1. الفاتحة 2. البقرة 3. آل عمران 4. النساء 5. المائدة 6. الأنعام 7. الأعراف 8. الأنفال 9. التوبة 10. يونس 11. هود 12. يوسف 13. الرعد 14. إبراهيم 15. الحجر 16. النحل 17. الإسراء 18. الكهف 19. مريم 20. طه 21. الأنبياء 22. الحج 23. المؤمنون 24. النور 25. الفرقان 26. الشعراء 27. النمل 28. القصص 29. العنكبوت 30. الروم 31. لقمان 32. السجدة 33. الأحزاب 34. سبأ 35. فاطر 36. يس 37. الصافات 38. ص 39. الزمر 40. غافر 41. فصلت 42. الشورى 43. الزخرف 44. الدخان 45. الجاثية 46. الأحقاف 47. محمد 48. الفتح 49. الحجرات 50. ق 51. الذاريات 52. الطور 53. النجم 54. القمر 55. الرحمن 56. الواقعة 57. الحديد 58. المجادلة 59. الحشر 60. الممتحنة 61. الصف 62. الجمعة 63. المنافقون 64. التغابن 65. الطلاق 66. التحريم 67. الملك 68. القلم 69. الحاقة 70. المعارج 71. نوح 72. الجن 73. المزمل 74. المدثر 75. القيامة 76. الإنسان 77. المرسلات 78. النبأ 79. النازعات 80. عبس 81. التكوير 82. الانفطار 83. المطففين 84. الانشقاق 85. البروج 86. الطارق 87. الأعلى 88. الغاشية 89. الفجر 90. البلد 91. الشمس 92. الليل 93. الضحى 94. الشرح 95. التين 96. العلق 97. القدر 98. البينة 99. الزلزلة 100. العاديات 101. القارعة 102. التكاثر 103. العصر 104. الهمزة 105. الفيل 106. قريش 107. الماعون 108. الكوثر 109. الكافرون 110. النصر 111. المسد 112. الإخلاص 113. الفلق 114. الناس
تعداد آیات: 135

تفسير 20. طه آية 96
Number of verses: 135
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيم
قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِّنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَكَذَٰلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي 96
گفت: «من چیزی دیدم که آنها ندیدند؛ من قسمتی از آثار رسول (و فرستاده خدا) را گرفتم، سپس آن را افکندم، و اینچنین (هوای) نفس من این کار را در نظرم جلوه داد!»

ترجمه
(سپس موسى به سامرى) گفت: اى سامرى! (منظور تو از) این كار (و فتنه‏ى) بزرگ كه كردى چیست؟
 (سامرى) گفت: من به چیزى پى بردم كه (دیگران) به آن پى نبردند، پس من مشتى از آثار رسول (حقّ) را بر گرفتم، پس آن را (در گوساله) افكندم و این گونه نفسم این كار را در نظرم بیاراست (وفریب داد).

نکته ها
جمله‏ى «بصرت به» معمولاً در «بصیرت» به معناى فهمیدن كه جمع آن «بصائر» است بكار مى‏رود، نه در «بصر» به معناى چشم كه جمع آن «ابصار» است.(109)
در كتاب «احتجاج طبرسى» آمده است كه وقتى حضرت على علیه السلام بصره را فتح كرد، مردم دور آن حضرت را گرفتند تا سخنان او را بشنوند، چشم حضرت در میان مردم به حسن بصرى افتاد كه چیزى را یادداشت مى‏كرد.
امام علیه السلام با صداى بلند او را مخاطب قرار داده و فرمودند: چه مى‏كنى؟ عرض كرد سخنان شما را مى‏نویسم تا براى دیگران بازگو نمایم. امام علیه السلام فرمودند: آگاه باشید كه هر قوم و جمعیّتى یك سامرى دارد و تو اى حسن! سامرى این امّت هستى، تو از من آثار رسول خدا را مى‏گیرى و با هواى نفس و تفسیر به رأى خودت، مكتب تازه‏اى مى‏سازى و مردم را به آن فرا مى‏خوانى.(110)
بر طبق تفاسیر المیزان، فرقان ونمونه، مراد سامرى از «قَبَضتُ قبضة من أثر الرّسول» آن است كه من مقدارى از آثار موسى را فراگرفته و بر آن مؤمن شدم، سپس آن را رها كرده وگوساله را ساختم و قهراً جمله‏ى «بَصُرتُ بمالم یبصروا» یعنى به طرحى براى انجام این كار پى بردم كه دیگران از آن غافل بودند واین معنا باحدیث فوق‏مناسب‏تر است.


109) مفردات راغب.
110) تفسیر نمونه.

پيام ها
1- براى برطرف كردن انحراف، ابتدا باید ریشه‏ى انحراف را بررسى كرد. «فما خطبك یا سامرى»
 2- با منحرفان ومفسدان فرهنگى باید برخورد كرد. «فما خَطبُك یا سامرى»
 3- در یك انقلاب، همه‏ى مردم از درون عوض نمى‏شوند، بلكه افرادى مثل سامرى‏ها منتظر فرصت مى‏مانند. «فما خطبك یا سامرى»
 4- گاهى منحرفین، دریافت‏هایى دارند كه متدیّنین از آن بى‏خبرند. «بَصُرتُ بما لم یبصروا»
 5 - طرّاحان انحراف، از جهل مردم استفاده مى‏كنند. «بمالم یبصروا»
 6- سردمداران باطل براى انحراف مردم، حتّى از مقدّسات نیز سوءاستفاده مى‏كنند. «من أثر الرّسول» (سیاستِ مذهب علیه مذهب)
 7- اگر هنر با هواى نفس همراه شد، بالاترین خطرهاست. «سَوّلتْ لى نفسى»
 8 - تا انسانى از درون فریب نفس خویش را نخورد، نمى‏تواند دیگران را فریب دهد. «سوّلت لى نفسى»

Copyright 2015 almubin.com