1. الفاتحة 2. البقرة 3. آل عمران 4. النساء 5. المائدة 6. الأنعام 7. الأعراف 8. الأنفال 9. التوبة 10. يونس 11. هود 12. يوسف 13. الرعد 14. إبراهيم 15. الحجر 16. النحل 17. الإسراء 18. الكهف 19. مريم 20. طه 21. الأنبياء 22. الحج 23. المؤمنون 24. النور 25. الفرقان 26. الشعراء 27. النمل 28. القصص 29. العنكبوت 30. الروم 31. لقمان 32. السجدة 33. الأحزاب 34. سبأ 35. فاطر 36. يس 37. الصافات 38. ص 39. الزمر 40. غافر 41. فصلت 42. الشورى 43. الزخرف 44. الدخان 45. الجاثية 46. الأحقاف 47. محمد 48. الفتح 49. الحجرات 50. ق 51. الذاريات 52. الطور 53. النجم 54. القمر 55. الرحمن 56. الواقعة 57. الحديد 58. المجادلة 59. الحشر 60. الممتحنة 61. الصف 62. الجمعة 63. المنافقون 64. التغابن 65. الطلاق 66. التحريم 67. الملك 68. القلم 69. الحاقة 70. المعارج 71. نوح 72. الجن 73. المزمل 74. المدثر 75. القيامة 76. الإنسان 77. المرسلات 78. النبأ 79. النازعات 80. عبس 81. التكوير 82. الانفطار 83. المطففين 84. الانشقاق 85. البروج 86. الطارق 87. الأعلى 88. الغاشية 89. الفجر 90. البلد 91. الشمس 92. الليل 93. الضحى 94. الشرح 95. التين 96. العلق 97. القدر 98. البينة 99. الزلزلة 100. العاديات 101. القارعة 102. التكاثر 103. العصر 104. الهمزة 105. الفيل 106. قريش 107. الماعون 108. الكوثر 109. الكافرون 110. النصر 111. المسد 112. الإخلاص 113. الفلق 114. الناس
تعداد آیات: 49

تفسير 52. الطور آية 44
Number of verses: 49
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيم
وَإِن يَرَوْا كِسْفًا مِّنَ السَّمَاءِ سَاقِطًا يَقُولُوا سَحَابٌ مَّرْكُومٌ 44
آنها (چنان لجوجند که) اگر ببینند قطعه سنگی از آسمان (برای عذابشان) سقوط می‌کند می‌گویند: «این ابر متراکمی است!»

ترجمه
(آنان به قدرى لجوجند كه حتى) اگر ببینند پاره‏اى از آسمان فرو مى‏افتد، (باز هم ایمان نمى‏آورند و) مى‏گویند: این ابرى متراكم است (نه قهر خدا).
پس آنان را (به حال خود) واگذارشان تا آن روزشان را كه در آن گرفتار صاعقه (و قهر خدا) مى‏شوند، ببینند.
روزى كه نیرنگ و ترفندشان آنان را هیچ سود نبخشد و (از هیچ سوى) یارى نشوند.

نکته ها
«كِسف» به معناى قطعه است و مقصود از آن در این جا، فرود قطعه سنگ از آسمان به عنوان عذاب الهى است. «مَركوم» به معناى متراكم و «یُصعقون» به معناى هلاكت و بیهوشى است كه در اثر صاعقه‏ى عذاب پدید آید. این كلمه در قالب مجهول آمده كه نشانه اضطرار و ناچارى است.
اشخاص لجوج هر دم بهانه‏اى مى‏آورند. آنها از پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله درخواست سقوط قطعه‏اى از آسمان را داشتند، «فاسقط علینا كسفا...»(35) ولى اگر درخواست آنان عملى شود، باز مى‏گویند: این ابرى است متراكم. «و ان یروا... یقولوا سحاب مركوم»
امر به معروف و نهى از منكر، مراحل و محدودیّت‏هایى دارد، گاهى تذكر لازم است و گاهى اعراض و ترك. در آیه 29 خواندیم: «فذكّر» یعنى به مردم تذكّر بده! ولى در اینجا مى‏خوانیم: «فذرهم» یعنى آنان را به حال خود رها كن، زیرا دیگر ارشاد تأثیرى ندارد.


35) شعراء، 187.

پيام ها
 1- لجاجت، انسان را به تحلیل غلط وامى‏دارد. «كسفا من السّماء... یقولوا سحاب مركوم»
 2- انسانى كه بدیهیّات را انكار مى‏كند و حتّى آنچه را با چشم مى‏بیند نمى‏پذیرد، دیگر قابل هدایت نیست. «یقولوا سحاب مركوم فذرهم»
 3- همه‏ى افراد لایق ارشاد نیستند. «فذرهم»
 4- از ارشاد مردم نباید زود خسته شد. قرآن بعد از طرح چهارده سؤال و بستن همه‏ى راه‏هاى عذر و بهانه، فرمان رها كردن آنان را مى‏دهد. «أم تأمرهم... أم... أم... أم... فذرهم»
 5 - لطف خداوند به قدرى است كه حتّى در هنگام رها كردن انسان به حال خود، هشدار لازم را مى‏دهد. «فذرهم حتّى یلاقوا یومهم الّذى...»
 6- كفر و لجاجت سبب بدفرجامى است. «حتّى یلاقوا یومهم...»
 7- سنّت خدا در برابر مخالفان، شتاب وعجله نیست. «فذرهم حتّى یلاقوایومهم...»
 8 - به هنگام فرا رسیدن قهر الهى، مجرمان دیگر اختیارى از خود ندارند و باید آن را با ذلّت بپذیرند. «یصعقون»
 9- هنگام قهر الهى، نه نیرنگ درونى كارساز است و نه یاور بیرونى. «یوم لایغنى...»

Copyright 2015 almubin.com