1. الفاتحة 2. البقرة 3. آل عمران 4. النساء 5. المائدة 6. الأنعام 7. الأعراف 8. الأنفال 9. التوبة 10. يونس 11. هود 12. يوسف 13. الرعد 14. إبراهيم 15. الحجر 16. النحل 17. الإسراء 18. الكهف 19. مريم 20. طه 21. الأنبياء 22. الحج 23. المؤمنون 24. النور 25. الفرقان 26. الشعراء 27. النمل 28. القصص 29. العنكبوت 30. الروم 31. لقمان 32. السجدة 33. الأحزاب 34. سبأ 35. فاطر 36. يس 37. الصافات 38. ص 39. الزمر 40. غافر 41. فصلت 42. الشورى 43. الزخرف 44. الدخان 45. الجاثية 46. الأحقاف 47. محمد 48. الفتح 49. الحجرات 50. ق 51. الذاريات 52. الطور 53. النجم 54. القمر 55. الرحمن 56. الواقعة 57. الحديد 58. المجادلة 59. الحشر 60. الممتحنة 61. الصف 62. الجمعة 63. المنافقون 64. التغابن 65. الطلاق 66. التحريم 67. الملك 68. القلم 69. الحاقة 70. المعارج 71. نوح 72. الجن 73. المزمل 74. المدثر 75. القيامة 76. الإنسان 77. المرسلات 78. النبأ 79. النازعات 80. عبس 81. التكوير 82. الانفطار 83. المطففين 84. الانشقاق 85. البروج 86. الطارق 87. الأعلى 88. الغاشية 89. الفجر 90. البلد 91. الشمس 92. الليل 93. الضحى 94. الشرح 95. التين 96. العلق 97. القدر 98. البينة 99. الزلزلة 100. العاديات 101. القارعة 102. التكاثر 103. العصر 104. الهمزة 105. الفيل 106. قريش 107. الماعون 108. الكوثر 109. الكافرون 110. النصر 111. المسد 112. الإخلاص 113. الفلق 114. الناس
تعداد آیات: 286

تفسير 2. البقرة آية 124
Number of verses: 286
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيم
۞ وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ ۖ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ 124
(به خاطر آورید) هنگامی که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود. و او به خوبی از عهده این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من (نیز امامانی قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمی‌رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شایسته این مقامند)».

ترجمه
و(به خاطر بیاور) هنگامى كه پروردگارِ ابراهیم، او را با حوادث گوناگونى آزمایش كرد و او به خوبى از عهده آزمایش برآمد. خداوند به او فرمود: من تو را امام و رهبر مردم قرار دادم. ابراهیم گفت: از فرزندان من نیز (امامانى قرار بده)، خداوند فرمود: پیمان من به ستمكاران نمى‏رسد (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند شایسته این مقامند).

