1. الفاتحة 2. البقرة 3. آل عمران 4. النساء 5. المائدة 6. الأنعام 7. الأعراف 8. الأنفال 9. التوبة 10. يونس 11. هود 12. يوسف 13. الرعد 14. إبراهيم 15. الحجر 16. النحل 17. الإسراء 18. الكهف 19. مريم 20. طه 21. الأنبياء 22. الحج 23. المؤمنون 24. النور 25. الفرقان 26. الشعراء 27. النمل 28. القصص 29. العنكبوت 30. الروم 31. لقمان 32. السجدة 33. الأحزاب 34. سبأ 35. فاطر 36. يس 37. الصافات 38. ص 39. الزمر 40. غافر 41. فصلت 42. الشورى 43. الزخرف 44. الدخان 45. الجاثية 46. الأحقاف 47. محمد 48. الفتح 49. الحجرات 50. ق 51. الذاريات 52. الطور 53. النجم 54. القمر 55. الرحمن 56. الواقعة 57. الحديد 58. المجادلة 59. الحشر 60. الممتحنة 61. الصف 62. الجمعة 63. المنافقون 64. التغابن 65. الطلاق 66. التحريم 67. الملك 68. القلم 69. الحاقة 70. المعارج 71. نوح 72. الجن 73. المزمل 74. المدثر 75. القيامة 76. الإنسان 77. المرسلات 78. النبأ 79. النازعات 80. عبس 81. التكوير 82. الانفطار 83. المطففين 84. الانشقاق 85. البروج 86. الطارق 87. الأعلى 88. الغاشية 89. الفجر 90. البلد 91. الشمس 92. الليل 93. الضحى 94. الشرح 95. التين 96. العلق 97. القدر 98. البينة 99. الزلزلة 100. العاديات 101. القارعة 102. التكاثر 103. العصر 104. الهمزة 105. الفيل 106. قريش 107. الماعون 108. الكوثر 109. الكافرون 110. النصر 111. المسد 112. الإخلاص 113. الفلق 114. الناس
تعداد آیات: 49

تفسير 52. الطور آية 23
Number of verses: 49
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيم
يَتَنَازَعُونَ فِيهَا كَأْسًا لَّا لَغْوٌ فِيهَا وَلَا تَأْثِيمٌ 23
آنها در بهشت جامهای پر از شراب طهور را که نه بیهوده‌گویی در آن است و نه گناه، از یکدیگر می‌گیرند!

ترجمه
آنان در بهشت، جامى پرشراب را(دوستانه از هم مى‏گیرند و) دست به دست دهند كه در (نوشیدن) آن نه بیهوده‏گویى است و نه گنهكارى.
و پیوسته (براى خدمت آنان)، نوجوانانى همچون مروارید در صدف، برگرد آنان مى‏چرخند.
و بعضى بهشتیان رو به دیگرى نموده و از یكدیگر سؤال مى‏كنند (كه رمز این همه كامیابى در اینجا چیست)؟
 گویند: ما پیش از این (در دنیا) نسبت به خانواده خویش خیرخواه بودیم (وآنان را از عذاب الهى هشدار مى‏دادیم).
پس خداوند بر ما منّت نهاد و ما را از عذاب سوزان حفظ كرد.
زیرا ما پیش از این همواره او را مى‏خواندیم، همانا اوست نیكوكار مهربان.

