (و از بنی اسرائیل)، و دیگری از دشمنانش، آن که از پیروان او بود در برابر دشمنش از وی تقاضای کمک نمود; موسی مشت محکمی بر سینه او زد و کار او را ساخت (و بر زمین افتاد و مرد); موسی گفت: «این (نزاع شما) از عمل شیطان بود، که او دشمن و گمراهکننده آشکاری است»
[تفسیر]
15. He entered the city without the knowledge of its inhabitants and found two men fighting each other. One was his follower and the other his enemy. His follower asked him for help. Moses struck his enemy to death, but later said, "It was the work of satan; he is the sworn enemy of the human being and wants to mislead him"
قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ﴿
16﴾

(سپس) عرض کرد: «پروردگارا! من به خویشتن ستم کردم; مرا ببخش!» خداوند او را بخشید، که او غفور و رحیم است!
[تفسیر]
16. (Moses) said, "Lord, I have wronged myself. Forgive me!" The Lord forgave him; He is All-forgiving and All-merciful
قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًا لِّلْمُجْرِمِينَ﴿
17﴾

عرض کرد: «پروردگارا! بشکرانه نعمتی که به من دادی، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود! سذللّه
[تفسیر]
17. He said, "Lord, in appreciation for Your favor to me I shall never support the criminals"
فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خَائِفًا يَتَرَقَّبُ فَإِذَا الَّذِي اسْتَنصَرَهُ بِالْأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُ ۚ قَالَ لَهُ مُوسَىٰ إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُّبِينٌ﴿
18﴾

موسی در شهر ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثهای (و در جستجوی اخبار); ناگهان دید همان کسی که دیروز از او یاری طلبیده بود فریاد میزند و از او کمک میخواهد، موسی به او گفت: «تو آشکارا انسان (ماجراجو و) گمراهی هستی!»
[تفسیر]
18. He remained in the city but very afraid and cautious. Suddenly the person who asked him for help the previous day asked him for help again. Moses said, "You are certainly a mischievous person"
فَلَمَّا أَنْ أَرَادَ أَن يَبْطِشَ بِالَّذِي هُوَ عَدُوٌّ لَّهُمَا قَالَ يَا مُوسَىٰ أَتُرِيدُ أَن تَقْتُلَنِي كَمَا قَتَلْتَ نَفْسًا بِالْأَمْسِ ۖ إِن تُرِيدُ إِلَّا أَن تَكُونَ جَبَّارًا فِي الْأَرْضِ وَمَا تُرِيدُ أَن تَكُونَ مِنَ الْمُصْلِحِينَ﴿
19﴾

و هنگامی که خواست با کسی که دشمن هر دوی آنها بود درگیر شود و با قدرت مانع او گردد، (فریادش بلند شد،) گفت: «ای موسی میخواهی! مرا بکشی همان گونه که دیروز انسانی را کشتی؟! تو فقط میخواهی جباری در روی زمین باشی، و نمیخواهی از مصلحان باشی!»
[تفسیر]
19. When Moses was about to attack their enemy, he said, "Moses, do you want to kill me as you slew a soul the other day? Do you want to become a tyrant in the land, not a reformer?"
وَجَاءَ رَجُلٌ مِّنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعَىٰ قَالَ يَا مُوسَىٰ إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ﴿
20﴾

(در این هنگام) مردی با سرعت از دورترین نقطه شهر ( مرکز فرعونیان) آمد و گفت: «ای موسی! این جمعیت برای کشتن تو به مشورت نشستهاند; فورا از شهر خارج شو، که من از خیرخواهان توام!»
20. A man came running from the farthest part of the city saying, "Moses, people are planning to kill you. I sincerely advise you to leave the city.
فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ ۖ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ﴿
21﴾

موسی از شهر خارج شد در حالی که ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثهای; عرض کرد: سخللّهپروردگارا! مرا از این قوم ظالم رهایی بخش!»
[تفسیر]
21. So he left the city afraid and cautious, saying, "Lord, protect me against the unjust people"
وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاءَ مَدْيَنَ قَالَ عَسَىٰ رَبِّي أَن يَهْدِيَنِي سَوَاءَ السَّبِيلِ﴿
22﴾

و هنگامی که متوجه جانب مدین شد گفت: «امیدوارم پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند! سذللّه
[تفسیر]
22. When he started his journey to Midian he said, "Perhaps my Lord will show me the right path."
وَلَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودَانِ ۖ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا ۖ قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّىٰ يُصْدِرَ الرِّعَاءُ ۖ وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ﴿
23﴾

و هنگامی که به (چاه) آب مدین رسید، گروهی از مردم را در آنجا دید که چهارپایان خود را سیراب میکنند; و در کنار آنان دو زن را دید که مراقب گوسفندان خویشند (و به چاه نزدیک نمیشوند; موسی) به آن دو گفت: «کار شما چیست؟ (چرا گوسفندان خود را آب نمیدهید؟!) سذللّه گفتند: «ما آنها را آب نمیدهیم تا چوپانها همگی خارج شوند; و پدر ما پیرمرد کهنسالی است (و قادر بر این کارها نیست.)!»
23. When he arrived at the well of Midian, he found some people watering (their sheep) and two women keeping the sheep away from the others. He asked the two women, "What is the matter with you?" They replied, "We cannot water our sheep until all the shepherds have driven away their flocks. Our father is an old man"
فَسَقَىٰ لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّىٰ إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ﴿
24﴾

