1. الفاتحة 2. البقرة 3. آل عمران 4. النساء 5. المائدة 6. الأنعام 7. الأعراف 8. الأنفال 9. التوبة 10. يونس 11. هود 12. يوسف 13. الرعد 14. إبراهيم 15. الحجر 16. النحل 17. الإسراء 18. الكهف 19. مريم 20. طه 21. الأنبياء 22. الحج 23. المؤمنون 24. النور 25. الفرقان 26. الشعراء 27. النمل 28. القصص 29. العنكبوت 30. الروم 31. لقمان 32. السجدة 33. الأحزاب 34. سبأ 35. فاطر 36. يس 37. الصافات 38. ص 39. الزمر 40. غافر 41. فصلت 42. الشورى 43. الزخرف 44. الدخان 45. الجاثية 46. الأحقاف 47. محمد 48. الفتح 49. الحجرات 50. ق 51. الذاريات 52. الطور 53. النجم 54. القمر 55. الرحمن 56. الواقعة 57. الحديد 58. المجادلة 59. الحشر 60. الممتحنة 61. الصف 62. الجمعة 63. المنافقون 64. التغابن 65. الطلاق 66. التحريم 67. الملك 68. القلم 69. الحاقة 70. المعارج 71. نوح 72. الجن 73. المزمل 74. المدثر 75. القيامة 76. الإنسان 77. المرسلات 78. النبأ 79. النازعات 80. عبس 81. التكوير 82. الانفطار 83. المطففين 84. الانشقاق 85. البروج 86. الطارق 87. الأعلى 88. الغاشية 89. الفجر 90. البلد 91. الشمس 92. الليل 93. الضحى 94. الشرح 95. التين 96. العلق 97. القدر 98. البينة 99. الزلزلة 100. العاديات 101. القارعة 102. التكاثر 103. العصر 104. الهمزة 105. الفيل 106. قريش 107. الماعون 108. الكوثر 109. الكافرون 110. النصر 111. المسد 112. الإخلاص 113. الفلق 114. الناس
تعداد آیات: 42

تفسير 80. عبس آية 1
Number of verses: 42
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيم
عَبَسَ وَتَوَلَّىٰ 1
چهره در هم کشید و روی برتافت...

ترجمه
چهره درهم كشید و روى بر تافت.
از اینكه نابینایى به سراغ او آمد.
و تو چه دانى، شاید او در پى پاكى و پارسایى باشد.
یا پند گیرد و آن پند سودش بخشد.
امّا كسى كه خود را بى‏نیاز مى‏بیند.
پس تو به او مى‏پردازى.
با آنكه اگر پاك نگردد، بر تو چیزى نیست.
و امّا كسى كه شتابان نزد تو آمد،
در حالى كه از خدا مى‏ترسد،
تو از  او تغافل مى‏كنى و به دیگرى مى‏پردازى.

نکته ها
 بر اساس روایات اهل سنّت، شخصى به نام عبداللّه بن امّ مكتوم كه فردى نابینا بود، به مجلس پیامبر وارد شد، در حالى كه آن حضرت با بزرگان قریش همچون ابوجهل و عُتبه جلسه داشت و آنان را به اسلام دعوت مى‏كرد. او كه نابینا بود و حاضران را نمى‏دید، مكرّر از پیامبر مى‏خواست كه قرآن بخواند تا او حفظ كند.
لذا نوعى كراهت و ناراحتى در چهره آن حضرت ظاهر شد. در اینجا بود كه آیات اولیه سوره عبس نازل شد و آن حضرت را مورد عتاب و سرزنش قرار داد.
البتّه در آیات مورد بحث، دلالت روشنى بر اینكه شخص عبوس كننده، پیامبر بوده است وجود ندارد و روایات اهل سنّت، آن را مطرح كرده است. امّا در روایتى كه از امام صادق‏علیه السلام رسیده، این آیات در شأن مردى از بنى امیّه نازل شده كه در محضر پیامبر بوده و به هنگام ورود ابن مكتوم،  چهره درهم كشید و روى بگرداند.(21)
مرحوم سیّد مرتضى در كتاب متشابه القرآن، روایات اهل سنّت را مردود دانسته و با استناد به دیگر آیات قرآن مى‏فرماید:
خداوند اخلاق پیامبر را ستوده و درباره او فرموده است: «انّك لعلى خلق عظیم»(22) تو داراى خلق نیكو و بزرگوارانه هستى ودر دو مورد آن حضرت را به تواضع در برابر مؤمنان سفارش نموده است: «واخفض جناحك للمؤمنین»(23)، «واخفض جناحك لمن اتّبعك من المؤمنین»(24)
علاوه بر آنكه اگر پیامبر چنین اخلاقى داشت، بر اساس آیات دیگر قرآن، اصولاً در تبلیغ توفیقى نداشت. چنانكه خداوند خطاب به پیامبرش مى‏فرماید: «لو كنت فظّاً غلیظ القلب لانفضّوا من حولك»(25) اگر تندخو و خشن بودى، مردم از اطراف تو پراكنده مى‏شدند.
ده آیه انتقاد به خاطر چهره درهم كشیدن و عبوس كردن در برابر نابینایى كه براى او خنده و ترشرویى فرقى ندارد، نشان دهنده حساسیت اسلام در برخورد با طبقه محروم است.
مراد از «مَن إستغنى» یا بى‏نیازى مالى است كه باعث مى‏شود شخص خود را برتر از دیگران بداند و یا بى‏نیازى از ارشاد و هدایت است كه شخص، دیگران را گمراه و منحرف ببیند. البتّه جمع میان هردو نیز ممكن است، یعنى شخص در اثر ثروت زیاد، گرفتار غرور شده و به سخن حق دیگران گوش فراندهد.