نکته ها
«كأس»، جام پُر و «قَدح»، جام خالى است. كلمه «مشفق» اگر با حرف (مِن) بیاید، به معناى ترس و نگرانى و اگر با حرف (فى) بیاید به معناى توجّه و عنایت است.
«یتنازعون» به معناى گرفتن جام از دست یكدیگر با شوخى و محبت است، نظیر آنچه در شب‏هاى عروسى میان دوستان واقع مى‏شود.
شراب دنیوى، عقل انسان را زایل مى‏كند و او را به یاوه‏گویى و بیهوده‏گویى مى‏كشاند، علاوه بر آنكه موجب تحریك قواى جنسى گشته و انسان را به گناه سوق مى‏دهد. لذا قرآن مى‏فرماید: بهشتیان، جام‏هایى بجز شراب را به یكدیگر تعارف مى‏كنند كه نه موجب بیهوده‏گویى مى‏شود و نه گناه، بلكه به تعبیر قرآن «شراباً طهوراً»(22) است.
در قرآن دو بار عبارت «لؤلؤ مكنون» آمده است: یكبار درباره همسران بهشتى(23) و یكبار درباره خادمان بهشتى(24).
«سموم» به باد داغ و سوزانى گفته مى‏شود كه همچون سمّ در اجزاى بدن تأثیر مى‏گذارد. در حدیث مى‏خوانیم: اگر روزنه‏اى به اندازه سرانگشت از آن باد به روى اهل زمین باز شود، زمین و هر كه را روى آن است مى‏سوزاند.(25)
رسول اكرم‏صلى الله علیه وآله به امیرالمؤمنان‏علیه السلام فرمودند: نوجوانان زیبایى كه خادم بهشتیان هستند، فرزندان كفّار و مشركانند كه نه مجرم هستند تا به دوزخ برده شوند و نه نیكوكارند كه از نعمت‏هاى بهشتى متنعّم شوند، این افراد به صورت خدمت‏گزارانى در بهشت در مى‏آیند.(26)


22) انسان، 21.
23) واقعه، 23.
24) طور، 24.
25) تفسیر درّالمنثور.
26) بحار، ج 5، ص 291.

پيام ها
 1- تفریحى رواست كه به دور از لغو وگناه باشد. «یتنازعون... لا لغو... و لاتأثیم»
 2- با این‏كه در بهشت، نهرها از شیر و عسل و شراب و آب جارى است، بهشتیان با ظروف خاصى پذیرایى مى‏شوند، زیرا ظروف مناسب، لذّت نوشیدن را زیاد مى‏كند. «كأساً»
 3- در بهشت هیچ امر بیهوده، لهو و گناهى راه ندارد. «لا لغو فیها ولا تأثیم»
 4- هر حركتى كه در آن بیهودگى و گناه نباشد، جایز است. «لا لغو فیها ولا تأثیم»
 5 - خادمان بهشتى، عاشقانه و پروانه‏وار پذیرایى مى‏كنند. «یطوف...»
 6- خدمتكاران بهشتى، عاریه و قرضى نیستند، خادمان ویژه‏اند. «غلمان لهم»
 7- زیبایى مسئولان پذیرایى بهشت، خود نعمتى دیگر است. «كانهم لؤلؤ مكنون»
 8 - پوشش براى چیزهاى زیبا و قیمتى، یك ارزش است. «لؤلؤ مكنون»
 9- از لذّت‏هاى بهشت، گفتگوى بهشتیان با یكدیگر است. «واقبل بعضهم على بعض یتسائلون»
 10- كلید بهشت را باید در دنیا جست. «كنّا قبل فى أهلنا»
 11- دلسوزى و شفقت به خصوص در مورد خانواده، كلید بهشت است. «فى أهلنا مشفقین»
 12- انسان باید نسبت به خانواده خود، توجّه و تعهّد و دغدغه و سوز داشته باشد. «فى أهلنا مشفقین»
 13- بهشتیان، بهشت را امتنان الهى مى‏دانند، نه پاداش عمل خود. «فمنّ اللّه علینا»
 14- به سراغ كسى باید رفت و كسى را باید خواند كه سرچشمه نیكى و رحمت است. «ندعوه انه هو البّر الرحیم»
 15- جز خداوند سرچشمه‏اى براى نیكى و رحمت نیست. «انه هو البرّ الرحیم» (كلمه «هو» نشانه انحصار نیكى و رحمت در اوست)
 16- نیكى خداوند برخاسته از رحمت اوست، (نه براى جلب منفعت یا راحتى وجدان یا برآوردن توقّع دیگران). «البرّ الرحیم»
 17- راه‏یابى متقین به بهشت و نجات از عذاب دوزخ، جلوه‏اى از نیكى و رحمت خداوند است. «فمنّ اللّه علینا و وقانا عذاب السموم... انه هو البرّ الرحیم»

Copyright 2015 almubin.com