1. الفاتحة 2. البقرة 3. آل عمران 4. النساء 5. المائدة 6. الأنعام 7. الأعراف 8. الأنفال 9. التوبة 10. يونس 11. هود 12. يوسف 13. الرعد 14. إبراهيم 15. الحجر 16. النحل 17. الإسراء 18. الكهف 19. مريم 20. طه 21. الأنبياء 22. الحج 23. المؤمنون 24. النور 25. الفرقان 26. الشعراء 27. النمل 28. القصص 29. العنكبوت 30. الروم 31. لقمان 32. السجدة 33. الأحزاب 34. سبأ 35. فاطر 36. يس 37. الصافات 38. ص 39. الزمر 40. غافر 41. فصلت 42. الشورى 43. الزخرف 44. الدخان 45. الجاثية 46. الأحقاف 47. محمد 48. الفتح 49. الحجرات 50. ق 51. الذاريات 52. الطور 53. النجم 54. القمر 55. الرحمن 56. الواقعة 57. الحديد 58. المجادلة 59. الحشر 60. الممتحنة 61. الصف 62. الجمعة 63. المنافقون 64. التغابن 65. الطلاق 66. التحريم 67. الملك 68. القلم 69. الحاقة 70. المعارج 71. نوح 72. الجن 73. المزمل 74. المدثر 75. القيامة 76. الإنسان 77. المرسلات 78. النبأ 79. النازعات 80. عبس 81. التكوير 82. الانفطار 83. المطففين 84. الانشقاق 85. البروج 86. الطارق 87. الأعلى 88. الغاشية 89. الفجر 90. البلد 91. الشمس 92. الليل 93. الضحى 94. الشرح 95. التين 96. العلق 97. القدر 98. البينة 99. الزلزلة 100. العاديات 101. القارعة 102. التكاثر 103. العصر 104. الهمزة 105. الفيل 106. قريش 107. الماعون 108. الكوثر 109. الكافرون 110. النصر 111. المسد 112. الإخلاص 113. الفلق 114. الناس
تعداد آیات: 120

تفسير 5. المائدة آية 32
Number of verses: 120
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيم
مِنْ أَجْلِ ذَٰلِكَ كَتَبْنَا عَلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا ۚ وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم بَعْدَ ذَٰلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ 32
به همین جهت، بر بنی اسرائیل مقرّر داشتیم که هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسانها را کشته؛ و هر کس، انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است. و رسولان ما، دلایل روشن برای بنی اسرائیل آوردند، اما بسیاری از آنها، پس از آن در روی زمین، تعدّی و اسراف کردند.

ترجمه
به همین جهت، بر بنى‏اسرائیل نوشتیم كه هر كس انسانى را جز به قصاص یا به كیفر فساد در زمین بكشد پس چنان است كه گویى همه‏ى مردم را كشته است، و هر كه انسانى را زنده كند (و از مرگ یا انحراف نجات دهد) گویا همه‏ى مردم را زنده كرده است و البتّه رسولان ما دلایل روشنى را براى مردم آوردند، امّا (با این همه) بسیارى از مردم بعد از آن (پیام انبیا) در روى زمین اسرافكار شدند.

نکته ها
در این آیه از كشتن یك نفر به منزله‏ى كشتن همه مردم مطرح شده است. براى توضیح این حقیقت چند بیان و معنا مى‏توان عرضه كرد:
الف: قتل یك نفر، كیفرى همچون قتل همه مردم را دارد.
ب: حرمت قتل یك نفر نزد خداوند، به منزله قتل همه‏ى مردم نزد شماست.
ج: قتل یك نفر، بى‏اعتنایى به مقام انسانیّت است.
ه : قتل یك نفر، سلب امنیّت از همه‏ى مردم است.
و: چون انسان‏ها به منزله‏ى اعضاى یك پیكرند، پس قتل یكى قتل همه است.
ز: جایگاه دوزخى قاتل یك نفر، جایگاه كسى است كه قاتل همه باشد. [71]
ح: قتل یك نفر، زمینه‏ساز قتل همه است.
ط: یك انسان مى‏تواند سرچشمه‏ى یك نسل باشد، پس قتل او به منزله‏ى قتل یك نسل است. (به نظر مى‏رسد این احتمال بهتر است)
در روایات مى‏خوانیم: فانى‏شدن تمام دنیا نزد خداوند، از كشتن یك‏مؤمن آسان‏تر است. [72]
امام صادق‏علیه السلام فرمودند: كسى كه در موضعى كه آب یافت نمى‏شود، تشنه‏اى را سیراب كند، مانند كسى است كه نفسى را زنده كرده باشد. [73]
طبق آیات و روایات، هدایت وارشاد مردم به راه حقّ، نوعى احیا مى‏باشد و گمراه كردن مردم، نوعى قتل است. سوره انفال، آیه 24، دعوت پیامبر را مایه‏ى حیات مردم مى‏خواند: «دعاكم لما یحییكم».
امام صادق‏علیه السلام نیز فرمودند: «مَن اخرجها من ضلال الى هدى فكانّما أحیاها ومن اخرجها من هدى الى الضلال فقد قتلها» هركس نفس منحرفى را هدایت كند او را زنده كرده و هر كس دیگرى را منحرف كند او را كشته است. [74]
امام صادق‏علیه السلام فرمودند: «نجاها من غرق او حرق او سَبُع او عدوّ» مراد از احیاى نفس، نجات گرفتاران از غرق وآتش سوزى ودرّنده یا دشمن است. [75] و در روایت دیگر آنمده است: كسى كه به گرسنه‏اى غذا ندهد، به منزله‏ى كشتن اوست وغذا دادن، به منزله‏ى زنده كردن اوست. [76]
امام باقرعلیه السلام فرمود: مسرفان همان كسانى هستند كه حرام‏ها را حلال مى‏شمرند و خون‏ها را مى‏ریزند. [77]