موسی برای (گوسفندان) آن دو آب کشید; سپس رو به سایه آورد و عرض کرد: «پروردگارا! هر خیر و نیکی بر من فرستی، به آن نیازمندم!»
[تفسیر]
24. Moses watered their flocks and then sought shelter under a shadow praying, "Lord, I need the means to preserve (the power) that You have granted me."
فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا ۚ فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ ۖ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ﴿
25﴾

ناگهان یکی از آن دو (زن) به سراغ او آمد در حالی که با نهایت حیا گام برمیداشت، گفت: سخللّهپدرم از تو دعوت میکند تا مزد آب دادن (به گوسفندان) را که برای ما انجام دادی به تو بپردازد.» هنگامی که موسی نزد او ( شعیب) آمد و سرگذشت خود را شرح داد، گفت: «نترس، از قوم ظالم نجات یافتی!»
[تفسیر]
25. One of the women, walking bashfully, came to Moses and said, "My father calls you and wants to pay you for your watering our flocks." When Moses came to the woman's father and told him his whole story, he said, "Do not be afraid. Now you are secure from the unjust people."
قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ ۖ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ﴿
26﴾

یکی از آن دو (دختر) گفت: «پدرم! او را استخدام کن، زیرا بهترین کسی را که میتوانی استخدام کنی آن کسی است که قوی و امین باشد (و او همین مرد است)!»
[تفسیر]
26. One of the women said to her father, "Father, hire him; the best whom you may hire is a strong and trustworthy one."
قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَىٰ أَن تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ ۖ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِكَ ۖ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ ۚ سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ﴿
27﴾

(شعیب) گفت: «من میخواهم یکی از این دو دخترم را به همسری تو درآورم به این شرط که هشت سال برای من کار کنی; و اگر آن را تا ده سال افزایش دهی، محبتی از ناحیه توست; من نمیخواهم کار سنگینی بر دوش تو بگذارم; و ان شاء الله مرا از صالحان خواهی یافت»
[تفسیر]
27. He (Shu'ayb) said to (Moses), "I want to give one of my daughters to you in marriage on the condition that you will work for me for eight years, but you may continue for two more years only out of your own accord. I do not want it to become a burden for you. God willing, you will find me a righteous person"
قَالَ ذَٰلِكَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ ۖ أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلَا عُدْوَانَ عَلَيَّ ۖ وَاللَّهُ عَلَىٰ مَا نَقُولُ وَكِيلٌ﴿
28﴾

(موسی) گفت: «(مانعی ندارد،) این قراردادی میان من و تو باشد; البته هر کدام از این دو مدت را انجام دهم ستمی بر من نخواهد بود (و من در انتخاب آن آزادم)! و خدا بر آنچه ما میگوییم گواه است!»
[تفسیر]
28. (Moses) said, "Let it be a binding contract between us and I shall be free to serve for any of the said terms. God will bear witness to our agreement."
فَلَمَّا قَضَىٰ مُوسَى الْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِن جَانِبِ الطُّورِ نَارًا قَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَّعَلِّي آتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِّنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ﴿
29﴾

هنگامی که موسی مدت خود را به پایان رسانید و همراه خانوادهاش (از مدین به سوی مصر) حرکت کرد، از جانب طور آتشی دید! به خانوادهاش گفت: «درنگ کنید که من آتشی دیدم! (میروم) شاید خبری از آن برای شما بیاورم، یا شعلهای از آتش تا با آن گرم شوید!»
[تفسیر]
29. When Moses completed the term of the contract and departed from his employer with his family, he saw a fire (on his way) on one side of the Mount (Sinai). He asked his wife, "Stay here. I can see some fire. Perhaps I will be able to bring some news of it or some fire for you to warm-up yourselves."
فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِيَ مِن شَاطِئِ الْوَادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَن يَا مُوسَىٰ إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ﴿
30﴾

هنگامی که به سراغ آتش آمد، از کرانه راست دره، در آن سرزمین پر برکت، از میان یک درخت ندا داده شد که: «ای موسی! منم خداوند، پروردگار جهانیان!
[تفسیر]
30. He was called from a tree of the blessed spot of the bank of the right side of the valley when he appraoched it, "Moses, I am God, the Lord of the Universe
وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ ۖ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّىٰ مُدْبِرًا وَلَمْ يُعَقِّبْ ۚ يَا مُوسَىٰ أَقْبِلْ وَلَا تَخَفْ ۖ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ﴿
31﴾

