1. الفاتحة 2. البقرة 3. آل عمران 4. النساء 5. المائدة 6. الأنعام 7. الأعراف 8. الأنفال 9. التوبة 10. يونس 11. هود 12. يوسف 13. الرعد 14. إبراهيم 15. الحجر 16. النحل 17. الإسراء 18. الكهف 19. مريم 20. طه 21. الأنبياء 22. الحج 23. المؤمنون 24. النور 25. الفرقان 26. الشعراء 27. النمل 28. القصص 29. العنكبوت 30. الروم 31. لقمان 32. السجدة 33. الأحزاب 34. سبأ 35. فاطر 36. يس 37. الصافات 38. ص 39. الزمر 40. غافر 41. فصلت 42. الشورى 43. الزخرف 44. الدخان 45. الجاثية 46. الأحقاف 47. محمد 48. الفتح 49. الحجرات 50. ق 51. الذاريات 52. الطور 53. النجم 54. القمر 55. الرحمن 56. الواقعة 57. الحديد 58. المجادلة 59. الحشر 60. الممتحنة 61. الصف 62. الجمعة 63. المنافقون 64. التغابن 65. الطلاق 66. التحريم 67. الملك 68. القلم 69. الحاقة 70. المعارج 71. نوح 72. الجن 73. المزمل 74. المدثر 75. القيامة 76. الإنسان 77. المرسلات 78. النبأ 79. النازعات 80. عبس 81. التكوير 82. الانفطار 83. المطففين 84. الانشقاق 85. البروج 86. الطارق 87. الأعلى 88. الغاشية 89. الفجر 90. البلد 91. الشمس 92. الليل 93. الضحى 94. الشرح 95. التين 96. العلق 97. القدر 98. البينة 99. الزلزلة 100. العاديات 101. القارعة 102. التكاثر 103. العصر 104. الهمزة 105. الفيل 106. قريش 107. الماعون 108. الكوثر 109. الكافرون 110. النصر 111. المسد 112. الإخلاص 113. الفلق 114. الناس
تعداد آیات: 88

تفسير 28. القصص آية 4
Number of verses: 88
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيم
إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ ۚ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ 4
فرعون در زمین برتری‌جویی کرد، و اهل آن را به گروه‌های مختلفی تقسیم نمود؛ گروهی را به ضعف و ناتوانی می‌کشاند، پسرانشان را سر می‌برید و زنانشان را (برای کنیزی و خدمت) زنده نگه می‌داشت؛ او به یقین از مفسدان بود!

ترجمه
همانا فرعون در سرزمین (مصر) سركشى كرده و مردم آنجا را فرقه فرقه نموده است، گروهى از آنان را به زبونى و ناتوانى كشانده، پسرانشان را سر مى‏برد و زنانشان را (براى كنیزى) زنده نگه مى‏دارد. به راستى كه او از تبهكاران است.

نکته ها
كلمه‏ى «شِیَع» جمع «شیعة»، در اصل به معناى دنباله‏روى و تبعیّت است ولى از آنجا كه در یك گروه، معمولاً بعضى از بعضى دیگر پیروى مى‏كنند، به معناى گروه نیز مى‏آید.
كلمه‏ى «نساء» به معناى زنان است، ولى شاید در این آیه مراد دختران باشند، زیرا در برابر پسران قرار گرفته‏اند.
كلمه‏ى «فرعون» نام شخص نیست، بلكه عنوان پادشاهان مصر بوده است. چنانكه «كسرى‏» عنوان پادشاهان ایران و «قیصر» عنوانِ پادشاهان روم بوده است.(13)


13) لغتنامه دهخدا.

پيام ها
 1- شناخت اوضاع و احوال جوامع در هنگام ظهور و بعثت پیامبران، امرى لازم است. «اِنّ فرعون...»
 2- در شناخت نظام‏ها، اشخاص مهم نیستند، بلكه عملكردها اهمیّت دارند. «انّ فرعون علا فى الارض» (نام «فرعون» به‏خاطر عملكرد استكبارى ومتجاوزانه اوست)
 3- تكبّر و گردنكشى، زمینه‏ى فساد و گناه است. «علا فى الارض... یستضعف... یذبّح...»
 4- تفرقه اندازى، بارزترین اهرم سلطه مستكبران بر مردم است. «جعل اهلها شیعا» (تا وقتى مردم اتّحاد و همبستگى داشته باشند، طاغوت‏ها قدرتى ندارند و نمى‏توانند كارى از پیش ببرند.)
 5 - تفرقه، مقدّمه‏ى ذلّت‏پذیرى است. ابتدا مردم گروه‏گروه و متفرّق مى‏شوند سپس به استضعاف كشیده مى‏شوند. «شیعاً یستضعف»
 6- اعمال خلاف كارگزاران، به پاى حاكم نیز حساب مى‏شود. در این آیات تمام جنایات یاران فرعون، به شخص او نیز نسبت داده شد.«جعل، یستضعف، یذبّح»
 7- خداوند، مسأله تفرقه افكنى را قبل از قتل و كشتار ذكر فرموده است. شاید به خاطر آن كه تفرقه زمینه‏ى كشتن و یا مهم‏تر از كشتن است. «شیعاً... یذبّح»
 8 - سیاست‏گذار و دستوردهنده نیز عامل و فاعل جرم شناخته مى‏شود. «انّ فرعون... یستضعف، یذبّح، یستحیى»
 9- تفرقه افكنان مفسدند. «كان من المفسدین»
    آرى هر جامعه كه حاكمش متكبّر، مردمش متفرّق، نیروهاى فعّالش مورد تهدید و منافعش در كام طبقه مرفّه باشد، جامعه‏اى فرعونى و طاغوتى است.

Copyright 2015 almubin.com