1. الفاتحة 2. البقرة 3. آل عمران 4. النساء 5. المائدة 6. الأنعام 7. الأعراف 8. الأنفال 9. التوبة 10. يونس 11. هود 12. يوسف 13. الرعد 14. إبراهيم 15. الحجر 16. النحل 17. الإسراء 18. الكهف 19. مريم 20. طه 21. الأنبياء 22. الحج 23. المؤمنون 24. النور 25. الفرقان 26. الشعراء 27. النمل 28. القصص 29. العنكبوت 30. الروم 31. لقمان 32. السجدة 33. الأحزاب 34. سبأ 35. فاطر 36. يس 37. الصافات 38. ص 39. الزمر 40. غافر 41. فصلت 42. الشورى 43. الزخرف 44. الدخان 45. الجاثية 46. الأحقاف 47. محمد 48. الفتح 49. الحجرات 50. ق 51. الذاريات 52. الطور 53. النجم 54. القمر 55. الرحمن 56. الواقعة 57. الحديد 58. المجادلة 59. الحشر 60. الممتحنة 61. الصف 62. الجمعة 63. المنافقون 64. التغابن 65. الطلاق 66. التحريم 67. الملك 68. القلم 69. الحاقة 70. المعارج 71. نوح 72. الجن 73. المزمل 74. المدثر 75. القيامة 76. الإنسان 77. المرسلات 78. النبأ 79. النازعات 80. عبس 81. التكوير 82. الانفطار 83. المطففين 84. الانشقاق 85. البروج 86. الطارق 87. الأعلى 88. الغاشية 89. الفجر 90. البلد 91. الشمس 92. الليل 93. الضحى 94. الشرح 95. التين 96. العلق 97. القدر 98. البينة 99. الزلزلة 100. العاديات 101. القارعة 102. التكاثر 103. العصر 104. الهمزة 105. الفيل 106. قريش 107. الماعون 108. الكوثر 109. الكافرون 110. النصر 111. المسد 112. الإخلاص 113. الفلق 114. الناس
تعداد آیات: 286

تفسير 2. البقرة آية 229
Number of verses: 286
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيم
الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ ۖ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ ۗ وَلَا يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَأْخُذُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئًا إِلَّا أَن يَخَافَا أَلَّا يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ ۖ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ ۗ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا ۚ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ 229
طلاق، (طلاقی که رجوع و بازگشت دارد،) دو مرتبه است؛ (و در هر مرتبه،) باید به طور شایسته همسر خود را نگاهداری کند (و آشتی نماید)، یا با نیکی او را رها سازد (و از او جدا شود). و برای شما حلال نیست که چیزی از آنچه به آنها داده‌اید، پس بگیرید؛ مگر اینکه دو همسر، بترسند که حدود الهی را برپا ندارند. اگر بترسید که حدود الهی را رعایت نکنند، مانعی برای آنها نیست که زن، فدیه و عوضی بپردازد (و طلاق بگیرد). اینها حدود و مرزهای الهی است؛ از آن، تجاوز نکنید! و هر کس از آن تجاوز کند، ستمگر است.

ترجمه
طلاق (رجعى كه امكان رجوع وبازگشت دارد، حداكثر) دو مرتبه است. پس (در هر مرتبه) یا باید به طور شایسته همسر خود را نگهدارد و (آشتى نماید،) یا با نیكى او را رها كند (و از او جدا شود.) و براى شما مردان روا نیست كه چیزى از آنچه به همسرانتان داده‏اید، پس بگیرید مگر اینكه دو همسر بترسند كه حدود الهى را بر پا ندارند. پس اگر بترسید كه آنان حدود الهى را رعایت نكنند، مانعى ندارد كه زن فدیه و عوض دهد. (و طلاق خُلع بگیرد.) اینها حدود و مرزهاى الهى است، پس از آن تجاوز نكنید. و هر كس از حدود الهى تجاوز كند پس آنان ستمگرانند.

