1. الفاتحة 2. البقرة 3. آل عمران 4. النساء 5. المائدة 6. الأنعام 7. الأعراف 8. الأنفال 9. التوبة 10. يونس 11. هود 12. يوسف 13. الرعد 14. إبراهيم 15. الحجر 16. النحل 17. الإسراء 18. الكهف 19. مريم 20. طه 21. الأنبياء 22. الحج 23. المؤمنون 24. النور 25. الفرقان 26. الشعراء 27. النمل 28. القصص 29. العنكبوت 30. الروم 31. لقمان 32. السجدة 33. الأحزاب 34. سبأ 35. فاطر 36. يس 37. الصافات 38. ص 39. الزمر 40. غافر 41. فصلت 42. الشورى 43. الزخرف 44. الدخان 45. الجاثية 46. الأحقاف 47. محمد 48. الفتح 49. الحجرات 50. ق 51. الذاريات 52. الطور 53. النجم 54. القمر 55. الرحمن 56. الواقعة 57. الحديد 58. المجادلة 59. الحشر 60. الممتحنة 61. الصف 62. الجمعة 63. المنافقون 64. التغابن 65. الطلاق 66. التحريم 67. الملك 68. القلم 69. الحاقة 70. المعارج 71. نوح 72. الجن 73. المزمل 74. المدثر 75. القيامة 76. الإنسان 77. المرسلات 78. النبأ 79. النازعات 80. عبس 81. التكوير 82. الانفطار 83. المطففين 84. الانشقاق 85. البروج 86. الطارق 87. الأعلى 88. الغاشية 89. الفجر 90. البلد 91. الشمس 92. الليل 93. الضحى 94. الشرح 95. التين 96. العلق 97. القدر 98. البينة 99. الزلزلة 100. العاديات 101. القارعة 102. التكاثر 103. العصر 104. الهمزة 105. الفيل 106. قريش 107. الماعون 108. الكوثر 109. الكافرون 110. النصر 111. المسد 112. الإخلاص 113. الفلق 114. الناس
تعداد آیات: 286

تفسير 2. البقرة آية 275
Number of verses: 286
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيم
الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا ۗ وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا ۚ فَمَن جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَىٰ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ ۖ وَمَنْ عَادَ فَأُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ 275
کسانی که ربا می‌خورند، (در قیامت) برنمی‌خیزند مگر مانند کسی که بر اثر تماسّ شیطان، دیوانه شده (و نمی‌تواند تعادل خود را حفظ کند؛ گاهی زمین می‌خورد، گاهی بپا می‌خیزد). این، به خاطر آن است که گفتند: «داد و ستد هم مانند ربا است (و تفاوتی میان آن دو نیست.)» در حالی که خدا بیع را حلال کرده، و ربا را حرام! (زیرا فرق میان این دو، بسیار است.) و اگر کسی اندرز الهی به او رسد، و (از رباخواری) خودداری کند، سودهایی که در سابق [= قبل از نزول حکم تحریم‌] به دست آورده، مال اوست؛ (و این حکم، گذشته را شامل نمی‌گردد؛) و کار او به خدا واگذار می‌شود؛ (و گذشته او را خواهد بخشید.) امّا کسانی که بازگردند (و بار دیگر مرتکب این گناه شوند)، اهل آتشند؛ و همیشه در آن می‌مانند.

ترجمه
كسانى كه ربا مى‏خورند، (در قیامت از قبرها) بر نمى‏خیزند مگر همانند برخاستن كسى كه بر اثر تماس شیطان، آشفته ودیوانه شده است. (نمى‏تواند تعادل خود را حفظ كند، گاهى زمین مى‏خورد و گاهى بر مى‏خیزد.) این (آسیب) بدان سبب است كه گفتند: داد و ستد نیز مانند ربا است. در حالى كه خداوند خرید و فروش را حلال و ربا را حرام كرده است. پس هركس كه موعظه‏اى از پروردگارش به او رسید و (از رباخوارى) خوددارى كرد، آنچه در گذشته (از طریق ربا بدست آورده) مال اوست، و كار او به خدا واگذار مى‏شود. امّا كسانى كه (دوباره به رباخوارى) بازگردند، آنان اهل آتش خواهند بود و در آن جاودانه مى‏مانند.