عصایت را بیفکن!» هنگامی که (عصا را افکند و) دید همچون ماری با سرعت حرکت میکند، ترسید و به عقب برگشت، و حتی پشت سر خود را نگاه نکرد! ندا آمد: «برگرد و نترس، تو در امان هستی!
[تفسیر]
31. Throw down your staff." When Moses saw his staff moving on the ground like a living being he fled with no desire to step forward. He was told, "Moses, step forward. Do not be afraid; you will be safe and secure
اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ الرَّهْبِ ۖ فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِن رَّبِّكَ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ﴿
32﴾

دستت را در گریبان خود فروبر، هنگامی که خارج میشود سفید و درخشنده است بدون عیب و نقص; و دستهایت را بر سینهات بگذار، تا ترس و وحشت از تو دور شود! این دو ( معجزه عصا و ید بیضا) برهان روشن از پروردگارت بسوی فرعون و اطرافیان اوست، که آنان قوم فاسقی هستند!»
32. Place your hand in your pocket; it will come out sheer white but not sick. Be humble for fear of God and show these two miracles of your Lord to the Pharaoh and his officials; they are an evil-doing people."
قَالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْسًا فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ﴿
33﴾

عرض کرد: «پروردگارا! من یک تن از آنان را کشتهام; میترسم مرا به قتل برسانند!
[تفسیر]
33. (Moses) said, "Lord, I have killed a man from their people and I am afraid that they will kill me
وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِيَ رِدْءًا يُصَدِّقُنِي ۖ إِنِّي أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ﴿
34﴾

و برادرم هارون زبانش از من فصیحتر است; او را همراه من بفرست تا یاور من باشد و مرا تصدیق کند; میترسم مرا تکذیب کنند!»
34. My brother Aaron is more fluent then I am. Send him with me to assist me and express my truthfulness; I am afraid they will reject me"
قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَانًا فَلَا يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا ۚ بِآيَاتِنَا أَنتُمَا وَمَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغَالِبُونَ﴿
35﴾

فرمود: «بزودی بازوان تو را بوسیله برادرت محکم (و نیرومند) میکنیم، و برای شما سلطه و برتری قرارمیدهیم; و به برکت آیات ما، بر شما دست نمییابند; شما و پیروانتان پیروزید!»
[تفسیر]
35. The Lord said, "We will support you by your brother and will grant you such prestige that no one will dare to approach anyone of you. By the help of Our miracles both you and your follower will certainly triumph."
فَلَمَّا جَاءَهُم مُّوسَىٰ بِآيَاتِنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّفْتَرًى وَمَا سَمِعْنَا بِهَٰذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ﴿
36﴾

هنگامی که موسی معجزات روشن ما را برای آنان آورد، گفتند: «این چیزی جز سحر نیست که بدروغ به خدا بسته شده; ما هرگز چنین چیزی را در نیاکان خود نشنیدهایم!»
[تفسیر]
36. When Moses came to them with Our miracles, they said, "These are only invented magic. We have never heard of such things from our fathers"
وَقَالَ مُوسَىٰ رَبِّي أَعْلَمُ بِمَن جَاءَ بِالْهُدَىٰ مِنْ عِندِهِ وَمَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدَّارِ ۖ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ﴿
37﴾

موسی گفت: «پروردگارم از حال کسانی که هدایت را از نزد او آوردهاند، و کسانی که عاقبت نیک سرا(ی دنیا و آخرت) از آن آنهاست آگاهتر است! مسلما ظالمان رستگار نخواهند شد! سذللّه
[تفسیر]
37. Moses said, "My Lord knows best who has received guidance from Him and who will achieve a happy end. The unjust ones certainly will have no happiness."
وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَٰهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَا هَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَل لِّي صَرْحًا لَّعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَىٰ إِلَٰهِ مُوسَىٰ وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ﴿
38﴾

فرعون گفت: «ای جمعیت اشراف! من خدایی جز خودم برای شما سراغ ندارم. (اما برای تحقیق بیشتر،) ای هامان، برایم آتشی بر گل بیفروز (و آجرهای محکم بساز)، و برای من برج بلندی ترتیب ده تا از خدای موسی خبر گیرم; هر چند من گمان میکنم او از دروغگویان است!»
[تفسیر]
38. The Pharaoh said, "My people, I know no one who could be your lord besides myself. Haman, construct for me a tower of baked bricks so that I may climb on it and see the God of Moses; I think he is a liar."
وَاسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لَا يُرْجَعُونَ﴿
39﴾

(سرانجام) فرعون و لشکریانش بدون حق در زمین استکبار کردند، و پنداشتند بسوی ما بازگردانده نمیشوند!
[تفسیر]
39. The Pharaoh and his army were puffed-up with pride in the land for no true cause. They thought that they would never return to Us.
فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ ۖ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ﴿
40﴾

ما نیز او و لشکریانش را گرفتیم و به دریا افکندیم; اکنون بنگر پایان کار ظالمان چگونه بود!
[تفسیر]
40. We sized him and his army and threw them into the sea. See how terrible was the end of the unjust people!
وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنصَرُونَ﴿
41﴾

و آنان ( فرعونیان) را پیشوایانی قرار دادیم که به آتش (دوزخ) دعوت میکنند; وروز رستاخیز یاری نخواهند شد!
41. We made them the kinds of leaders who would invite people to the fire and who would receive no help on the Day of Judgment
وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِي هَٰذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ هُم مِّنَ الْمَقْبُوحِينَ﴿
42﴾

