1. الفاتحة 2. البقرة 3. آل عمران 4. النساء 5. المائدة 6. الأنعام 7. الأعراف 8. الأنفال 9. التوبة 10. يونس 11. هود 12. يوسف 13. الرعد 14. إبراهيم 15. الحجر 16. النحل 17. الإسراء 18. الكهف 19. مريم 20. طه 21. الأنبياء 22. الحج 23. المؤمنون 24. النور 25. الفرقان 26. الشعراء 27. النمل 28. القصص 29. العنكبوت 30. الروم 31. لقمان 32. السجدة 33. الأحزاب 34. سبأ 35. فاطر 36. يس 37. الصافات 38. ص 39. الزمر 40. غافر 41. فصلت 42. الشورى 43. الزخرف 44. الدخان 45. الجاثية 46. الأحقاف 47. محمد 48. الفتح 49. الحجرات 50. ق 51. الذاريات 52. الطور 53. النجم 54. القمر 55. الرحمن 56. الواقعة 57. الحديد 58. المجادلة 59. الحشر 60. الممتحنة 61. الصف 62. الجمعة 63. المنافقون 64. التغابن 65. الطلاق 66. التحريم 67. الملك 68. القلم 69. الحاقة 70. المعارج 71. نوح 72. الجن 73. المزمل 74. المدثر 75. القيامة 76. الإنسان 77. المرسلات 78. النبأ 79. النازعات 80. عبس 81. التكوير 82. الانفطار 83. المطففين 84. الانشقاق 85. البروج 86. الطارق 87. الأعلى 88. الغاشية 89. الفجر 90. البلد 91. الشمس 92. الليل 93. الضحى 94. الشرح 95. التين 96. العلق 97. القدر 98. البينة 99. الزلزلة 100. العاديات 101. القارعة 102. التكاثر 103. العصر 104. الهمزة 105. الفيل 106. قريش 107. الماعون 108. الكوثر 109. الكافرون 110. النصر 111. المسد 112. الإخلاص 113. الفلق 114. الناس
تعداد آیات: 110

تفسير 18. الكهف آية 77
Number of verses: 110
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيم
فَانطَلَقَا حَتَّىٰ إِذَا أَتَيَا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْا أَن يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارًا يُرِيدُ أَن يَنقَضَّ فَأَقَامَهُ ۖ قَالَ لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْرًا 77
باز به راه خود ادامه دادند تا به مردم قریه‌ای رسیدند؛ از آنان خواستند که به ایشان غذا دهند؛ ولی آنان از مهمان کردنشان خودداری نمودند؛ (با این حال) در آن جا دیواری یافتند که می‌خواست فروریزد؛ و (آن مرد عالم) آن را برپا داشت. (موسی) گفت: «(لااقل) می‌خواستی در مقابل این کار مزدی بگیری!»

ترجمه
پس آن دو به راه خود ادامه دادند تا به اهل یك آبادى رسیدند، از اهل آنجا غذا خواستند، آنان از مهمان كردن آن دو سرباز زدند. پس آن دو در آنجا دیوارى را یافتند كه در حال ریزش بود. خضر، دیوار را برپا كرد. (موسى با تعجّب) گفت: اگر مى‏خواستى براى این كار مزد مى‏گرفتى!

نکته ها
مردم از دادن غذا به موسى و خضر امتناع كردند، ولى خضر به تنهایى دیوارِ خراب را مجّانى تعمیر كرد.

پيام ها
1- هر دوره‏ى آموزشى، نیاز به حركت دارد و تنوّع در مكان براى آموزش‏هاى جدید، یك ارزش است. «فانطلقا»
2- ملّتى كه سقوط اخلاقى كند، از دادن نان به پیامبر اولواالعزم هم خوددارى مى‏كند. «اَبَوا أن یُضیّفوهما» (البتّه این در صورتى است كه آنان را مى‏شناختند.)
3- آنان كه از مهمانانى غریب پذیرایى نكنند، قابل نكوهش‏اند. «فابَوا ...»
4- بى‏اعتنایى و بى‏مهرى مردم، در كار ما تأثیر منفى نگذارد. «فابَوا أن یضیّفوهما»
5 - انبیا گاهى در شدّت نیاز به سر مى‏بردند. «اِستطعما»
6- گرچه نیازمندان به حداقل قناعت كنند، ولى كرامت انسانى مى‏گوید كه در حدّ ضیافت پذیرایى كنید. «اِستطعما... یُضیّفوهما»
7- لازم نیست مهمان همیشه آشنا باشد، از مهمان غریب و ابن‏السبیل هم باید پذیرایى كرد. «فابَوا أن یضیّفوهما»
8 - باید نواقص را اصلاح و تعمیر كرد، نه آنكه هر چیز عیب دار را بى‏ارزش پنداشت و از آن دست كشید. «فوجدا فیها جداراً ... فاقامه»
9- اولیاى الهى اهل كینه و انتقام نیستند. گرچه آنان را مهمان نكردند، ولى خضر به آنان خدمت كرد. «ابَوا أن یضیّفوهما - فاقامه»
10- پیامبران بر مال و جان مردم ولایت دارند كه هرگونه تصرّف كنند و نیاز به كسب اجازه از مالك ندارند. «فاقامه»
11- همه جا منطقِ «اوّل معاش سپس كار» و«اوّل تأمین سپس تمكین»، درست نیست. پیامبرِ گرسنه، مجّانى كارگرى مى‏كند. «اَبَوا... فاقامه» وقتى نیاز را دیدیم، دست به كار شویم و منتظر دعوت و بودجه و همكار و آیین‏نامه نباشیم. «جداراً، فاقامه»
12- كار كردن براى خدا بدون گرفتن مزد، عیب نیست. «فاقامه»
13- وقتى كارى را مفید و لازم تشخیص دادیم، به انتقاد این و آن كارى نداشته باشیم. «لتّخذتَ علیه اجراً»
14- كار كردن و مزد گرفتن و اجیر شدن ننگ نیست. «لتّخذتَ علیه اجراً»
15- اولیاى خدا براى پول كار نمى‏كنند. «لو شئتَ لتّخذتَ علیه اجراً»

Copyright 2015 almubin.com