نکته ها
«ربا»، در لغت به معناى زیادى وافزایش است. و در شریعت اسلام به معناى زیاده گرفتن در وام یا بیع است. مورد ربا، یا پول است یا جنس. گاهى پول را قرض مى‏دهد و بیش از آنچه داده باز پس مى‏گیرد، كه این رباى در وام است و گاهى جنسى را مى‏دهد و مقدار بیشترى از همان جنس را تحویل مى‏گیرد، كه این نیز در مواردى ربا مى‏شود.
رباخوار، به كسى تشبیه شده كه شیطان او را خبط كرده است. «خَبط» به معناى افتادن و برخاستن و عدم تعادل به هنگام حركت است.
رباخوار در قیامت همچون دیوانگان محشور مى‏شود، چرا كه در دنیا روش او باعث بهم خوردن تعادل جامعه گردیده است. ثروت پرستى، چشم عقلش را كور كرده و با عمل خود چنان اختلافات طبقاتى و كینه را بر مى‏انگیزد كه فقر و كینه سبب انفجار شده و اصل مالكیّت را نیز متزلزل مى‏كند. براى این افراد، گویا ربا اصل و خرید و فروش فرع است، فلذا مى‏گویند: بیع و معامله هم مثل رباست و تفاوتى ندارند.
انتقاد از رباخوارى، ربا گرفتن و ربا دادن، از ابتداى اسلام مطرح بوده است. در سوره روم كه در مكّه نازل شده است، مى‏فرماید: «و ما اوتیتم من ربا لیربوا فى اموال النّاس فلایربوا عند اللّه» [753] یعنى آنچه به قصد ربا مى‏دهید تا براى شما در اموال مردم بیفزاید، بدانید كه نزد خداوند افزون نمى‏شود. سپس در سوره‏ى آل‏عمران با فرمان «لاتأكلوا الرّبا» [754] از آن نهى گردیده و بیشترین انتقاد از رباخوارى در همین آیات آمده است. ضمناً آیه «وأخذهم الرّبا وقد نُهوا عنه» [755] ، یادآور مى‏شود كه در مذهب یهود نیز «ربا» حرام بوده، همچنان كه این حرمت در تورات [756]ذكر شده است.
آیات مربوط به ربا، بدنبال آیات انفاق آمد، تا دو جهت خیر وشر را كه توسط مال و ثروت پدید مى‏آید مطرح كند. انفاق یعنى دادن بلاعوض و ربا یعنى گرفتن بلاعوض. هر آثار خوبى كه انفاق دارد، مقابلش آثار سوئى است كه ربا در جامعه پدید مى‏آورد. به همین جهت قرآن مى‏فرماید: «یمحق اللّه الرّبا و یُربِى الصّدقات» خداوند ثروت بدست آمده از ربا را نابود، ولى صدقات را افزایش مى‏دهد.
تهدیدهایى كه در قرآن براى اخذ ربا و پذیرش حاكمیّت طاغوت آمده،براى قتل، ظلم، شرب خمر، قمار و زنا نیامده است. [757] حرمت ربا نزد تمام فرق اسلامى، قطعى واز گناهان كبیره است. وقتى به امام صادق علیه السلام خبر دادند كه فلانى رباخوار است، فرمود: اگر قدرت مى‏داشتم گردنش را مى‏زدم. [758] همچنان كه حضرت على علیه السلام وقتى با رباخوارى مواجه شد، از او خواست توبه كند، وقتى توبه كرد او را رها نمود و به دنبال آن فرمود: رباخوار را باید از عمل خود توبه دهند، همچنان كه از شرك توبه مى‏دهند. از امام باقر علیه السلام نقل شده است كه فرمود: خبیث‏ترین درآمدها، رباخوارى است. [759] و رسول خدا صلى الله علیه وآله فرموده‏اند: هرگاه خداوند اراده‏ى هلاك قریه‏اى را داشته باشد، رباخوارى در آن قریه ظاهر مى‏شود. [760] و خداوند، فرد رباخوار، وكیل، شاهد و كاتب ربا را لعنت نموده است. [761] در حدیث مى‏خوانیم: رباخواران، در قیامت همچون دیوانگان محشور مى‏شوند. [762]
امام صادق علیه السلام علّت تكرار آیات ربا را آماده سازى ثروتمندان براى كار خیر و صدقات مى‏داند و مى‏فرماید: چون از یكسو «ربا» حرام است و از طرف دیگر كنز و انباشتن ثروت به صورت راكد نیز حرام است، پس چاره‏اى براى ثروتمندان جز انفاق و یا كارهاى تولیدى مفید باقى نمى‏ماند. [763] همچنان كه درباره‏ى علّت تحریم ربا گفته‏اند: رباخوارى مانع جریان پول در مسیر تولید و كارهاى عام المنفعه است و به جاى تلاش و فكر و بازو، فقط از سود پول بهره‏گیرى مى‏شود، لذا ربا تحریم شده است. از امام صادق علیه السلام روایت شده است كه فرمودند: «لو كان الرّبا حلالا لترك الناس التجارات» اگر ربا حلال بود، مردم كسب و كار را رها مى‏كردند. [764]و از امام رضا علیه السلام نیز روایت شده است كه فرمودند: اگر ربا شیوع پیدا كند راه قرض دادن بسته مى‏شود. [765] ضمناً چون احتمال در دام ربا افتادن در امور اقتصادى زیاد است، در حدیث مى‏خوانیم: «من اتّجر بغیر فقه فقد ارتطم فى‏الربا» [766]هركس بدون دانش و آگاهى از مسائل تجارى وارد تجارت شود، گرفتار ربا مى‏شود.
آثار ربا:
گرفتن پول اضافى، بدون انجام كارى مفید و یا مشاركت در تولید، نوعى ظلم و اجحاف است كه موجب پیدایش دشمنى و قساوت مى‏شود. ربا دهنده به جهت بدهى‏هاى تصاعدى، گاهى ورشكست و مجبور به قبول انواع ذلّت‏ها و اسارت‏ها مى‏شود. [767] ربا، تعادل جامعه را بهم زده و موجب تقسیم جامعه به دو قطب مستكبر و مستضعف مى‏شود. [768]
با توجّه به این آثار تخریبى، نه تنها در شریعت اسلام، بلكه در تمام ادیان آسمانى ربا تحریم شده است. امّا برخى به بهانه‏هایى مى‏خواهند ربا را توجیه كنند و به دنبال راه فرار هستند. كلاه شرعى ساختن، همانند حیله یهود براى گرفتن ماهى در روز شنبه كه در آیات قبل ماجراى آن بیان شد، نوعى بازى بیش نیست و قرآن از این گونه بازى‏ها انتقاد كرده است.
ربا، آثار تخریبى خود را دارد هرچند كه جوامع انسانى آن را در سیستم اقتصادى خود پذیرفته باشند. علّت پیشرفت جوامع غربى، توجّه به علم و صنعت است، نه اینكه رباخوارى موجب ترقّى آنها شده باشد.