و در این دنیا نیز لعنتی بدنبال آنان قرار دادیم; و روز قیامت از زشترویانند!
[تفسیر]
42. We made them to be mentioned with condemnation in this life and they will be disgraced on the Day of Judgment.
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ مِن بَعْدِ مَا أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولَىٰ بَصَائِرَ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ﴿
43﴾

و ما به موسی کتاب آسمانی دادیم بعد از آنکه اقوام قرون نخستین را هلاک نمودیم; کتابی که برای مردم بصیرتآفرین بود، و مایه هدایت و رحمت; شاید متذکر شوند!
[تفسیر]
43. After destroying the people of the ancient towns We gave the Book to Moses to be a source of knowledge, a guidance, and mercy for mankind so that perhaps they would take heed.
وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنَا إِلَىٰ مُوسَى الْأَمْرَ وَمَا كُنتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ﴿
44﴾

تو در جانب غربی نبودی هنگامی که ما فرمان نبوت را به موسی دادیم; و تو از شاهدان نبودی (در آن هنگام که معجزات را در اختیار موسی گذاردیم)!
[تفسیر]
44. (Muhammad), you were not present at the west bank to witness when We gave the commandments to Moses
وَلَٰكِنَّا أَنشَأْنَا قُرُونًا فَتَطَاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ ۚ وَمَا كُنتَ ثَاوِيًا فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَلَٰكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ﴿
45﴾

ولی ما اقوامی را در اعصار مختلف خلق کردیم، و زمانهای طولانی بر آنها گذشت (که آثار انبیا از دلهایشان محو شد; پس تو را با کتاب آسمانیت فرستادیم)! تو هرگز در میان مردم مدین اقامت نداشتی تا (از وضع آنان آگاه باشی و) آیات ما را برای آنها ( مشرکان مکه) بخوانی، ولی ما بودیم که تو را فرستادیم (و این آیات را در اختیارت قرار دادیم)!
[تفسیر]
45. But We raised many generations after Moses and they lived for many years. You did not dwell with the people of Midian reciting Our revelations to them, but We had certainly sent Messengers to them
وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الطُّورِ إِذْ نَادَيْنَا وَلَٰكِن رَّحْمَةً مِّن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أَتَاهُم مِّن نَّذِيرٍ مِّن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ﴿
46﴾

تو در کنار طور نبودی زمانی که ما ندا دادیم; ولی این رحمتی از سوی پروردگارت بود (که این اخبار را در اختیار تو نهاد) تا بوسیله آن قومی را انذار کنی که پیش از تو هیچ انذارکنندهای برای آنان نیامده است; شاید متذکر شوند!
[تفسیر]
46. You had not been present at the side of the Mount (Sinai) when We called Moses (from the tree), but through Our mercy we told you his story so that you might warn the people
وَلَوْلَا أَن تُصِيبَهُم مُّصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَيَقُولُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ﴿
47﴾

هرگاه(پیش از فرستادن پیامبری) مجازات و مصیبتی بر اثر اعمالشان به آنان میرسید، میگفتند: «پروردگارا! چرا رسولی برای ما نفرستادی تا از آیات تو پیروی کنیم و از مؤمنان باشیم؟!»
[تفسیر]
47. to whom no warner had been sent that perhaps they might take heed, and that, on experiencing afflictions because of their own deeds, they may not say, "Lord, would that You had sent to us a Messenger so that we could follow Your revelations and become believers"
فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا لَوْلَا أُوتِيَ مِثْلَ مَا أُوتِيَ مُوسَىٰ ۚ أَوَلَمْ يَكْفُرُوا بِمَا أُوتِيَ مُوسَىٰ مِن قَبْلُ ۖ قَالُوا سِحْرَانِ تَظَاهَرَا وَقَالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كَافِرُونَ﴿
48﴾

ولی هنگامی که حق از نزد ما برای آنها آمد گفتند: «چرا مثل همان چیزی که به موسی داده شد به این پیامبر داده نشده است؟!» مگر بهانهجویانی همانند آنان، معجزاتی را که در گذشته به موسی داده شد، انکار نکردند و گفتند: «این دو نفر ( موسی و هارون) دو ساحرند که دست به دست هم دادهاند (تا ما را گمراه کنند) و ما به هر دو کافریم»؟!
[تفسیر]
48. When the Truth from Us came to them they said, "Would that he, (Muhammad), had received what was given to Moses (by his Lord)." Did not they reject what Moses had brought to them saying, "These two, Moses and Aaron, are two magicians who support each other. We do not have any faith in them."
قُلْ فَأْتُوا بِكِتَابٍ مِّنْ عِندِ اللَّهِ هُوَ أَهْدَىٰ مِنْهُمَا أَتَّبِعْهُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ﴿
49﴾

بگو: «اگر راست میگویید (که تورات و قرآن از سوی خدا نیست)، کتابی هدایتبخشتر از این دو از نزد خدا بیاورید، تا من از آن پیروی کنم!»
[تفسیر]
49. (Muhammad), tell them, "Bring a Book if you are able to, from God better in its guidance than the Torah and the Quran; I shall follow it"
فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهْوَاءَهُمْ ۚ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ هُدًى مِّنَ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ﴿
50﴾