نکته ها
در جاهلیّت، طلاق دادن و رجوع كردن به زن، امرى عادّى و بدون محدودیّت بود.امّا اسلام، حداكثر سه بار طلاق و دو بار رجوع را جایز دانست تا حرمتِ زن و خانواده حفظ شود. [643]
در اسلام، طلاق امرى منفور و بدترین حلال نام گذارى شده است، ولى گاهى عدم توافق تا جایى است كه امكان ادامه زندگى براى دو طرف نیست.
در این آیه علاوه بر طلاق رجعى كه از سوى مرد است، طرح طلاق خُلع كه پیشنهاد طلاق از سوى زن است نیز ارائه شده است. به این معنا كه زن، مهریه خود یا چیز دیگرى را فداى آزاد سازى خود قرار دهد و طلاق بگیرد.
تعدّد طلاق، براساس تعدّد رجوع و بقاى ازدواج است. كسى كه در یك جلسه مى‏گوید: «من سه بار طلاق دادم»، در واقع یك طلاق صورت گرفته است. چون یك ازدواج را بیشتر قطع نكرده است. لذا بر اساس فقه اهل‏بیت علیهم السلام، چند طلاق باید در چند مرحله باشد و یكجا واقع نمى‏شود. زیرا به مصلحت نیست كه زندگى خانوادگى در یك جلسه و با یك تصمیم براى همیشه از هم بپاشد. [644]


643) تفسیر مجمع‏البیان.
644) با عنایت به همین موضوع بود كه شیخ محمود شلتوت، مفتى اعظم مصر و رئیس دانشگاه الازهر گفت: من در مسئله طلاق، فقه شیعه را ترجیح مى‏دهم.

پيام ها
1- در قطع رابطه با دیگران، نباید آخرین تصمیم را یك مرتبه گرفت، بلكه باید میدان را براى فكر و بازگشت باز گذاشت. «الطلاق مرّتان»
2- آزار و ضرر رسانى به همسر، ممنوع است. مرد نباید به قصد كام گرفتن یا ضربه روحى زدن به زن، به او رجوع نموده و سپس او را رها كند. «فامساك بمعروف»
3- در همسر دارى باید از سلیقه‏هاى شخصى و ناشناخته دورى كرد و به زندگى عادّى و عرفى تن در داد. «امساك بمعروف»
4- تلخى جدایى را با شیرینى هدیه و احسان جبران كنید. «او تسریح باحسان»
5 - طلاق، نباید عامل كینه، خشونت و انتقام باشد، بلكه در صورت ضرورتِ طلاق، نیكى و احسان شرط اساسى است. «أو تسریح باحسان»
6- اصل در زندگى، نگهدارى همسر است، نه رها كردن او. كلمه «امساك» همه جا قبل از كلمه «تسریح» آمده است. «فامساك بمعروف او تسریح باحسان»
7- حقوق و احكام در اسلام، از اخلاق و عاطفه جدا نیست. كلمات «احسان» و «معروف» نشانه‏ى همین موضوع است. «فامساك بمعروف او تسریح باحسان»
8 - مراعات حقوق، لازم است. مرد، حقّ ندارد از مهریه زن كه حقّ قطعى اوست چیزى را پس بگیرد. «لا یَحلّ لكم أن تأخذوا ممّا آتَیتموهنّ شیئاً»
9- خواسته‏هاى مرد و زن باید در چارچوب حدود الهى باشد. «الاّ ان یخافا اَلاّ یقیما حدود اللّه»
10- تنها نظر زن و شوهر در مورد طلاق كافى نیست، بلكه باید دیگران نیز به ادامه زندگى آنان امیدى نداشته باشند. «یخافا... فان خفتم» گاهى زن و شوهر مى‏گویند: با هم توافق اخلاقى نداریم، امّا این حرف برخاسته از هیجان آنهاست. لذا قرآن در كنار خوف زن وشوهر «یخافا» پاى مردم را به میان كشیده كه آنان نیز این ناسازگارى را درك كنند. «خفتم»
11- در تصمیم گیرى‏ها باید محور اصلى، اقامه‏ى حدود الهى و انجام وظایف باشد. اگر حدود الهى مراعات مى‏شود ازدواج باقى بماند وگرنه طلاق مطرح شود. «فان خفتم ألاّ یقیما حدود اللّه»
12- طرحِ «طلاق خُلع» براى آن است كه زن بتواند خود را از بن‏بست خارج سازد. «افتدت به»
13- اسلام با ادامه زندگى به صورت تحمیلى و با اجبار و اكراه، موافق نیست. در صورتى كه زن به اندازه‏اى در فشار است كه حاضر است مهریه‏ى خود را ببخشید تا رها شود، اسلام راه را براى وى باز گذاشته است. البتّه مرد ملزم به پذیرش طلاق خلع نیست. «فلا جناح علیهما فیما افتدت به»
14- شكستن قانون الهى، ظلم است. «و من یتعد حدوداللّه فاولئك هم الظّالمون»

Copyright 2015 almubin.com