1. الفاتحة 2. البقرة 3. آل عمران 4. النساء 5. المائدة 6. الأنعام 7. الأعراف 8. الأنفال 9. التوبة 10. يونس 11. هود 12. يوسف 13. الرعد 14. إبراهيم 15. الحجر 16. النحل 17. الإسراء 18. الكهف 19. مريم 20. طه 21. الأنبياء 22. الحج 23. المؤمنون 24. النور 25. الفرقان 26. الشعراء 27. النمل 28. القصص 29. العنكبوت 30. الروم 31. لقمان 32. السجدة 33. الأحزاب 34. سبأ 35. فاطر 36. يس 37. الصافات 38. ص 39. الزمر 40. غافر 41. فصلت 42. الشورى 43. الزخرف 44. الدخان 45. الجاثية 46. الأحقاف 47. محمد 48. الفتح 49. الحجرات 50. ق 51. الذاريات 52. الطور 53. النجم 54. القمر 55. الرحمن 56. الواقعة 57. الحديد 58. المجادلة 59. الحشر 60. الممتحنة 61. الصف 62. الجمعة 63. المنافقون 64. التغابن 65. الطلاق 66. التحريم 67. الملك 68. القلم 69. الحاقة 70. المعارج 71. نوح 72. الجن 73. المزمل 74. المدثر 75. القيامة 76. الإنسان 77. المرسلات 78. النبأ 79. النازعات 80. عبس 81. التكوير 82. الانفطار 83. المطففين 84. الانشقاق 85. البروج 86. الطارق 87. الأعلى 88. الغاشية 89. الفجر 90. البلد 91. الشمس 92. الليل 93. الضحى 94. الشرح 95. التين 96. العلق 97. القدر 98. البينة 99. الزلزلة 100. العاديات 101. القارعة 102. التكاثر 103. العصر 104. الهمزة 105. الفيل 106. قريش 107. الماعون 108. الكوثر 109. الكافرون 110. النصر 111. المسد 112. الإخلاص 113. الفلق 114. الناس
تعداد آیات: 110

تفسير 18. الكهف آية 79
Number of verses: 110
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيم
أَمَّا السَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدتُّ أَنْ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَاءَهُم مَّلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبًا 79
اما آن کشتی مال گروهی از مستمندان بود که با آن در دریا کار می‌کردند؛ و من خواستم آن را معیوب کنم؛ (چرا که) پشت سرشان پادشاهی (ستمگر) بود که هر کشتی (سالمی) را بزور میگرفت!

ترجمه
اما آن كشتى (كه سوراخ كردم) از آنِ بینوایانى بود كه در دریا كار مى‏كردند. خواستم آن را معیوبش كنم، (چون) در كمین آنان پادشاهى بود كه غاصبانه و به زور، هر كشتى (سالمى) را مى‏گرفت.

نکته ها
«وراء» به هر مكان پنهانى و پوشیده گفته مى‏شود؛ خواه آن مكان روبروى انسان باشد، یا پشت سر او.
آنچه را انسان مشاهده مى‏كند، یك چهره‏ى ظاهرى امور است كه چه بسا براى آن، چهره‏ى باطنى نیز وجود داشته باشد. ظاهر كارهاى خضر در دیدگاه حضرت موسى كار خلاف بود، ولى در باطن آن، راز و رمز و حقیقتى نهفته بود.
خضر، كشتى را به‏گونه‏اى سوراخ نكرد كه آب در آن رفته وسبب غرق شود، بلكه آن را معیوب ساخت. چه‏بسا عیب‏ها ونواقصى كه مصلحت‏ها در آن است.(81)
معیوب كردن كشتى براى آن بود كه به دست آن پادشاه ستمگر نیفتد و آن بینوایان، بینواتر نشوند. در واقع دفع اَفسد به فاسد بود، كه این كار همه كس نیست و تشخیص اهمّ و مهم كار دین شناسان عمیق است.
اهل‏بیت‏علیهم السلام، گاهى برخى یاران خالص خود را در حضور دیگران نكوهش و عیبجویى مى‏كردند، تا مورد سوءظنّ حكومت ستمگر قرار نگیرند و جانشان سالم بماند. چنان كه امام صادق علیه السلام از زراره انتقاد علنى كرد تا از آزار عبّاسیان درامان باشد، سپس به او پیام داد كه براى حفظ جان تو چنین كردم. آنگاه این آیه را تلاوت كردند: «اما السفینة...» و فرمودند: تو بهترین كشتى این دریایى كه طاغوت در پى تو و مراقب توست.(82)
كسانى پا به دنیاى اسرار گذاشته و به باطن اشیا آگاه مى‏شوند كه از مرحله‏ى ظاهر گذشته باشند، همچون موسى علیه السلام كه عالم به شریعت بود و به آن عمل مى‏كرد، در دوره‏ى همراهى با خضر، به اسرار باطنى نیز آگاه شد.


81) بسا شكست كز آن كارها درست شود   كلید رزق گدا پاى لنگ و دست شل است (صائب)
82) تفسیر نورالثقلین.

پيام ها
1- مراعات نظم در شیوه‏ى آموزش مهم است. سؤال اوّل از شكستن كشتى بود، ابتدا پاسخ همین سؤال مطرح مى‏شود. «امّا السفینة»
 2- اسرار ناگفته و راز كارها، روزى آشكار مى‏شود. «امّا السفینة»
 3- شخص حكیم، هرگز كار لغو نمى‏كند و اعمالش براساس حكمت ومصلحت است.(83) «امّا السفینة»
 4- افراد متعهّد، باید حافظ حقوق و اموال محرومان باشند. «فكانت لمساكین...»
 5 - اولیاى خدا دلسوز مساكین و محرومانند. «لمساكین»
 6- چه بسا كسانى با داشتن سرمایه و كار، باز هم درآمدشان براى مخارجشان كافى نباشد و از نظر قرآن، مسكین محسوب شوند. «مساكین یعملون»
 7- مشاركت در سرمایه و كار، عقد قانونى و در ادیان قبل نیز بوده است. «مساكین یعملون»
 8 - باید حاكمان غاصب را از دست‏یابى به اموال مردم محروم كرد. «اعیبها... ملك یأخذ»
 9- دفع افسد به فاسد جایز ورعایت اهمّ ومهم لازم است. «اعیبها... ملك یأخذ»
 10- طاغوت‏ها به كم راضى نیستند. به فقرا و سرمایه‏هاى اندك هم رحم نمى‏كنند. «یأخذ كل سفینةٍ»
 11- هر چند كار خضر به فرمان خدا بود، «ما فعلتُه عن أمرى» امّا براى رعایت ادب، عیب‏دار ساختن كشتى را به خود نسبت داد. «أعیبها»
 12- كار پیامبران معمولاً براساس قوانین ظاهرى است، امّا وظیفه‏ى خضر، براساس واقعیّات بود. «اردت ان اعیبها... ملك یأخذ»


83) گر خضر، در بحر كشتى را شكست      صد درستى، در شكست خضر هست   (مولوى)

Copyright 2015 almubin.com