اگر این پیشنهاد تو را نپذیرند، بدان که آنان تنها از هوسهای خود پیروی میکنند! و آیا گمراهتر از آن کس که پیروی هوای نفس خویش کرده و هیچ هدایت الهی را نپذیرفته، کسی پیدا میشود؟! مسلما خداوند قوم ستمگر را هدایت نمیکند!
[تفسیر]
50. If they cannot meet such a challenge, know that they are only following their (evil) desires. Who strays more than one who follows his desires without guidance from God? God does not guide the unjust people.
وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ﴿
51﴾

ما آیات قرآن را یکی پس از دیگری برای آنان آوردیم شاید متذکر شوند!
51. We sent Our guidance to them so that perhaps they might take heed.
الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ مِن قَبْلِهِ هُم بِهِ يُؤْمِنُونَ﴿
52﴾

کسانی که قبلا کتاب آسمانی به آنان دادهایم به آن ( قرآن) ایمان میآورند!
[تفسیر]
52. (Some of) the followers of the Bible believe in the Quran
وَإِذَا يُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ﴿
53﴾

و هنگامی که بر آنان خوانده شود میگویند: «به آن ایمان آوردیم; اینها همه حق است و از سوی پروردگار ماست; ما پیش از این هم مسلمان بودیم!»
53. When it is recited to them, they say, "We believe in it. It is the Truth from our Lord. We were Muslims before it was revealed"
أُولَٰئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُم مَّرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ﴿
54﴾

آنها کسانی هستند که بخاطر شکیباییشان، اجر و پادششان را دو بار دریافت میدارند; و بوسیله نیکیها بدیها را دفع میکنند; و از آنچه به آنان روزی دادهایم انفاق مینمایند;
[تفسیر]
54. These will receive double reward for their forbearance, replacing evil by virtue, and for their spending for the cause of God.
وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ﴿
55﴾

و هرگاه سخن لغو و بیهوده بشنوند، از آن روی میگردانند و میگویند: «اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن خودتان; سلام بر شما (سلام وداع); ما خواهان جاهلان نیستیم!»
[تفسیر]
55. When they hear impious words, they ignore them, saying, "We shall be responsible for our deeds and you will be responsible for yours. Peace be with you. We do not want to become ignorant."
إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يَشَاءُ ۚ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ﴿
56﴾

تو نمیتوانی کسی را که دوست داری هدایت کنی; ولی خداوند هر کس را بخواهد هدایت میکند; و او به هدایت یافتگان آگاهتر است!
[تفسیر]
56. (Muhammad), you cannot guide whomever you love, but God guides whomever He wants and knows best those who seek guidance
وَقَالُوا إِن نَّتَّبِعِ الْهُدَىٰ مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا ۚ أَوَلَمْ نُمَكِّن لَّهُمْ حَرَمًا آمِنًا يُجْبَىٰ إِلَيْهِ ثَمَرَاتُ كُلِّ شَيْءٍ رِّزْقًا مِّن لَّدُنَّا وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ﴿
57﴾

آنها گفتند: «ما اگر هدایت را همراه تو پذیرا شویم، ما را از سرزمینمان میربایند!» آیا ما حرم امنی در اختیار آنها قرار ندادیم که ثمرات هر چیزی (از هر شهر و دیاری) بسوی آن آورده میشود؟! رزقی است از جانب ما; ولی بیشتر آنان نمیدانند!
[تفسیر]
57. They, (the pagans), say, "If we were to follow your guidance we would be snatched away from our land. Have We not given them the secure, holy precinct wherein all types of fruits are brought to them as a sustenance from Us? However, many of them do not know it.
وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا ۖ فَتِلْكَ مَسَاكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَن مِّن بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًا ۖ وَكُنَّا نَحْنُ الْوَارِثِينَ﴿
58﴾

و چه بسیار از شهرها و آبادیهایی را که بر اثر فراوانی نعمت، مست و مغرور شده بودند هلاک کردیم! این خانههای آنهاست (کهویران شده)، و بعد از آنان جز اندکی کسی در آنها سکونت نکرد; و ما وارث آنان بودیم!
[تفسیر]
58. How many nations, who had enjoyed great prosperity, had We destroyed? Those are their homes which were not inhabited thereafter except for a short time. Only We were their heirs
وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَىٰ حَتَّىٰ يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا ۚ وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَىٰ إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ﴿
59﴾

و پروردگار تو هرگز شهرها و آبادیها را هلاک نمیکرد تا اینکه در کانون آنها پیامبری مبعوث کند که آیات ما را بر آنان بخواند; و ما هرگز آبادیها و شهرها را هلاک نکردیم مگر آنکه اهلش ظالم بودند!
[تفسیر]
59. Your Lord did not destroy the people of the towns without first sending a Messenger to the mother town who would recite His revelations to them. We did not want to destroy the towns if the people therein were not unjust.
وَمَا أُوتِيتُم مِّن شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَزِينَتُهَا ۚ وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ﴿
60﴾

