1. الفاتحة 2. البقرة 3. آل عمران 4. النساء 5. المائدة 6. الأنعام 7. الأعراف 8. الأنفال 9. التوبة 10. يونس 11. هود 12. يوسف 13. الرعد 14. إبراهيم 15. الحجر 16. النحل 17. الإسراء 18. الكهف 19. مريم 20. طه 21. الأنبياء 22. الحج 23. المؤمنون 24. النور 25. الفرقان 26. الشعراء 27. النمل 28. القصص 29. العنكبوت 30. الروم 31. لقمان 32. السجدة 33. الأحزاب 34. سبأ 35. فاطر 36. يس 37. الصافات 38. ص 39. الزمر 40. غافر 41. فصلت 42. الشورى 43. الزخرف 44. الدخان 45. الجاثية 46. الأحقاف 47. محمد 48. الفتح 49. الحجرات 50. ق 51. الذاريات 52. الطور 53. النجم 54. القمر 55. الرحمن 56. الواقعة 57. الحديد 58. المجادلة 59. الحشر 60. الممتحنة 61. الصف 62. الجمعة 63. المنافقون 64. التغابن 65. الطلاق 66. التحريم 67. الملك 68. القلم 69. الحاقة 70. المعارج 71. نوح 72. الجن 73. المزمل 74. المدثر 75. القيامة 76. الإنسان 77. المرسلات 78. النبأ 79. النازعات 80. عبس 81. التكوير 82. الانفطار 83. المطففين 84. الانشقاق 85. البروج 86. الطارق 87. الأعلى 88. الغاشية 89. الفجر 90. البلد 91. الشمس 92. الليل 93. الضحى 94. الشرح 95. التين 96. العلق 97. القدر 98. البينة 99. الزلزلة 100. العاديات 101. القارعة 102. التكاثر 103. العصر 104. الهمزة 105. الفيل 106. قريش 107. الماعون 108. الكوثر 109. الكافرون 110. النصر 111. المسد 112. الإخلاص 113. الفلق 114. الناس
تعداد آیات: 286

تفسير 2. البقرة آية 282
Number of verses: 286
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيم
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ ۚ وَلْيَكْتُب بَّيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ ۚ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَن يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ ۚ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا ۚ فَإِن كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ ۚ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِن رِّجَالِكُمْ ۖ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَن تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَىٰ ۚ وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا ۚ وَلَا تَسْأَمُوا أَن تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَىٰ أَجَلِهِ ۚ ذَٰلِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَىٰ أَلَّا تَرْتَابُوا ۖ إِلَّا أَن تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا ۗ وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ ۚ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ ۚ وَإِن تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ ۗ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۖ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ ۗ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ 282
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که بدهی مدّت‌داری (به خاطر وام یا داد و ستد) به یکدیگر پیدا کنید، آن را بنویسید! و باید نویسنده‌ای از روی عدالت، (سند را) در میان شما بنویسد! و کسی که قدرت بر نویسندگی دارد، نباید از نوشتن -همان طور که خدا به او تعلیم داده- خودداری کند! پس باید بنویسد، و آن کس که حق بر عهده اوست، باید املا کند، و از خدا که پروردگار اوست بپرهیزد، و چیزی را فروگذار ننماید! و اگر کسی که حق بر ذمه اوست، سفیه (یا از نظر عقل) ضعیف (و مجنون) است، یا (به خاطر لال بودن،) توانایی بر املاکردن ندارد، باید ولیّ او (به جای او،) با رعایت عدالت، املا کند! و دو نفر از مردان (عادل) خود را (بر این حقّ) شاهد بگیرید! و اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن، از کسانی که مورد رضایت و اطمینان شما هستند، انتخاب کنید! (و این دو زن، باید با هم شاهد قرار گیرند،) تا اگر یکی انحرافی یافت، دیگری به او یادآوری کند. و شهود نباید به هنگامی که آنها را (برای شهادت) دعوت می‌کنند، خودداری نمایند! و از نوشتن (بدهیِ خود،) چه کوچک باشد یا بزرگ، ملول نشوید (هر چه باشد بنویسید)! این، در نزد خدا به عدالت نزدیکتر، و برای شهادت مستقیم تر، و برای جلوگیری از تردید و شک (و نزاع و گفتگو) بهتر می‌باشد؛ مگر اینکه داد و ستد نقدی باشد که بین خود، دست به دست می‌کنید. در این صورت، گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید. ولی هنگامی که خرید و فروش (نقدی) می‌کنید، شاهد بگیرید! و نباید به نویسنده و شاهد، (به خاطر حقگویی،) زیانی برسد (و تحت فشار قرار گیرند)! و اگر چنین کنید، از فرمان پروردگار خارج شده‌اید. از خدا بپرهیزید! و خداوند به شما تعلیم می‌دهد؛ خداوند به همه چیز داناست.

