1. الفاتحة 2. البقرة 3. آل عمران 4. النساء 5. المائدة 6. الأنعام 7. الأعراف 8. الأنفال 9. التوبة 10. يونس 11. هود 12. يوسف 13. الرعد 14. إبراهيم 15. الحجر 16. النحل 17. الإسراء 18. الكهف 19. مريم 20. طه 21. الأنبياء 22. الحج 23. المؤمنون 24. النور 25. الفرقان 26. الشعراء 27. النمل 28. القصص 29. العنكبوت 30. الروم 31. لقمان 32. السجدة 33. الأحزاب 34. سبأ 35. فاطر 36. يس 37. الصافات 38. ص 39. الزمر 40. غافر 41. فصلت 42. الشورى 43. الزخرف 44. الدخان 45. الجاثية 46. الأحقاف 47. محمد 48. الفتح 49. الحجرات 50. ق 51. الذاريات 52. الطور 53. النجم 54. القمر 55. الرحمن 56. الواقعة 57. الحديد 58. المجادلة 59. الحشر 60. الممتحنة 61. الصف 62. الجمعة 63. المنافقون 64. التغابن 65. الطلاق 66. التحريم 67. الملك 68. القلم 69. الحاقة 70. المعارج 71. نوح 72. الجن 73. المزمل 74. المدثر 75. القيامة 76. الإنسان 77. المرسلات 78. النبأ 79. النازعات 80. عبس 81. التكوير 82. الانفطار 83. المطففين 84. الانشقاق 85. البروج 86. الطارق 87. الأعلى 88. الغاشية 89. الفجر 90. البلد 91. الشمس 92. الليل 93. الضحى 94. الشرح 95. التين 96. العلق 97. القدر 98. البينة 99. الزلزلة 100. العاديات 101. القارعة 102. التكاثر 103. العصر 104. الهمزة 105. الفيل 106. قريش 107. الماعون 108. الكوثر 109. الكافرون 110. النصر 111. المسد 112. الإخلاص 113. الفلق 114. الناس
تعداد آیات: 200

تفسير 3. آل عمران آية 195
Number of verses: 200
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيم
فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَىٰ ۖ بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ ۖ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِّنْ عِندِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ 195
خداوند، درخواست آنها را پذیرفت؛ (و فرمود:) من عمل هیچ عمل‌کننده‌ای از شما را، زن باشد یا مرد، ضایع نخواهم کرد؛ شما همنوعید، و از جنس یکدیگر! آنها که در راه خدا هجرت کردند، و از خانه‌های خود بیرون رانده شدند و در راه من آزار دیدند، و جنگ کردند و کشته شدند، بیقین گناهانشان را می‌بخشم؛ و آنها را در باغهای بهشتی، که از زیر درختانش نهرها جاری است، وارد می‌کنم. این پاداشی است از طرف خداوند؛ و بهترین پاداشها نزد پروردگار است.

ترجمه
پس پروردگارشان دعاى آنان را مستجاب كرد (و فرمود:) كه من عمل هیچ صاحب عملى از شما را، خواه مرد یا زن، (گرچه) همه از یكدیگرید، تباه نمى‏كنم (وبى‏پاداش نمى‏گذارم). پس كسانى كه هجرت كرده واز خانه‏هایشان رانده شده و در راه من آزار و اذیّت دیده، جنگیده و كشته شدند، قطعاً من لغزش‏هایشان را مى‏پوشانم و در باغ‏هایى كه نهرها از زیرشان جارى است، واردشان مى‏كنم. (این) پاداشى است از طرف خدا، و پاداش نیكو تنها نزد خداست.