آنچه به شما داده شده، متاع زندگی دنیا و زینت آن است; و آنچه نزد خداست بهتر و پایدارتر است; آیا اندیشه نمیکنید؟!
[تفسیر]
60. Whatever you (people) have been given are only the means for enjoyment and beauty of the worldly life, but the means of enjoyment (which you will receive from God) in the life to come will be better and everlasting. Will you then not take heed?
أَفَمَن وَعَدْنَاهُ وَعْدًا حَسَنًا فَهُوَ لَاقِيهِ كَمَن مَّتَّعْنَاهُ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ﴿
61﴾

آیا کسی که به او وعده نیکو دادهایم و به آن خواهد رسید، همانند کسی است که متاع زندگی دنیا به او دادهایم سپس روز قیامت (برای حساب و جزا) از احضارشدگان خواهد بود؟!
[تفسیر]
61. Is the case of those to whom We have promised good things - which they will certainly receive in the life to come - equal to the case of those to whom We have granted the means of enjoyment in the worldly life and who will certainly be questioned about them in the life to come?
وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ﴿
62﴾

روزی را (به خاطر بیاورید) که خداوند آنان را ندا میدهد و میگوید: «کجا هستند همتایانی که برای من میپنداشتید؟!»
62. On the day when He will ask (the latter group), "Where are those whom you had considered equal to Me?"
قَالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا ۖ تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ ۖ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ﴿
63﴾

گروهی (از معبودان) که فرمان عذاب درباره آنها مسلم شده است میگویند: «پروردگارا! ما اینها ( عابدان) را گمراه کردیم; (آری) ما آنها را گمراه کردیم همانگونه که خودمان گمراه شدیم; ما از آنان به سوی تو بیزاری میجوییم; آنان در حقیقت ما را نمیپرستیدند (بلکه هوای نفس خود را پرستش میکردند)!»
63. Those who have become subject to punishment will say, "Lord, they seduced us." Their idols will say, "We seduced them but we renounce their worshipping us for it was not us whom they worshipped"
وَقِيلَ ادْعُوا شُرَكَاءَكُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَرَأَوُا الْعَذَابَ ۚ لَوْ أَنَّهُمْ كَانُوا يَهْتَدُونَ﴿
64﴾

و به آنها ( عابدان) گفته میشود: «معبودهایتان را که همتای خدا میپنداشتید بخوانید (تا شما را یاری کنند)!» معبودهایشان را میخوانند، ولی جوابی به آنان نمیدهند! و (در این هنگام) عذاب الهی را (با چشم خود) میبینند، و آرزو میکنند ای کاش هدایت یافته بودند!
[تفسیر]
64. They will be told to call their idols. They will call them but will receive no answer. They will see the torment approaching and wish that they had sought guidance
وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ مَاذَا أَجَبْتُمُ الْمُرْسَلِينَ﴿
65﴾

(به خاطر آورید) روزی را که خداوند آنان را ندا میدهد و میگوید: «چه پاسخی به پیامبران (من) گفتید؟!»
65. On the day when God will call them and ask them, "What answer did you give to (Our) messengers?"
فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ الْأَنبَاءُ يَوْمَئِذٍ فَهُمْ لَا يَتَسَاءَلُونَ﴿
66﴾

در آن روز، همه اخبار به آنان پوشیده میماند، (حتی نمیتوانند) از یکدیگر سؤالی کنند!
66. The door to all answers will be closed to them and they will not even be able to ask one another
فَأَمَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَعَسَىٰ أَن يَكُونَ مِنَ الْمُفْلِحِينَ﴿
67﴾

اما کسی که توبه کند، و ایمان آورد و عمل صالحی انجام دهد، امید است از رستگاران باشد!
[تفسیر]
67. However, those who have repented and have become righteously striving believers will perhaps have everlasting happiness.
وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ ۗ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ﴿
68﴾

پروردگار تو هر چه بخواهد میآفریند، و هر چه بخواهد برمیگزیند; آنان (در برابر او) اختیاری ندارند; منزه است خداوند، و برتر است از همتایانی که برای او قائل میشوند!
68. Your Lord creates and chooses (to grant mercy) to whomever He wants. (In matters of guidance) they (unbelievers) do not have the choice to choose whatever they want. God is too exalted to be considered equal to anything else
وَرَبُّكَ يَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُونَ﴿
69﴾

و پروردگار تو میداند آنچه را که سینههایشان پنهان میدارد و آنچه را آشکار میسازند!
69. Your Lord knows all that their hearts hide or reveal.
وَهُوَ اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولَىٰ وَالْآخِرَةِ ۖ وَلَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ﴿
70﴾

و او خدایی است که معبودی جز او نیست; ستایش برای اوست در این جهان و در جهان دیگر; حاکمیت (نیز) از آن اوست; و همه شما به سوی او بازگردانده میشوید!
[تفسیر]
70. He is the only God and it is only He who deserves to be given thanks in this world and in the life to come. Judgment is in His hands and to Him you will all return.
قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ اللَّيْلَ سَرْمَدًا إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ إِلَٰهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُم بِضِيَاءٍ ۖ أَفَلَا تَسْمَعُونَ﴿
71﴾