نکته ها
حضرت ابراهیم علیه السلام در بین انبیا، جایگاه ومنزلت خاصّى دارد. نام آن بزرگمرد، 69 مرتبه ودر 25 سوره قرآن آمده و از او همانند پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله به عنوان اسوه و نمونه براى بشریّت یاد شده است. در برخى از آیات، آن بزرگوار در ردیف اخیار، صالحان، قانتان، صدّیقان، صابران و وفاكنندگان شمرده شده است. در بزرگداشت این پیامبر بزرگ، خداوند تعابیر خاصّى بكار برده وحتّى یكى از اسرار حج را یادآورى وزنده نگهداشتن ایثارگرى‏ها واز خودگذشتگى‏هاى حضرت ابراهیم علیه السلام گفته‏اند. آن مرد الهى، در عرصه‏هاى گوناگون با انحراف و شرك مبارزه كرد؛ برهان و استدلال او در مقابل ستاره‏پرستان و ماه‏پرستان، مبارزه عملى او با بت‏پرستان، احتجاج او در برابر نمرود و سربلندى او در آزمایشات دیگر، از او انسانى اسوه ونمونه ساخت كه خداوند او را به مقام امامت نصب نمود.
در قرآن حدود بیست مرتبه مسئله آزمایش و امتحان مطرح شده واز سنّتهاى الهى است.
هدف آزمایش؛ آزمایش براى آگاه شدن خداوند نیست، زیرا او از پیش همه چیز را مى‏داند، این آزمایش‏ها براى ظهور و بروز استعدادهاى نهفته و تلاش و عمل انسان‏هاست. اگر انسان كارى نكند، استحقاق پاداش نخواهد یافت.
ابزار آزمایش؛ تلخى‏ها و شیرینى‏هاى زندگى، همه ابزار امتحان هستند. گاهى افرادى با شداید و مصایب آزمایش مى‏شوند و برخى دیگر با رفاه، و ناگزیر همه مردم حتّى انبیا مورد امتحان قرار مى‏گیرند. این امتحانات و آزمایش‏ها براى رشد و پرورش مردم است.
ابراهیم علیه السلام در هر آزمایشى كه موفّق مى‏شد، به مقامى مى‏رسید: در مرحله نخستین، عبداللّه شد. سپس به مقام نبى‏اللهى رسید. و پس از آن رسول اللّه، خلیل اللّه و در نهایت به مقام امامت و رهبرى مردم منصوب گردید. [415]
مراد از «كلمات» در آیه، امتحانات سنگین است كه حضرت ابراهیم از همه‏ى آنها پیروز بیرون آمد. نه عمو، نه همسر و نه فرزند هیچكدام نتوانستند مانع او در راه انجام وظیفه شوند. با آنكه ابراهیم تحت سرپرستى عمویش آزر بود، امّا با بت‏پرستى او و جامعه‏اش به مبارزه برخاست و بت‏شكن بزرگ تاریخ گردید و آنگاه كه از سوى خدا مأموریّت یافت، همسر و فرزندش را در صحراى مكه ساكن نموده و براى تبلیغ به نقطه‏اى دیگر برود، بى‏هیچ دلبستگى، آنها را به خدا سپرد و رفت. همچنین فرمان ذبح فرزندش اسماعیل آمد، رضاى خدا را بر هواى دل ترجیح داد و كارد بر گلوى فرزند نهاد. امّا ندا آمد كه قصد ما كشتن اسماعیل نبود، بلكه امتحان ابراهیم بود.
حضرت ابراهیم علیه السلام، مقام امامت را براى نسل خود نیز درخواست نمود،پاسخ آمد كه این مقام عهدى است الهى كه به هر كس لایق باشد عطا مى‏شود. در میان نسل تو نیز كسانى كه شایستگى داشته باشند، به این مقام خواهند رسید. چنانكه پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله از نسل ابراهیم علیه السلام است و به این مقام رسید، ولى كسانى كه دچار كوچكترین گناه و ستمى شده باشند، لیاقت این مقام را ندارند.
ابراهیم علیه السلام تنها پیامبرى است كه مشركان و یهود و نصارى، همه خود را پیرو و در راه او مى‏دانند. در این آیه ضمن تجلیل از ابراهیم علیه السلام، به طور غیر مستقیم به همه مى‏فهماند كه اگر به راستى او را قبول دارید، دست از شرك برداشته و همانند او تسلیم محض اوامر الهى باشید.
این آیه یكى از آیاتى است كه پشتوانه فكرى و اعتقادى شیعه قرار گرفته است كه امام باید معصوم باشد و كسى كه لقب ظالم بر او صدق كند، به مقام امامت نخواهد رسید. [416]
این آیه، مقام امامت را «عهدى» گفته است، پس آیه؛ «اوفوا بعهدى اوف بعهدكم» یعنى اگ [417] ر شما به امامى كه من تعیین كردم وفادار بودید و اطاعت كردید من نیز به نصرت و یارى كه قول داده‏ام وفا خواهم كرد.


415) كافى، ج‏1 ص 175.
416) در تفسیر المنار، ج‏1، ص 457 آمده است: ابوحنیفه به استناد این آیه، مخالف حكومت وقت )منصور عباسى( بود و مقام قضاوت آنان را قبول نمى‏كرد. سپس مى‏گوید: ائمه‏ى اربعه اهل سنّت، با حكومت‏هاى زمان خود مخالف بودند، زیرا آنان را ظالم مى‏دانستند. البتّه در منابع و متون تاریخى، مطالبى بر خلاف ادّعاى صاحب المنار به چشم مى‏خورد.
417) بقره‏40 7.

پيام ها
1- پیامبران نیز مورد آزمایش الهى قرار مى‏گیرند. «واذ ابتلى ابراهیم»
2- براى منصوب كردن افراد به مقامات، گزینش وآزمایش لازم است. «اذ ابتلى ابراهیم... بكلمات»
3- منشأ امامت وراثت نیست، لیاقت است كه با پیروزى در امتحانات الهى ثابت مى‏گردد. «فاتمّهن»
4- پست‏ها ومسئولیّت‏ها باید تدریجاً و پس از موفّقیّت در هر مرحله به افراد واگذار شود. «فاتمّهن...»
5 - امامت، مقامى رفیع و از مناصب الهى است. امام باید حتماً از طرف خداوند منصوب شود. «انّى جاعلك»
6- امامت، عهد الهى است وهمیشه باید این عهد میان خدا ومردم باشد. «عهدى»
7- از اهمّ شرایط رهبرى، عدالت و حسن سابقه است. هركس سابقه شرك وظلم داشته باشد، لایق امامت نیست. [418] «لا ینال عهدى الظالمین»


418) در تفسیر اطیب‏البیان به نقل از امالى طوسى آورده است: ابن مسعود از رسول خدا صلى الله علیه وآله نقل مى‏كند كه خداوند فرمود: »من سجد لصنم دونى، لا اجعله اماماً... انا و علىّ‏بن ابى‏طالب لم یسجد احدنا لصنم قطّ« یعنى هر كس براى بتى سجده كند من او را امام و رهبر قرار نمى‏دهم... و من و على بن ابى طالب، هیچكدام از ما هرگز به بت سجده نكرده است.

Copyright 2015 almubin.com