21) تفسیر المیزان.
22) قلم، 4.
23) حجر، 88.
24) شعراء، 215.
25) آل‏عمران، 159.

پيام ها
 1- نقص عضو نشانه نقص شخصیّت نیست. (احترام نابینایان و معلولین و افراد ناقص الخلقه لازم است.) «عبس و تولّى أن جائه الاعمى»
 2- ارزش اخلاق به خاطر كمال ذاتى آن است، نه خوشایند دیگران. (نابینا كه عبوس كننده را نمى‏بیند تا شاد یا ناراحت شود.) «عبس و تولّى أن جائه الاعمى»
 3- اسلام با روحیه استكبار و تحقیر دیگران مخالف است. «ما یدریك لعلّه یزّكى»
 4- به ظاهر افراد نمى‏توان قضاوت كرد. (گاهى نابینا، از افرا بینا طالب‏تر است) «الاعمى... لعلّه یزكّى‏»
 5 - میزان پذیرش افراد جامعه متفاوت است. در برابر ارشاد و دعوت پیامبر، گروهى تزكیه مى‏شوند و گروهى در حدّ تذكّر سود مى‏برند. «یزّكّى او یذكّر»
 6- تذكّر دادن، بى نتیجه نیست و اثر خود را مى‏گذارد. «یذّكر فتنفعه الذكرى‏»
 7- اصل، ایمان انسان‏هاست نه ثروت و سرمایه آنها. «امّا من استغنى امّا من... یخشى»
 8 - پیامبر مسئول ارشاد مردم است نه اجبار آنان. «و ما علیك ألاّ یزكّى‏»
 9- احساس بى‏نیازى محكوم است. جمله «امّا من استغنى» در مقام انتقاد است.
 10- احساس بى‏نیازى و خود را كامل و بى نیاز دانستن، سبب محروم شدن از تزكیه است. «من استغنى‏... اَلاّ یزكّى‏»
 11- طبقه محروم با سرعت به سراغ اسلام مى‏آیند. «جاءك یسعى‏»
 12- خشیت درونى با تلاش و حركت بیرونى باید توأم باشد. «یسعى‏ و هو یخشى‏»
 13- راه خودسازى، درك محضر پیامبر و یا استاد ربّانى است. «جاءك یسعى‏»
 14- در شیوه تبلیغ برخورد دوگانه با فقیر و غنى جایز نیست. «فانت له تصدّى‏ - فانت عنه تلهّى‏»

توضيحات
سیماى سوره عَبس‏
 این سوره چهل و دو آیه دارد و در مكّه نازل شده است.
 نام سوره از اولین آیه گرفته شده و به معناى چهره درهم كشیدن است.
 گرچه شأن نزول آیات اولیه این سوره، برخورد نامناسبى است كه با یك فرد نابینا صورت گرفته، امّا محور مطالب آن، همانند دیگر سوره‏هاى مكّى، معاد و حوادث تكان دهنده قیامت و سرنوشتِ مؤمنان و كافران در آن روز است.
 بیان گوشه‏اى از نعمت‏هاى خداوند به انسان و كفران و ناسپاسى او در برابر این نعمت‏ها، بخشى دیگر از آیات این سوره را تشكیل مى‏دهد.

Copyright 2015 almubin.com