بگو: «به من خبر دهید اگر خداوند شب را تا قیامت بر شما جاودان سازد، آیا معبودی جز خدا میتواند روشنایی برای شما بیاورد؟! آیا نمیشنوید؟!»
[تفسیر]
71. (Muhammad), ask them, "Think, if God were to cause the night to continue until the Day of Judgment which Lord besides Him could bring you light? Will you then not listen to (His revelations)?"
قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ النَّهَارَ سَرْمَدًا إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ إِلَٰهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُم بِلَيْلٍ تَسْكُنُونَ فِيهِ ۖ أَفَلَا تُبْصِرُونَ﴿
72﴾

بگو: «به من خبر دهید اگر خداوند روز را تا قیامت بر شما جاودان کند، کدام معبود غیر از خداست که شبی برای شما بیاورد تا در آن آرامش یابید؟ آیا نمیبینید؟!»
[تفسیر]
72. Say, "Do you not think that if God were to cause the day to continue until the Day of Judgment, which Lord besides Him could bring you the night to rest. Do you not see (His signs)?"
وَمِن رَّحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴿
73﴾

و از رحمت اوست که برای شما شب و روز قرار داد تا هم در آن آرامش داشته باشید و هم برای بهرهگیری از فضل خدا تلاش کنید، و شاید شکر نعمت او را بجا آورید!
[تفسیر]
73. He has made the night and day for you to rest as a mercy to you and seek His favor and that perhaps you will give Him thanks.
وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ﴿
74﴾

(به خاطر آورید) روزی را که آنها را ندا میدهد و میگوید: «کجایند همتایانی که برای من میپنداشتید؟!»
[تفسیر]
74. God will call the unbelievers on the Day of Judgment and ask them, "Where are your idols in which you had faith?
وَنَزَعْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا فَقُلْنَا هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ﴿
75﴾

(در آن روز) از هر امتی گواهی برمیگزینیم و (به مشرکان) میگوییم: «دلیل خود را بیاورید! سذللّه اما آنها میدانند که حق از آن خداست، و تمام آنچه را افترا میبستند از (نظر) آنها گم خواهد شد!
[تفسیر]
75. We shall call from every nation a witness and shall ask them to bring proof (in support of their belief). They will know that truth belongs to God and that whatever they had falsely invented has abandoned them.
إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَىٰ فَبَغَىٰ عَلَيْهِمْ ۖ وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ ۖ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ﴿
76﴾

قارون از قوم موسی بود، اما بر آنان ستم کرد; ما آنقدر از گنجها به او داده بودیم که حمل کلیدهای آن برای یک گروه زورمند مشکل بود! (به خاطر آورید) هنگامی را که قومش به او گفتند: «این همه شادی مغرورانه مکن، که خداوند شادیکنندگان مغرور را دوست نمیدارد!
[تفسیر]
76. Korah was a man from the people of Moses. This man rebelled against them. We had given him so much treasure that the keys of the stores of his treasures could hardly even be carried by a group of strong people. His people told him, "Do not be proud of your wealth; God does not love those who are proudly happy of their wealth
وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ ۖ وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا ۖ وَأَحْسِن كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ ۖ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ ۖ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ﴿
77﴾

و درآنچه خدا به تو داده، سرای آخرت را بطلب; و بهرهات را از دنیا فراموش مکن; و همانگونه که خدا به تو نیکی کرده نیکی کن; و هرگز در زمین در جستجوی فساد مباش، که خدا مفسدان را دوست ندارد!
[تفسیر]
77. Seek the gains of the life to come through your wealth without ignoring your share of this life. Do favors to others just as God has done favors to you. Do not commit evil in the land for God does not love the evil-doers."
قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَىٰ عِلْمٍ عِندِي ۚ أَوَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِن قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَأَكْثَرُ جَمْعًا ۚ وَلَا يُسْأَلُ عَن ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ﴿
78﴾

(قارون) گفت: «این ثروت را بوسیله دانشی که نزد من است به دست آوردهام!» آیا او نمیدانست که خداوند اقوامی را پیش از او هلاک کرد که نیرومندتر و ثروتمندتر از او بودند؟! (و هنگامی که عذاب الهی فرا رسد،) مجرمان از گناهانشان سؤال نمیشوند.
[تفسیر]
78. He said, "I have received this wealth because of my knowledge." Did he not know that God had destroyed many generations that lived before him who were stronger than him in power and people? (There will be no need) to ask the criminals what sins they have committed, (for the angels already know them)
فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ ۖ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ﴿
79﴾

(روزی قارون) با تمام زینت خود در برابر قومش ظاهر شد، آنها که خواهان زندگی دنیا بودند گفتند: «ای کاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما نیز داشتیم! به راستی که او بهره عظیمی دارد!»
[تفسیر]
79. Korah would bedeck himself to show off his wealth. Those who wanted worldly gains would say, "Would that we were given that which Korah has received. He has certainly received a great share."
وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ﴿
80﴾