71) كافى، ج‏7، ص‏271.
72) بحار، ج‏10، ص‏382. این حدیث را در شب جمعه آخر ماه رمضان 1379 مى‏نویسم كه روز جمعه‏اش روز قدس است و در حالى كه تلویزیون‏هاى دنیا صحنه‏هاى دلخراشى از كشتن مسلمانان بى‏پناه فلسطین را به دست صهیونیست‏ها نشان مى‏دهند.
73) مكارم‏الاخلاق، ص‏135.
74) كافى، ج‏2، ص‏210.
75) تفسیر برهان.
76) كافى، ج‏2، ص‏204.
77) تفسیر نورالثقلین.

پيام ها
1- گاهى حوادث تاریخى، عامل صدور فرمان‏هاى الهى است. «من أجل ذلك»
2- انسان‏ها و سرنوشتشان در طول تاریخ به هم پیوند دارند. «من أجل ذلك كتبنا على بنى اسرائیل»
3- احكام الهى حكمت دارد وگزاف نیست. «من اجل ذلك»
4- براى جلوگیرى از سنگدلى وپرهیز از تكرار حادثه، كیفر ومجازات لازم است. «من اجل ذلك كتبنا»
5 - جان همه‏ى انسان‏ها از هر نژاد و منطقه كه باشند، محترم است. «نفساً»
6- اعدام مفسد، در قانون بنى‏اسرائیل نیز بوده است. «كتبنا على بنى‏اسرائیل انّه من قتل نفساً بغیر نفس او فساد فى الارض»
7- خودكشى و سقط جنین، از نمونه‏هاى «قتل نفس» و حرام است. «من قتل نفساً...»
8 - جان كسى كه در زمین فساد مى‏كند یا براى جان مردم ارزشى قائل نیست و آنان را به قتل مى‏رساند، بى‏ارزش است و باید از بین برود. «بغیر نفس او فساد»
9- كشتن انسان در دو مورد جایز است:
الف: به عنوان قصاصِ قاتل. «بغیر نفس»
ب: براى از بین بردن مفسد. «او فساد»
10- ارزش عمل مربوط به انگیزه و هدف است. كشتن یك نفربه قصد تجاوز، به قتل رساندن یك جامعه است؛ «فكانّما قتل النّاس جمیعاً» امّا كشتن به عنوان قصاص، حیات جامعه است. «ولكم فى القصاص حیوة» [78]
11- تجاوز به حقوق یك فرد، تهدید امنیّت جامعه است. «فكانّما قتل النّاس جمیعاً» آنان كه كارشان نجات جان انسان‏هاست، مانند پزشكان، پرستاران، مأموران آتش‏نشانى، امدادگران، داروسازان و... باید قدر خود وارزش كار خویش را بدانند. «فكانّما قتل النّاس جمیعاً»
12- نشان جامعه‏ى زنده، امداد رسانى به گرفتاران و نجات جانهاست. «من أحیاها فكأنّما أحیى النّاس جمیعاً»
13- عدم ایمان وعمل مردم به گفتار رسولان، در طول تاریخ بوده است. «و لقد جائتهم رسلنا بالبیّنات ثمّ انّ كثیراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون»
14- انسان مختار است، با آمدن پیامبران هم مى‏تواند راه خلاف برود. «و لقد جائتهم رسلنا بالبیّنات... بعد ذلك فى الارض لمسرفون»


78) بقره، 179.

Copyright 2015 almubin.com