ترجمه
اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! هنگامى كه بدهى مدّت دارى (بر اثر وام یا معامله) به یكدیگر پیدا مى‏كنید، آنرا بنویسید. و باید نویسنده‏اى در میان شما به عدالت (سند را) بنویسد. كسى كه قدرت بر نویسندگى دارد، نباید از نوشتن خوددارى كند، همانطور كه خدا به او تعلیم داده است. پس باید او بنویسد و آن كس كه حقّ بر ذمّه او (بدهكار) است املا كند و از خدایى كه پرورگار اوست بپرهیزد و چیزى از آن فروگذار ننماید. و اگر كسى كه حقّ بر ذمّه اوست، سفیه یا (از نظر عقل) ضعیف و یا (به جهت لال بودن) توانایى بر املا كردن ندارد، باید ولىّ او (بجاى او) با رعایت عدالت (مدّت و مقدار بدهى را) املا كند و دو نفر از مردان را (بر این حقّ) شاهد بگیرد و اگر دو مرد نبودند، یك مرد و دو زن از گواهان، از كسانى كه مورد رضایت و اطمینان شما هستند (انتخاب كنید) تا اگر یكى از آنان فراموش كرد، دیگرى به او یادآورى كند. و شهود نباید به هنگامى كه آنها را (براى اداى شهادت) دعوت مى‏كنند خوددارى نمایند. و از نوشتن (بدهى‏هاى) كوچك یا بزرگِ مدّت‏دار، ملول نشوید (هر چه باشد بنویسید،) این در نزد خدا به عدالت نزدیكتر و براى اداى شهادت استوارتر و براى جلوگیرى از شك و تردید بهتر مى‏باشد، مگر اینكه تجارت و داد و ستد نقدى باشد كه در میان خود دست به دست مى‏كنید كه ایرادى بر شما نیست كه آنرا ننویسید. و هنگامى كه خرید و فروش (نقدى) مى‏كنید، (باز هم) شاهد بگیرید و نباید به نویسنده و شاهد (به خاطر حقّگویى) زیانى برسد (و تحت فشار قرار گیرد) و اگر چنین كنید از فرمان خداوند خارج شده‏اید و از خدا بپرهیزید و خداوند (راه درست زندگى را) به شما تعلیم مى‏دهد وخداوند به هر چیزى داناست.

نکته ها
بزرگترین آیه‏ى قرآن، این آیه است كه درباره‏ى مسائل حقوقى ونحوه‏ى تنظیم اسناد تجارى مى‏باشد. این آیه نشانه‏ى دقّت نظر وجامعیّت اسلام است كه در دوره جاهلیّت و در میان مردمى عقب افتاده، دقیق‏ترین مسائل حقوقى را طرح كرده است.
كلمه «تداینتم» از «دَین» به معناى بدهى، شامل هرگونه معامله غیر نقدى، وام و خرید سَلَف مى‏شود.
در حدیث آمده است: اگر كسى در معامله سند و شاهد نگیرد و مالش در معرض تلف قرار گیرد، هرچه دعا كند، خداوند مستجاب نمى‏كند و مى‏فرماید: چرا به سفارشات من عمل نكردى؟! [771]
اگر دقّت در حفظ حقوق فردى ضرورى است، حفظ بیت‏المال بمراتب ضرورى‏تر است!
تنظیم سند، حتّى در معاملات نقدى مفید است، ولى ضرورت آن به اندازه‏ى معاملات نسیه نیست. چون در معاملات موعددار، ممكن است طرفهاى معامله ویا شاهدان از دنیا بروند یا فراموش كنند، بنابراین لازم است نوشته هم بشود.
از فرمان نوشتن، معلوم مى‏شود كه اسناد تنظیم شده‏اى كه همراه با گواهى عادل باشد، قابل استشهاد است.
از این آیه استفاده مى‏شود كه جامعه اسلامى باید یكدیگر را در حفظ حقوق حمایت كنند. زیرا هر معامله‏اى، نیاز به كاتب و چند شاهد دارد.
در زمانى كه در تمام جزیرة العرب به گفته مورخان، 17 باسواد بیشتر نبوده، این همه سخن از نوشتن، نشانه‏ى توجّه اسلام به علم وحفظ حقوق است.


771) كنزالدقائق، ج‏2، ص‏467.