اما کسانی که علم و دانش به آنها داده شده بود گفتند: «وای بر شما ثواب الهی برای کسانی که ایمان آوردهاند و عمل صالح انجام میدهند بهتر است، اما جز صابران آن را دریافت نمیکنند. سذللّه
[تفسیر]
80. The people who had received knowledge would tell them, "Woe to you! The reward of God is far better for the righteously striving believers. No one can receive such reward except those who exercise patience."
فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِن فِئَةٍ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ الْمُنتَصِرِينَ﴿
81﴾

سپس ما، او و خانهاش را در زمین فرو بردیم، و گروهی نداشت که او را در برابر عذاب الهی یاری کنند، و خود نیز نمیتوانست خویشتن را یاری دهد.
[تفسیر]
81. We caused the earth to swallow up him and his home. No one besides God could help him nor could he himself achieve victory
وَأَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْا مَكَانَهُ بِالْأَمْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ ۖ لَوْلَا أَن مَّنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا لَخَسَفَ بِنَا ۖ وَيْكَأَنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ﴿
82﴾

و آنها که دیروز آرزو میکردند بجای او باشند (هنگامی که این صحنه را دیدند) گفتند: «وای بر ما! گویی خدا روزی را بر هر کس از بندگانش بخواهد گسترش میدهد یا تنگ میگیرد! اگر خدا بر ما منت ننهاده بود، ما را نیز به قعر زمین فرو می برد! ای وای گویی کافران هرگز رستگار نمیشوند!
[تفسیر]
82. The people who the other day had wished to be like him, began saying, "Woe to us! God gives abundant wealth only to those of His servants whom He wants and He determines everyone's share. Had it not been for God's favor to us, He would have caused the earth to swallow us up. Woe to the unbelievers who will have no happiness."
تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا ۚ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ﴿
83﴾

(آری،) این سرای آخر تو را (تنها) برای کسانی قرارمیدهیم که اراده برتریجویی در زمین و فساد را ندارند; و عاقبت نیک برای پرهیزگاران است!
[تفسیر]
83. There is the life hereafter which We have prepared for those who do not want to impose their superiority over the others in the land nor commit evil therein. The happy end certainly belongs to the pious ones
مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِّنْهَا ۖ وَمَن جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى الَّذِينَ عَمِلُوا السَّيِّئَاتِ إِلَّا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴿
84﴾

کسی که کار نیکی انجام دهد، برای او پاداشی بهتر از آن است; و به کسانی که کارهای بد انجام دهند، مجازات بدکاران جز (به مقدار) اعمالشان نخواهد بود.
[تفسیر]
84. The reward for a good deed will be greater than the deed itself and the recompense for an evil deed will be equivalent to the deed.
إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَىٰ مَعَادٍ ۚ قُل رَّبِّي أَعْلَمُ مَن جَاءَ بِالْهُدَىٰ وَمَنْ هُوَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ﴿
85﴾

آن کس که قرآن را بر تو فرض کرد، تو را به جایگاهت ( زادگاهت) بازمیگرداند! بگو: «پروردگار من از همه بهتر میداند چه کسی (برنامه) هدایت آورده، و چه کسی در گمراهی آشکار است! سذللّه
[تفسیر]
85. (Muhammad), God, Who has commanded you to follow the guidance of the Quran, will certainly return you victoriously to your place of birth. Say, "My Lord knows best who has brought guidance and who is in plain error."
وَمَا كُنتَ تَرْجُو أَن يُلْقَىٰ إِلَيْكَ الْكِتَابُ إِلَّا رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ ۖ فَلَا تَكُونَنَّ ظَهِيرًا لِّلْكَافِرِينَ﴿
86﴾

و تو هرگز امید نداشتی که این کتاب آسمانی به تو القا گردد; ولی رحمت پروردگارت چنین ایجاب کرد! اکنون که چنین است، هرگز از کافران پشتیبانی مکن!
[تفسیر]
86. You had no hope of receiving the Book except by the mercy of your Lord. Do not be a supporter of the unbelievers
وَلَا يَصُدُّنَّكَ عَنْ آيَاتِ اللَّهِ بَعْدَ إِذْ أُنزِلَتْ إِلَيْكَ ۖ وَادْعُ إِلَىٰ رَبِّكَ ۖ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ﴿
87﴾

و هرگز (آنها) تو را از آیات خداوند، بعد از آنکه بر تو نازل گشت، بازندارند! و بسوی پروردگارت دعوت کن، و هرگز از مشرکان مباش!
[تفسیر]
87. Let them not prevent you from following the revelations of God after they are revealed to you. Call (mankind) to your Lord and do not be a pagan
وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ ۘ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ ۚ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ﴿
88﴾

معبود دیگری را با خدا مخوان، که هیچ معبودی جز او نیست; همه چیز جز ذات (پاک) او فانی میشود; حاکمیت تنها از آن اوست; و همه بسوی او بازگردانده می شوید!
[تفسیر]
88. Do not worship anything besides God. He is the only God. Everything will be destroyed except God. To Him belongs Judgment and to Him you will all return.