پيام ها
1- دعاى قلبى، استجابت قطعى دارد. دعایى كه همراه با یاد دائمى خدا؛ «یَذكرون» فكر؛ «یتفكّرون» و ستایش خدا باشد، «سبحانك» قطعاً مستجاب مى‏شود. «فاستجاب لهم ربّهم»
2- دعاى اهل فكر و ذكر، سریعاً مستجاب مى‏شود. «فاستجاب»
3- استجابت دعا، جلوه‏اى از ربوبیّت الهى است. «فاستجاب لهم ربّهم»
4- در جهان‏بینى الهى، هیچ عملى بدون پاداش نیست. «لا اُضیع عمل عاملٍ»
5 - دعائى مستجاب مى‏شود كه همراه با عمل و تلاش دعا كننده باشد، گرچه خود دعا نیز نوعى عمل است. «فاستجاب لهم... لااضیع عمل عاملٍ»
6- عمل و عامل هر دو مورد توجّهند. حُسن فعلى و حُسن فاعلى هر دو مدّ نظر هستند. «لا اُضیع عمل عامل»
7- پاداش عمل تنها به مؤمنان داده مى‏شود، چرا كه اعمال كفّار حبط مى‏گردد. «عمل عامل منكم»
8 - در بینش الهى، مرد و زن در رسیدن به مقام والاى انسانى برابر هستند. «من ذكرٍ او اُنثى»
9- جنس مرد برتر از زن نیست. «من ذكر او اُنثى بعضكم من بعض»
10- در جامعه اسلامى، همه‏ى مسلمانان از یكدیگرند. «بعضكم من بعض»
11- تا گناهان وعیوب محو نشود، كسى وارد بهشت نمى‏شود. «لاكفّرن... لادخلّنهم»
12- هجرت، جهاد، تبعید و متحمّل آزار شدن در راه خدا؛ وسایل عفو خداوند هستند. «هاجروا، اخرجوا من دیارهم و... لاكفّرن عنهم...»
13- علاقه به وطن، یك حقّ پذیرفته شده قرآنى است و گرفتن این حق، ظلم است. «اخرجوا من دیارهم»
14- در پیمودن راه خدا؛ هجرت، تبعید، شكنجه و جهاد و شهادت لازم است. «فى سبیلى»
15- گرچه شهادت بالاترین مرتبه است، ولى مقاومت در برابر آزار و اذیّت‏هاى دشمن، نیاز به صبر بیشترى دارد، لذا كلمه‏ى «فى سبیلى» در كنار «اوذوا» آمده است. آرى، جانبازان معلولین جبهه، بیش از شهدا باید صبر و تحمّل كنند.
16- به خاطر بعضى لغزشها، افراد را طرد نكنیم. در این آیه، خردمندانى كه حتّى از اولیاى خدا و اهل بهشتند، سابقه‏اى از لغزش دارند، ولى خداوند آنها را مى‏پوشاند. «لاُكفرنّ»
17- عنایت و توجّه مخصوص خداوند، براى خردمندان مؤمن است. «لااُضیع... لاُكفرنّ... لاُدخلنّ...» همه‏ى این فعلها به صیغه متكلم وحده آمده است. به علاوه كلمه‏ى «ربّهم» نشانه‏ى عنایت خاص خداوند به اولوا الالباب است.
18- در وعده‏هاى خداوند، ذرّه‏اى شك و تردید نكنید. تمام وعده‏ها با تأكید بیان شده است. «انّى... لاُكفّرنّ... لاُدخلنّ»
19- هر پاداشى ممكن است با تغییر مكان و زمان ارزش خود را از دست بدهد، اما پاداش‏هاى الهى مطابق فطرت و خلقت انسان است و هرگز از ارزش آن كاسته نمى‏شود. «جنات تجرى من ...»
20- نهرهاى بهشت، هم از پاى درختان آن جارى است؛ «جنات تجرى من تحتها» و هم از زیر جایگاه مسكونى بهشتیان. «من تحتهم»
21- مغفرت و بهشت، ثوابى عمومى است، ولى آن ثوابى كه در شأن لطف خدا و مؤمنان است، ثواب دیگرى است كه فقط نزد خداست و ما از آن خبر نداریم. «واللّه عنده حسن الثواب»
22- پاداش‏هاى الهى براى مردم به طور كامل قابل وصف نیست، همین اندازه بدانیم كه از هر پاداشى بهتر است. «واللّه عنده حسن الثّواب»
23- پاداش‏هاى الهى، همراه با انواع كرامت‏هاست. «واللّه عنده حسن الثواب»

Copyright 2015 almubin.com