پيام ها
1- ایمان، بستر ومقدّمه عمل به احكام، وخطاب؛ «یا ایّها الّذین آمنوا» تشویقى براى عمل به احكام است.
2- مدّت بدهكارى، باید روشن باشد. «الى اجل مسمّى»
3- براى حفظ اعتماد و خوش‏بینى به همدیگر و آرامش روحى طرفین و جلوگیرى از فراموشى، انكار و سوءظنّ، باید بدهى‏ها نوشته شود. «فاكتبوه»
4- براى اطمینان و حفظ قرارداد از دخل وتصرّف احتمالى طرفین، سند باید با حضور طرفین وتوسط شخص سوّمى نوشته شود. «ولیكتب بینكم كاتب»
5 - نویسنده‏ى قرار داد، حقّ را در نظر گرفته و عین واقع را بنویسد. «بالعدل» شرط گزینش نویسنده‏ى اسناد، داشتن عدالت در قلم است.
6- به شكرانه سواد و علمى كه خداوند به ما داده است، كارگشایى كنیم. «ولا یأب كاتب ان یكتب كما علّمه اللّه»
7- اهل هر فن وحرفه‏اى مسئولیّت ویژه دارد، كسى كه قلم دارد باید براى مردم بنویسد. «ولا یأب كاتب ان یكتب»
8 - باید بدهكار كه حقّ بر ذمّه اوست، متن قرار داد را بگوید و كاتب بنویسد، نه آنچه را بستانكار ادعا نماید. «و لیملِل الّذى علیه الحقّ»
9- اقرار انسان علیه خودش، قابل قبول است. «فلیملل الذى علیه الحقّ»
10- بدهكار، هنگام املاى قرارداد باید خدا را در نظر بگیرد و چیزى را فروگذار نكند و تمام خصوصیّات بدهى را بگوید. «ولیتّق اللّه ربّه»
11- تدوین قانون باید به گونه‏اى باشد كه حقّ ناتوان ضایع نشود. اگر بدهكار، سفیه یا ضعیف و ناتوان و یا گنگ و لال بود، سرپرست و ولىّ او متن قرارداد را بگوید و كاتب بنویسد. «فان كان الذى علیه الحقّ سفیهاً او ضعیفاً... فلیملل ولیّه»
12- سفیهان وناتوانان در مناسبات اجتماعى، نیازمند ولىّ هستند. «فلیملل ولیّه»
13- توجّه به حقوق طبقه محروم و اقشار ضعیف، از سوى مسئولان وسرپرستان لازم است. «فلیملل» صیغه امر نشانه لزوم این كار است.
14- مردان، در گواه شدن وگواهى دادن بر زنان مقدّم مى‏باشند. «شهیدین من رجالكم»
15- گواهان باید عادل ومورد اطمینان و رضایت طرفین باشند. «ممن ترضون»
16- هر كدام از مردها به تنهایى مى‏توانند شاهد باشند، ولى اگر شاهد یك مرد و دو زن بود، آن دو زن به اتفاق هم اداى شهادت كنند. تا اگر یكى لغزش یا اشتباه كرد، نفر دوّم یادآورى كند. «فتذكّر احدیهما»
دو زن به جاى یك مرد در گواهى، یا به خاطر روحیّه‏ى ظریف و عاطفى آنهاست و یا به جهت آن است كه معمولاً زنان در مسائل بازار و اقتصاد حضور فعّال ندارندو آشنایى آنها با نحوه‏ى معاملات كمتر است.
17- اگر براى شاهد گرفتن از شما دعوت كردند، خوددارى نكنید، گرچه گواه شدن بدون دعوت واجب نیست. «ولا یأب الشهداء اذا ما دعوا»
18- مبلغ قرارداد مهم نیست، حفظ اطمینان و حقّ‏الناس مهم است. «ولاتسأموا ان تكتبوه صغیراً او كبیراً»
19- ثبتِ سند به صورت دقیق و عادلانه سه فایده دارد:
الف: ضامن اجراى عدالت است. «اقسط»
ب: موجب جرأت گواهان بر شهادت دادن است. «اقوَم»
ج: مانع ایجاد بدبینى در جامعه است. «ادنى‏ ألاّ ترتابوا»
20- اگر فایده واسرار احكام براى مردم گفته شود، پذیرفتن آن آسان مى‏شود. «ذلكم اقسط...»
21- معطل شدن امروز براى نوشتن قرارداد، بهتر از فتنه و اختلاف فرداست. «ادنى الا ترتابوا»
22- در معاملات نقدى، لزومى به نوشتن نیست. «اِلاّ أن تكون تجارة حاضرة»
23- در معاملات نقدى، اگرچه نوشتن لازم نیست، ولى شاهد بگیرید. «فلیس علیكم جناح ألاّ تكتبوها واشهدوا اذا تبایعتم»
24- كاتب و شاهد در امان هستند و نباید به خاطر حقّ نوشتن و حقّ گفتن مورد آزار و اذیّت یكى از طرفین قرار گیرند. «لایضارّ كاتب ولاشهید»
25- اگر اداى شهادت و یا نوشتن قرارداد، نیازمند زمان یا تحمّل زحمتى بود، باید شاهد و كاتب به نحوى تأمین مالى شوند وگرنه هر دو ضرر خواهند كرد. «ولا یضارّ كاتب ولا شهید»
26- كاتب وشاهد حقّ ندارند سند را به گونه‏اى تنظیم كنند كه به یكى از طرفین ضررى وارد شود. «لایضارّ كاتب ولاشهید»
27- هرگونه خدشه در سند، از هركس كه باشد، فسق و گناه است.«فانّه فسوق»
28- كاتب و شاهد، مرزبان حقوق مردم هستند و شكستن مرزها همان خروج از مرز وفسق است.«فانّه فسوق»
29- قلب پاك و با تقوى، همچون آینه علوم و حقایق را مى‏گیرد. «واتقواللّه و یعلّمكم اللّه»
30- خداوند تمام نیازهاى مادّى و معنوى شما را مى‏داند و بر اساس آن، احكام و قوانین را براى شما بیان مى‏كند. قانون گذار باید آگاهى عمیق و گسترده داشته باشد. «واللّه بكل شى‏ء علیم»

Copyright 2015 almubin.com