1. الفاتحة 2. البقرة 3. آل عمران 4. النساء 5. المائدة 6. الأنعام 7. الأعراف 8. الأنفال 9. التوبة 10. يونس 11. هود 12. يوسف 13. الرعد 14. إبراهيم 15. الحجر 16. النحل 17. الإسراء 18. الكهف 19. مريم 20. طه 21. الأنبياء 22. الحج 23. المؤمنون 24. النور 25. الفرقان 26. الشعراء 27. النمل 28. القصص 29. العنكبوت 30. الروم 31. لقمان 32. السجدة 33. الأحزاب 34. سبأ 35. فاطر 36. يس 37. الصافات 38. ص 39. الزمر 40. غافر 41. فصلت 42. الشورى 43. الزخرف 44. الدخان 45. الجاثية 46. الأحقاف 47. محمد 48. الفتح 49. الحجرات 50. ق 51. الذاريات 52. الطور 53. النجم 54. القمر 55. الرحمن 56. الواقعة 57. الحديد 58. المجادلة 59. الحشر 60. الممتحنة 61. الصف 62. الجمعة 63. المنافقون 64. التغابن 65. الطلاق 66. التحريم 67. الملك 68. القلم 69. الحاقة 70. المعارج 71. نوح 72. الجن 73. المزمل 74. المدثر 75. القيامة 76. الإنسان 77. المرسلات 78. النبأ 79. النازعات 80. عبس 81. التكوير 82. الانفطار 83. المطففين 84. الانشقاق 85. البروج 86. الطارق 87. الأعلى 88. الغاشية 89. الفجر 90. البلد 91. الشمس 92. الليل 93. الضحى 94. الشرح 95. التين 96. العلق 97. القدر 98. البينة 99. الزلزلة 100. العاديات 101. القارعة 102. التكاثر 103. العصر 104. الهمزة 105. الفيل 106. قريش 107. الماعون 108. الكوثر 109. الكافرون 110. النصر 111. المسد 112. الإخلاص 113. الفلق 114. الناس
تعداد آیات: 120

تفسير 5. المائدة آية 102
Number of verses: 120
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيم
قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهَا كَافِرِينَ 102
جمعی از پیشینیان شما، از آن سئوال کردند؛ و سپس با آن به مخالفت برخاستند. (ممکن است شما هم چنین سرنوشتی پیدا کنید.)

ترجمه
اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! از امورى كه اگر برایتان آشكار شود ناراحتتان مى‏كند نپرسید، و اگر هنگام نزول قرآن از آنها سؤال كنید، برایتان روشن مى‏شود. خداوند از سؤال‏هاى نابجاى شما گذشت و خداوند آمرزنده بردبار است.
همانا (از این گونه سؤالها) گروهى از پیشینیان نیز پرسیدند (و چون طاقت عمل نداشتند) نسبت به آن منكر و كافر شدند.

نکته ها

پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله با مردم درباره‏ى حج سخن مى‏گفت. كسى پرسید: آیا حج، همه ساله واجب است یا در تمام عمر تنها یكبار؟ پیامبر پاسخ نداد. او چند بار پرسید، رسول خدا فرمود: این همه اصرار براى چیست؟ اگر بگویم هر سال، كار بر شما سخت مى‏شود، [199] تا موضوعى را مطرح نكرده‏ام، شما هم نپرسید، یكى از عوامل هلاكت امّت‏هاى گذشته سؤال‏هاى نابجاى آنان بود. [200]
گرچه آنچه را نمى‏دانیم، باید از اهلش بپرسیم، «فاسئلوا اهل الذّكر ان كنتم لاتعلمون» [201] ، امّا برخى سؤال‏هاست كه اگر جوابش روشن شود، به زیان فرد یا جامعه است، مثل سؤال از عیوب دیگران، یا اسرار نظامى.
نمونه‏ها و مصادیق
* مسئولین، بعضى از مطالبى را كه مى‏دانند، نباید در اختیار عموم بگذارند. نظیر مسائل اقتصادى مانند كمبود گندم ویا...
* صداقت خوب است، ولى صراحت، همه جا مفید نیست.
* اخبار و اطّلاعات، باید رده‏بندى و طبقه‏بندى شود. (جابرِ جُعفى، هزاران حدیث از امام باقرعلیه السلام مى‏دانست كه حقّ گفتن آن را براى همه مردم نداشت. [202])
* برخى از اخبار، نباید از رسانه‏ها و جراید، پخش شود، چون به زیان مردم است (گاهى سكوت و بیان نكردن، عاقلانه لازم است) «ان تبدلكم تسؤكم»
* معلّمان و گویندگان باید در سخن، ظرفیّت شنوندگان را حساب كنند.
* در برخى موارد، باید به شیوه‏ى تقیّه، عقاید را كتمان كرد و برخى سؤال‏ها را جواب نداد. «ان تبدلكم تسؤكم»
* انسان حقّ ندارد اسرار مردم و اسرار نظامى را فاش سازد.


199) مستدرك، ج‏8، ص‏13.
200) بحار، ج‏1، ص‏221.
201) نحل، 43.
202) معجم رجال‏الحدیث، ج‏4، ص‏22.

پيام ها

1- دانستن هر چیزى، نه لازم است، نه مفید، بلكه باید سراغ دانش‏هاى مفید رفت. «لاتسألوا» (حسّ كنجكاوى باید تعدیل شود ونباید در پى اطلاعاتى رفت كه سبب ایجاد كدورت، مشكلات واختلال نظام جامعه مى‏شود.)
2- مكلّف نساختن مردم به پاره‏اى از احكام، پرتوى از عفو و گذشت الهى است. «لاتسألوا... عفى اللَّه عنها»
3- خداوند به بندگان مهلت توبه مى‏دهد. «غفور حلیم»
4- اگر مردم ظرفیّت نداشته باشند، بیان پاره‏اى حقایق، سبب كفر آنها مى‏شود. «قد سألها قوم من قبلكم ثمّ اصبحوا بها كافرین»

Copyright 2015 almubin.com