1. الفاتحة 2. البقرة 3. آل عمران 4. النساء 5. المائدة 6. الأنعام 7. الأعراف 8. الأنفال 9. التوبة 10. يونس 11. هود 12. يوسف 13. الرعد 14. إبراهيم 15. الحجر 16. النحل 17. الإسراء 18. الكهف 19. مريم 20. طه 21. الأنبياء 22. الحج 23. المؤمنون 24. النور 25. الفرقان 26. الشعراء 27. النمل 28. القصص 29. العنكبوت 30. الروم 31. لقمان 32. السجدة 33. الأحزاب 34. سبأ 35. فاطر 36. يس 37. الصافات 38. ص 39. الزمر 40. غافر 41. فصلت 42. الشورى 43. الزخرف 44. الدخان 45. الجاثية 46. الأحقاف 47. محمد 48. الفتح 49. الحجرات 50. ق 51. الذاريات 52. الطور 53. النجم 54. القمر 55. الرحمن 56. الواقعة 57. الحديد 58. المجادلة 59. الحشر 60. الممتحنة 61. الصف 62. الجمعة 63. المنافقون 64. التغابن 65. الطلاق 66. التحريم 67. الملك 68. القلم 69. الحاقة 70. المعارج 71. نوح 72. الجن 73. المزمل 74. المدثر 75. القيامة 76. الإنسان 77. المرسلات 78. النبأ 79. النازعات 80. عبس 81. التكوير 82. الانفطار 83. المطففين 84. الانشقاق 85. البروج 86. الطارق 87. الأعلى 88. الغاشية 89. الفجر 90. البلد 91. الشمس 92. الليل 93. الضحى 94. الشرح 95. التين 96. العلق 97. القدر 98. البينة 99. الزلزلة 100. العاديات 101. القارعة 102. التكاثر 103. العصر 104. الهمزة 105. الفيل 106. قريش 107. الماعون 108. الكوثر 109. الكافرون 110. النصر 111. المسد 112. الإخلاص 113. الفلق 114. الناس
تعداد آیات: 11

تفسير 101. القارعة آية 1
Number of verses: 11
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيم
الْقَارِعَةُ 1
آن حادثه کوبنده،

ترجمه
حادثه كوبنده.
آن حادثه كوبنده چیست؟
و تو چه دانى آن حادثه كوبنده چیست؟
روزى كه مردم مانند پروانه‏ها پراكنده باشند.
و كوهها مانند پشمِ رنگارنگِ زده شده.
پس هر كس كفّه‏هاى (عمل خیرش در) ترازویش سنگین باشد،
پس او در زندگى رضایت بخشى است.
ولى هر كس كفّه‏هاى (كار خیرش در) ترازویش سبك باشد،
پس در آغوش آتش است.
و تو چه دانى آن چیست؟
آتشى سوزان.

نکته ها
 «قارعة» از «قرع» به معناى كوبیدن چیزى بر چیزى است. یكى از نام‏هاى قیامت، «قارعة» است، زیرا با صیحه‏ى كوبنده آغاز مى‏شود و عذاب آن كوبنده است.
 در روایات مى‏خوانیم: حضرت على‏علیه السلام و فرزندان معصومش، میزان و معیار سنجش اعمال انسان‏ها در قیامت هستند.(125)
 شاید دلیل آنكه كلمه «موازین» به صورت جمع آمده، این باشد كه كارهاى گوناگون انسان با ابزارهاى گوناگون سنجیده مى‏شود و هر كار، میزان مخصوص به خود را دارد.
 «موازین» جمع «میزان» به معناى وسیله سنجش است و روشن است كه اعمال انسان، امرى مادى و داراى وزن و جرم نیست كه با ترازوهاى معمولى سنجیده شود، بلكه هر دسته از اعمال انسان، معیار سنجش مخصوص به خود دارد.
 مادر براى همه فرزندان، مأوى و پناهگاه است، اما در آنجا مادر و پناهگاه گروهى از انسان‏ها دوزخ است.
 «هاویة» از «هَوى‏» به معناى سقوط است و دوزخ، محلّ سقوط گروهى است.
 «حامیة» از «حَمى‏» به معناى شدّت حرارت است.
 كوه‏هاى رنگارنگ در اثر قطعه قطعه شدن و خورد و خاك شدن، مثل پشم زده رنگارنگ مى‏شوند. «كالعهن المنفوش» «منفوش» از «نفش» به معناى باز كردن و كشیدن پشم است تا آنجا كه اجزاى آن از هم بگسلد.(126)
 سبك و سنگینى مخصوص مادیات نیست. لذا به سخنان بى‏محتوى مى‏گویند: سخن سبك. شاید مراد از «ثقلت موازینه» و «خفّت موازینه» ارزش و كیفیّت عمل باشد و شاید هم مراد، قلّت و كثرت آن باشد.
 حضرت على‏علیه السلام فرمودند: مراد از سبكى عمل، كم بودن عمل و مراد از سنگینى عمل، زیادى آن است. «قلّة الحساب و كثرته»(127)
 شخصى سلمان را تحقیر كرد كه تو كیستى و چیستى؟ پاسخ داد: اول من و تو نطفه و آخر من و تو مردار است. این دنیاست، اما در قیامت، «مَن ثقلت موازینه فهو الكریم و من خفّت موازینه فهو لئیم»(128) هر كس میزان او سنگین باشد، تكریم مى‏شود و هر كس سبك باشد، تحقیر و ملامت خواهد شد.


125) بحارالانوار، ج‏7، ص:252.
126) تفسیر راهنما.
127) احتجاج طبرسى، ج‏1، ص‏363. به نقل راهنما.
128) تفسیر نور الثقلین.

پيام ها
 1- قیامت، كوبنده مستكبران و روحیه‏هاى متكبّرانه است. «القارعة ما القارعة»
 2- قیامت فراتر از فكر بشر است. حتى پیامبر بدون بیان الهى از آن خبر ندارد. «و ما ادراك ما القارعة»
 3- قیامت روز تحیّر و سرگردانى بشر است. «كالفراش المبثوث»
 4- بهشت را به بها دهند نه بهانه. «من ثقلت موازینه فهو فى عیشة راضیة»
 5 - زندگىِ سراسر شاد، مخصوص قیامت است. زیرا در دنیا در كنار كامیابى‏ها، دغدغه بیمارى، سرقت، حسادت، از دست دادن و گذرا بودن هست. «عیشة راضیة»
 6- رضایت از زندگى، از نشانه‏هاى جامعه بهشتى است. «فهو فى عیشة راضیة»
 7- مبناى كیفر و پاداش، عمل است كه با ترازوى عدل سنجیده مى‏شود. «ثقلت موازینه... خفّت موازینه»

Copyright 2015 almubin.com