753) روم، 39.
754) آل عمران، 130 .
755) نساء، 161 .
756) تورات، سِفر خروج، فصل 23 جمله 25 و سِفر لاویان، فصل 25.
757) تفسیر المیزان، ذیل آیه.
758) وسائل، ج‏12، ص‏429 .
759) كافى، ج‏5، ص‏147 .
760) كنز العمّال، ج‏4، ص‏104 .
761) وسائل، ج‏12، ص‏430 .
762) تفسیر درالمنثور، ج‏2، ص‏102.
763) وسائل، ج‏12، ص‏423 .
764) وسائل، ج‏12، ص‏424 و بحار، ج‏103، ص‏119 .
765) الحیاة، ج‏4، ص‏334 .
766) نهج‏البلاغه، قصار 447.
767) تفسیر مراغى، ذیل آیه.
768) تفسیر المیزان.

پيام ها
1- رباخواران، از تعادل روحى و روانى برخوردار نیستند و جامعه را نیز از تعادل اقتصادى خارج مى‏سازند. «كما یقوم الذى یتخبّطه الشیطان»
2- تشبیه بیع حلال به رباى حرام، نشانه‏ى عدم تعادل فكرى آنان است. «یتخبّطه الشیطان... بانّهم قالوا انّما البیع مثل الربا»
3- شیطان، قدرت تصرف بر درون انسان را دارد. «یتخبّطه الشیطان من المَس»
4- توجیه گناه، راه را براى انجام گناه باز مى‏كند. «انّماالبیع مثل الربا»
5 - تا قبل از ابلاغ تكیف، مسئولیّتى نیست. «فمن جائه موعظة من ربّه»
6- احكام الهى، در جهت پند وتربیت مردم است. «جائه موعظة من ربّه»
7- قانون امروز، شامل گذشته افراد نمى‏شود. «فله ما سَلف»
8 - از گناه ناآگاهان اغماض مى‏شود، ولى از آگاهانِ مغرض و مُصرّ هرگز. «ومَن عاد فاولئك اصحاب النّار»

Copyright 2015 almubin.com